برخى ام کلثوم و حضرت زینب را یک نفر و ام کلثوم را کنیه حضرت زینب دانسته اند.
گویا مراد این است که امام على(ع) دو دختر
به نام هاى زینب و ام کلثوم داشته اما شخص
حاضر در کربلا زینب بوده، کنیه او ام کلثوم
است. تحقیقى هر چند کوتاه در منابع تاریخى
مى تواند حقیقت امر را روشن کند. پیش از بیان نتیجه پژوهش، ذکر این
نکته جا دارد که هنگام بررسى امور تاریخى ـ
بر خلاف فقه ـ زنجیره سند چندان مورد
توجه نیست بلکه مضمون مطالب با مطالب
دیگر مقایسه و سنجیده مى شود. بنابراین
وقتى مطلبى در منابع تاریخى کهن مى آید
مورد قبول است مگر اینکه مضامین تاریخى
دیگر آن را رد کنند. نتیجه تحقیق در موضوع مذکور را در دو
بخش عرضه مى داریم: بخش اوّلدو فرزند به نام هاى زینب و
ام کلثوم
قرائن و شواهد متعدد نشان مى دهند که
امام على(ع) دست کم دو دختر به نام هاى
زینب و ام کلثوم داشته است: أ) امیرالمؤمنین فرمود: «... و ابنىّ الحسن
و الحسین و ابنتىّ زینب و ام کلثوم ...؛(1) دو
پسرم حسن و حسین و دو دخترم زینب و
ام کلثوم.» ب) در باره امام على آمده است: «... و
ابنیه الحسن و الحسین و ابنتیه زینب و
ام کلثوم؛(2) دو پسر حضرت به نام هاى حسن
و حسین و دو دختر او به نام هاى زینب و
ام کلثوم.» ج) در مورد حضرت فاطمه(س)
مى خوانیم: «... و حملتْ بالْحسن فلما رزقتْه
بعد أربعین یوما حملتْ بالحسین ثم رزقتْ
زینب و أم کلثوم و حملت بمحسن؛(3) چهل
روز پس از تولد امام حسن، حضرت زهرا(س)
امام حسین را باردار شد سپس زینب و
ام کلثوم به دنیا آمدند و بعد، محسن را باردار
شد.» د) در جاى دیگر آمده است: «.. على و
فاطمة و ابنیهما الحسن و الحسین و ابنتیهما
زینب و ام کلثوم ...؛(4) على و فاطمه و دو پسر
آنها حسن و حسین، و دو دختر آنها زینب و
ام کلثوم.» ه··· ) بسیارى منابع هنگامى که نام فرزندان
امیرالمؤمنین(ع) را با هم ذکر مى کنند، از
زینب و ام کلثوم هر دو نام مى برند و بسیارى
از آنها تصریح کرده اند که مادر هر دو حضرت
فاطمه(س) است.(5)
و) برخى تصریح کرده اند که نام خواهر
زینب، ام کلثوم بوده است.(6)
بعضى عبارات مذکور صراحت دارند و
برخى ظهور در این دارند که امام على(ع)
دست کم دو دختر به نام هاى زینب و ام کلثوم
داشته است. بخش دومحضور زینب و ام کلثوم در کربلابعضى شواهد نشان مى دهند که نه تنها
امام على(ع) دو دختر به این نام ها داشته بلکه
هر دو خواهر در کربلا حضور داشته اند: أ) امام حسین(ع) روز عاشورا فرمود: «یا
اختاه یا ام کلثوم و أنتِ یا زینب و أنتِ یا
فاطمة و ...»(7)
ب) همچنین امام حسین در آن روز در
جاى دیگر فرمود: «یا زینب و یا ام کلثوم و یا
سکینة و ... .»(8)
ج) امام(ع) در موردى دیگر فرمود: «یا
سکینة یا فاطمة یا زینب یا ام کلثوم، علیکنّ
منّى السلام.»(9)
د) امام در روز عاشورا فرمود: «ألا یا
زینب یا سکینة یا ولدى مَن ذا یکون لکم
بعدى؟ ألا یا رقیة یا أم کلثوم أنتم ودیعة ربى
الیوم ... .»(10)
اگر زینب و ام کلثوم عنوانى براى یک نفر
بودند تکرار لزومى نداشت. ه··· ) وقتى قافله به کربلا رسید امام
جمله اى فرمود که از آن استفاده مى شد
حضرت در آن سرزمین به شهادت مى رسد.
حضرت زینب عرض کرد: «یا اخى هذا کلام
مَن أیقن بالقتل. فقال: نعم یا أختاه. فقالتْ
زینب: و اثکلتاه ینعى الحسین(ع) إلى نفسه.
قال (الراوى): و بکى النسوةُ و لطمنَ الخدودَ و
شققن الجیوب و جعلتْ أم کلثوم تنادى:
وا محمداه وا علیاه وا أماه وا أخاه
وا حسیناه ...؛(11) برادرم، این سخن کسى
است که یقین به کشته شدن دارد! امام(ع)
فرمود: بله خواهرم. زینب گفت: اى واى!
حسین از مرگ خود خبر مى دهد. راوى
مى گوید: زنان گریه سر دادند و به صورت
زدند و گریبان دریدند. ام کلثوم فریاد
برآورد: وا محمدا، وا علیا، وا اما، وا اخا،
وا حسینا.» عبارت ظهور در این دارد که دو نفر به
نام هاى زینب و ام کلثوم در کربلا حضور
داشتند. درگذشت ام کلثوم پیش از واقعه
کربلا
سؤال: از برخى منابع استفاده مى شود که
ام کلثوم در زمان حیات امام حسن(ع)
درگذشت،(12) چگونه ممکن است وى در
کربلا حضور داشته باشد؟! جواب: ظاهرا امام على(ع) دو دختر به
نام ام کلثوم داشته است. مادر یکى از آنها
حضرت زهرا(س) بوده (چنان که برخى
عبارات منقول در بخش اوّل به آن صراحت
داشت) و مادر دیگرى ام ولد بوده است؛ زیرا
ابن خشاب (م567ق) هنگام شمارش نام
فرزندان امام على(ع) مى نویسد: «ام کلثوم
الصغرى مِنْ ام ولد»(13) نیز برخى منابع دو
دختر به نام ام کلثوم براى امیرالمؤمنین ذکر
کرده اند. علامه اربلى نام دختران امام على(ع)
را این گونه ذکر کرده است: «زینب الکبرى و
ام کلثوم الکبرى و ام الحسن و رملة الکبرى
ام هانى و میمونه و زینب الصغرى و رملة
الصغرى و ام کلثوم الصغرى و رقیة و فاطمة و
اَمامة و خدیجة و ام الکرام و ام سلمة و
ام جعفر و جمانة و تقیة.» علامه اربلى در
ادامه اشاره مى کند که مادر ام کلثوم دوم ام ولد
بوده است.(14)
بدین ترتیب ناهمگونى میان اخبار
تاریخى حل مى شود که از یک طرف
مى گویند: ام کلثوم در زمان حیات
امام حسن(ع) درگذشت و از سوى دیگر،
حضور او در کربلا نقل شده است.
بنابراین درگذشت یکى از دو ام کلثوم پیش از
عاشورا و دیگرى پس از عاشورا اتفاق
افتاده است. دو دختر به نام زینبیادآورى:از برخى منابع به دست مى آید که امام
على(ع) و حضرت زهرا(س) دو دختر به نام
زینب داشته اند، به این صورت که نام ام کلثوم
هم زینب بوده است. علامه اربلى از قول
شیخ مفید نام فرزندان امیرالمؤمنین(ع) را
این گونه برمى شمرد: «الحسن و الحسین و
زینب الکبرى و زینب الصغرى المکنّاة
ام کلثوم أمّهم فاطمة البتول سیدة نساء
العالمین.»(15)
طبرسى مى نویسد: «کان لفاطمة(ع)
خمسة اولاد ذکر و انثى: الحسن و
الحسین(ع) و زینب الکبرى و زینب الصغرى
المکناة بأم کلثوم(رض) و ولد ذکر قد أسقطتْه
فاطمة(س) بعد النبى(ص).»(16)
شاید علت به اشتباه افتادن آنها که
زینب و ام کلثوم را یک نفر دانسته اند همین
بوده که کنیه زینب، ام کلثوم بوده، غافل از
اینکه نام دو دختر امام على(ع) زینب
بوده است. نتیجه:از آنچه گذشت به دست آمد: 1. امام على(ع) دو دختر به نام زینب و
دو دختر به نام ام کلثوم داشته است. البته کنیه
یکى از زینب ها ام کلثوم بوده است. به عبارت
دیگر نام سه تن از دختران امام چنین است:
زینب، زینب با کنیه ام کلثوم، ام کلثوم. 2. یک ام کلثوم پیش از عاشورا و در زمان
حیات امام حسن(ع) از دنیا رفت و دیگرى
پس از عاشورا. 3. دو تن از دختران امام على(ع) به
نام هاى زینب و ام کلثوم در کربلا حضور
داشته اند. پى نوشتها: ــــــــــــــــــــــــــ1 ـ الهدایة الکبرى، حسین بن حمدان خصیبى
(م334ق)، بیروت، مؤسسه البلاغ، چاپ اول،
1411ق، ص163. 2 ـ همان، ص93. 3 ـ نوادر المعجزات، محمد بن جریر طبرى امامى، قم،
الهادى، چاپ اوّل، 1410ق، ص97؛ دلائل الامامه،
طبرى امامى، قم، البعث، چاپ اوّل، 1413ق،
ص104. 4 ـ بحارالانوار، ج30، ص290. 5 ـ سنن الکبرى، بیهقى (م458ق)، بیروت، دارالفکر،
ج7، ص70؛ تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر،
دارالفکر، ج3، ص179 و ج69، ص176؛ تهذیب
الکمال، یوسف مزى (م742ق)، مؤسسه الرساله،
ج20، ص479؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر، دارالفکر،
ج7، ص295؛ التنبیه و الاشراف، مسعودى
(م345ق)، ص258؛ البدایة و النهایه، ابن کثیر
(م774)، بیروت، دار احیاء التراث، ج5، ص314 و ج7،
ص367؛ کشف الغمه، اربلى (م693ق)، بیروت، دار
الاضواء، ج2، ص68؛ انساب الاشراف، بلاذرى
(ق3)، بیروت، اعلمى، ج2، ص411؛ تاریخ طبرى،
بیروت، اعلمى، ج5، ص153؛ الکامل فى التاریخ،
ابن اثیر (م630)، ج2، ص440؛ اسدالغابه، ابن اثیر،
اسماعیلیان، ج5، ص70؛ الاصابه، ابن حجر، بیروت،
دارالکتب العلمیه، ج6، ص191؛ ارشاد، شیخ مفید
(م413ق)، دارالمفید، ج1، ص355؛ تاریخ یعقوبى،
بیروت، دار صادر، ج2، ص213؛ تاج الموالید، طبرسى
(548ق)، قم، کتابخانه نجفى، ص23. 6 ـ ذخائر العقبى، ص167. 7 ـ لهوف، ابن طاووس(م664ق)، مهر، ص36. 8 ـ الدمعة الساکبه، ج4، ص351؛ معالى السبطین، ج2،
ص22؛ ذریعة النجاه، ص139. 9 ـ منتخب طریحى، ص440؛ بحارالانوار، ج45،
ص47؛ الدمعة الساکبه، ج4، ص336. 10 ـ ادب الحسین، ص48؛ اسرار الشهاده، ص426. 11 ـ لهوف، ص49. 12 ـ طبقات الکبرى، ج8، ص464؛ اسدالغابه، ج7،
ص378؛ استیعاب، ج4، ص510. 13 ـ تاریخ موالید الائمه، ص15؛ تاریخ مدینه دمشق،
ج70، ص35. 14 ـ کشف الغمه، ج2، ص69 ـ 68. 15 ـ همان، ص67. 16 ـ تاج الموالید، ص23؛ بحارالانوار، ج42، ص74؛
عمده الطالب، ص29. |