ن روز که وارد ایران شد عاشق اسلام
نیز شد و از آن روز که عشق به اسلام در
وجودش جا گرفت به دنبال اسلام و قرآن رفت،
با عشق و علاقه به فراگیری قرآن و نماز
پرداخت، در ماه مبارک رمضان روزه گرفت. و از
آن موقع به بعد بود که خود را مسلمان نامید.
خانم فاطمه سیفی (سونک اون هی) از کشور
کره یکی دیگر از خواهرانی است که حدود 2
سال است به دین مبین اسلام مشرف شده
است. وی در گفتگوی خود با پیام زن می گوید: من در ژاپن مشغول تحصیل در کالج بودم
و در آنجا با همسرم آشنا شدم. پس از چند
وقت تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم اما من
باید اول مسلمان می شدم. برای همین تصمیم
گرفتم به ایران سفر کنم. اتفاقا وقتی به ایران
آمدم ماه محرم بود و نزدیک عاشورا، همه جا
سیاه پوش بود. من آن موقع که تازه وارد ایران
شدم هنوز اسلام را نمی شناختم خلاصه در
خدمت یک روحانی نزدیک منزلمان شهادتین
را گفتم و مسلمان شدم و از آن به بعد بود که
همسرم راه را نشانم داد تا به دنبال اسلام بروم
و خودم اسلام حقیقی را بشناسم. ـ خانم سیفی، اسلام حقیقی را چگونه
دیدید و آیا با تصوراتی که از قبل در ذهن
داشتید یکسان بود یا خیر؟
من ابتدا که خانمهای چادری را می دیدم
پیش خود فکر می کردم مردها خیلی آنها را
اذیت می کنند! به هر حال، موقع ورودم به ایران
هم خیلی می ترسیدم. وقتی که وارد ایران شدم
گریه می کردم و ناراحت بودم، حتی می ترسیدم
به دوستانم بگویم که می خواهم در مورد اسلام
تحقیق کنم اما وقتی دیدم زنان در ایران سر
کار می روند، درس می خوانند و خلاصه فعالیت
می کنند، فهمیدم اشتباه می کرده ام. وقتی دیدم
که امام خمینی حتی در لحظات آخر زندگی اش
نماز می خواند، درس بزرگی گرفتم چون
می دیدم که روحانیون ایران خودشان پای بند
هستند و با آدمهای معمولی در کنار هم نماز
می خوانند و به عبادت می پردازند. خلاصه همه
اینها باعث شد که تفکرات اشتباه در مورد
اسلام، از ذهنم پاک شود و خودم مشتاقانه به
دنبال اسلام رفتم. با راهنمایی شوهرم و دو تن
از دوستانم که خودشان نیز کره ای و ژاپنی
بودند و مسلمان شدند، در مورد اسلام، نماز،
حجاب و ... تحقیق کردم و آنها را از عمق
وجودم قبول کردم. ـ آیا به خواسته های قلبی خود رسیده اید؟بله، تا حدودی حجاب را به خوبی
پذیرفته ام و الآن خیلی راحت و با حجاب کامل
اسلامی در جامعه رفت و آمد می کنم. وقتی
همسرم بلند اذان می گوید و یا نماز می خواند به
قدری لذت می برم که دست از هر کاری
برمی دارم و می نشینم و با دقت گوش می کنم
چون خودم هنوز در قرائت نماز مشکل دارم و
تنها ناراحتیم این است که هنوز نمی توانم نماز
بخوانم اما تلاش می کنم که سریعتر یاد بگیرم.
در ماه مبارک رمضان با اینکه بدنم آمادگی
نداشت و تا به حال روزه داری را تجربه نکرده
بودم، اما توانستم به راحتی روزه بگیرم و ماه
مبارک رمضان یکی از زیباترین ماهها بعد از
مسلمان شدن برایم بود. ـ خانم سیفی، لطفا بین موقعیت زنان در
ایران و ژاپن یا کره مقایسه کنید.
زنان در کره همپای مردان کار می کنند و
درس می خوانند اما به وظیفه اصلی خود یعنی
مادری و همسرداری نمی رسند. آنان در واقع
خانه و خانواده را رها می کنند. برای همین
جامعه برای تربیت بچه ها اقدام می کند و آن
هم بسیار خطرناک است، چون بچه ها دچار
انحراف می شوند اما در ایران یک زن تمام
تلاش خود را حتی کار کردن بیرون از خانه و
درس خواندن را برای تربیت صحیح فرزندان
به کار می گیرد و این مهمترین تفاوت زن
مسلمان ایرانی و زن غیر مسلمان کره ای یا
ژاپنی است. وقتی همسرم بلند اذان می گوید و یا نماز می خواند به قدری لذت
می برم که دست از هر کاری برمی دارم و می نشینم و با دقت
گوش می کنم. ـ آیا دوست دارید در ایران بمانید؟بله، با این همه اوصاف، عاشق و شیفته
اسلام و ایران شده ام و هر چند خانواده ام در
کره هستند اما هرگز دوست ندارم به کره
برگردم. اینجا مشکل رفت و آمد در جامعه و
تربیت فرزندان خیلی کمتر از کشور کره است. ـ حالا به چه کاری مشغول هستید؟در حال حاضر علاوه بر تحقیق در مورد
اسلام، ترم سوم آزفا را به پایان رسانده ام. ـ شما در ابتداء ورود به ایران از طرف
خانواده همسرتان چه عکس العملی دیدید؟
پدر و مادر همسرم بسیار مهربان هستند و
خیلی صمیمانه از من استقبال کردند. اینجا
روابط در میان فامیل، اقوام، دوستان و آشنایان
خیلی گرم است و من از این بابت بسیار
خوشحالم حتی در کوچه هم که می روم با
همسایه ها، با پیرمردها سلام علیک می کنم. ما
اول ازدواجمان با مادرشوهرم زندگی می کردیم. ـ در حال حاضر چه مشکلی دارید؟مشکل اول این است که منابع در مورد
اسلام به زبان کره ای یا ژاپنی خیلی کم است.
مسأله بعدی هم چیزی است که در برنامه
تولدی دوباره دیدم. در آن برنامه می گفتند
ایران پس از انقلاب رشد کرده است. اما سؤال
من این است که اگر ایران رشد کرده پس ایرانیها
باید درک کنند و قدر اسلام و مسلمانی خود را
بدانند اما متأسفانه عدم رعایت حجاب کامل در
جامعه اسلامی ایران از طرف برخی افراد
مشکل شخصی و اجتماعی است که باید حل
شود. ـ آقای سیفی، شما در ژاپن چه کار
می کردید و چطور شد که با همسرتان آشنا
شدید؟
من حدود 5/5 سال در ژاپن بودم و در
کارخانه صحافی کار می کردم که عموما تقویم یا
کتابهای مذهبی مسیحیت و غیره را به زبانهای
مختلف چاپ می کرد. برایم سؤال بود که چرا
قرآن به زبانهای مختلف ترجمه نمی شود و
برای همین به سفارت مراجعه کردم و اعتراض
کردم اما جواب درستی نشنیدم و با توجه به
اینکه اسلام در ژاپن کاملاً اشتباه و غلط جا
افتاده، مثلاً دو گروه از به اصطلاح مسلمانان بر
سر اینکه طبقه پایین یک مسجد را به
مشروب فروشی تبدیل کنند همیشه با هم
درگیری داشتند، حتی مسلمانان آنجا قبله را
نمی دانستند. به هرحال فکر کردم اگر نتوانم به
این وسعت در یک کشور کار کنم و بخواهم
اسلام حقیقی را به آنان بشناسانم، کار سختی
است. بنابراین تصمیم گرفتم با یک دختر
ژاپنی یا کره ای ازدواج کنم و لااقل وظیفه و
دین خود را نسبت به دین اسلام ادا کنم و این
کار را کردم. امیدوارم که بتوانم موفق باشم و
همسرم را به خوبی با دین اسلام آشنا کنم. من
او را مجبور نمی کنم. او را آزاد گذاشته ام تا باور
قلبی نسبت به همه عبادات و اعتقادات
اسلامی پیدا کند و بعد به آنها عمل کند. ـ همسرتان را به کدام مکانهای زیارتی
برده اید؟
به امامزاده داوود، شاهچراغ، حضرت
عبدالعظیم، قم و چند جای دیگر. ـ همسرتان موقع ورود به این زیارتگاهها
چه احساسی داشتند؟
او از اینکه حاجت گرفته بودند و این قدر
پول در ضریح امامزاده ها ریخته بودند به
اعتقادات قلبی مردم نسبت به این عزیزان که
واسطه بین آنان و خداوند هستند پی برد. ـ آقای سیفی، به عنوان کسی که خود را در
قبال اسلام مسؤول می دانید چه درخواستی
دارید؟
درخواست من بیشتر در زمینه تبلیغات با
جاذبه است به دلیل اینکه مسلمانان همیشه به
بُعد دافعه اسلام توجه می کنند. درخواست
دومم این است که انجمنی تشکیل شود از
افراد خارجی که مسلمان شده اند و با کمک آنها
جزواتی در مورد اسلام و به زبانهای مختلف
منتشر شود. |