ارزش و جایگاه نمازبهترین راه رسیدن انسان به کمال و قرب خدا، نماز است و خداوند نیز تنها بدین منظور نماز را بر آدمى
واجب نمود و البته پروردگار جهانیان بى نیاز از نماز آدمیان است. انسان در هر شرایطى بر اداى نماز
موظف است، به گونه اى که «حتى کسى که در دریا در حال غرق شدن است، باید در همان حال نماز
بخواند و به خداوند، توجه قلبى داشته باشد. گرچه رو به قبله بودن و دیگر شرایط از او ساقط مى شود.
بدین ترتیب، نماز نقشى اساسى در بالندگى و نیک بختى انسان ایفا مى کند». نماز، از مهم ترین سفارش هاى پیامبران بوده و از آشکارترین نمونه ها و نشانه هاى عبادت و
بندگى خداست. از این رهگذر، لقمان نیز به فرزندش مى گوید: «یا بُنَىَّ اَقِمِ الصّلوةَ؛ پسرم! نماز را به پا
دار». (لقمان: 17) نماز داروى فراموشى و وسیله ذکر خداوند است: «اَقِمِ الصّلوةَ لِذِکرى». (طه: 14) نماز، پیمان خداوند است. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «والصّلوةُ عَهدُاللّه ».
نماز، نور چشم پیامبر عزیز است که فرمود: «قُوَّةُ عَینى فى الصَّلوةِ».
نماز، اهرم مقاومت در غم ها و مشکل ها است. خداوند مى فرماید: «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ؛ از صبر و نماز (در گرفتارى ها) کمک بگیرید». (بقره: 45) نماز، داروى تکبر است. امام على علیه السلام مى فرماید: خداوند، نماز را واجب کرد تا انسان را از کبر و
خودخواهى دور کند: «والصَّلوة تَنزیها عن الکِبْرِ».
نماز، پایه و ستون دین است: «وَ هِىَ عمودُ دینِکُم».
پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله فرمود: «مَوضعُ الصَّلوةِ مِن الدّین کَمَوضِعِ الرَّأسِ مِن الجَسَدِ؛ نماز نسبت به دین، به منزله
سر نسبت به تن است».
«الصّلاةُ مِفتاحُ الجنّة؛ نماز، کلید بهشت است».
نماز، نخستین پرسش در قیامت است: «اَوُّلُ ما یُحاسَبُ به العبدُ الصّلاة».
نماز، راه نزدیک شدن انسان پرهیزکار به خداست: «الصَّلوةُ قربانُ کُلِّ تَقىٍّ».
و نماز، سفارش برتر پیامبران و آخرین خواسته امام صادق علیه السلام پیش از شهادت است. آن گاه که
همه خویشاوندان و فرزندان را دور خود فرا خواند و چنین سفارش کرد: «هر کس نماز را سبک
شمارد، مشمول شفاعت ما در قیامت نخواهد شد».
شیطان نیز چون به اهمیت و مرتبه نماز و تأثیر بسیار آن در بهروزى آدمیان آگاه است، مى کوشد
انسان را از نماز دور سازد. به گونه اى که اگر فرد نماز مى خواند، نمازى نباشد که خدا از او انتظار دارد.
بنابراین، فکرهاى بى اساس و بى شمارى را به ذهن او مى ریزد تا به هر وسیله اى وى را از توجه قلبى
به نماز منصرف سازد. با این حال، شیطان چندان قادر نیست که انسان را بر نداشتن حضور قلب در
نماز، مجبور کند، بلکه فرد مى تواند، با فراهم آوردن عوامل حضور قلب، از برکت هاى ذاتى نمازى که
معراج مؤمن است، بهره مند شود. پیام متن:ثمره هاى نماز شگفت آور است و مى تواند، نمازگزار را تا آستان خداوند بار دهد، به
شرط آنکه با اخلاص و حضور قلب همراه باشد. عوامل حضور قلب1. نشاط جسمىپزشکان معتقدند، اگر آدمى غذا را با شادى میل کند، زودتر و بهتر جذب بدن مى شود. طب روحانى نیز
خبر مى دهد که اگر انسان غذاهاى روحانى را از روى اشتیاق صرف کند و از خمودگى دور با شد، آثار
پاکى و زدایندگى آن زودتر در قلب پدیدار مى شود. نشاط جسمى، از عوامل ایجاد شور و شوق به نماز و
در نتیجه، یکى از زمینه هاى حضور قلب در نماز است. بى گمان، نماز کسى که در سلامت جسمى
کامل به سر مى برد، با نماز کسى که از بدنى بیمار رنج مى برد، در میزان بهره مندى از اشتیاق و حضور
قلب در نماز، از برخى جنبه ها با هم متفاوت است. پس سزاوار است، کسانى که دغدغه حضور قلب در
نماز را دارند، تندرستى خویش را قدر بدانند و جسم خود را در حال نشاط و آمادگى همیشگى براى
بندگى شایسته پروردگار نگه دارند. پیام متن:شرایط بدنى انسان، از لحاظ سلامتى، تأثیر مستقیم بر روح او و چگونگى نماز او دارد. 2. پرهیز از دنیادوستىاز جمله مواردى که رسیدن به مقام قرب الهى را مانع مى شود و انسان را از لذت مناجات با خداوند باز
مى دارد و نیز قلب را به تاریکى مى کشاند، دوستى با دنیاست که در سخنان گهربار ائمه
معصومین علیهم السلام بسیار نکوهش شده است. امام صادق علیه السلام مى فرماید: «رَأسُ کُلِّ خَطیئةٍ حبُّ الدّنیا؛ منشأ هر خطایى، دوستى دنیاست».
قلب آدمى، چون پرنده اى است که پیوسته از شاخه اى به شاخه دیگر مى پرد و تا هنگامى که
درخت حبّ دنیا در وجود انسان پا برجاست، پرنده قلب نیز بر شاخه هاى آن آویزان است. اگر انسان با
اندیشیدن در پى آمدهاى دوستى دنیا از خلال آیات و روایات و حالت هاى اولیاى خدا بتواند این
درخت را از وجود خویش ریشه کن سازد، آن زمان است که قلب او آرامش و به حضور قلب در نماز
توفیق مى یابد. ولى تا زمانى که قلب انسان در نماز به جاذبه هاى دنیایى توجه دارد، از یاد خدا و حضور
قلب در نماز باز خواهد ماند و از درک فیض نزدیک شدن به خداوند محروم خواهد بود. پیام متن:هرگز خدادوستى با دنیادوستى جمع نمى شود. بنابراین، با دوستى دنیا نمى توان به مرتبه
حضور قلب در نماز رسید. 3. پرهیز از وسواسوسواس، قلب را در نماز به سوى امورى جز خدا مى کشاند. بدون شک، وسواس از القائات شیطان
است تا حضور قلب را از انسان بگیرد و او را از حال توجه به خداوند یگانه و رحمان باز دارد. شخصى
که در نماز، پیاپى در رکعت ها و رکن هاى نماز شک مى کند و همه توجهش را در درست به کار بردن
واژه ها صرف مى کند، خود را از فیض درک محضر پروردگار محروم مى سازد و از برکت و روشنى نماز
نصیبى نمى گیرد. پیام متن:وسواس عملى شیطانى است و دل نمازگزار را از یاد خدا در نماز باز مى دارد. 4. توجه داشتن به خداوند در همه حالبزرگان اخلاق، براى توفیق یافتن بر حضور قلب در نماز، به افراد چنین سفارش مى کنند که در طول
روز نیز در همه حال متوجه حضرت حق باشند. انسان به هر چیز بیشتر توجه کند، همان چیز، قوى تر و پررنگ تر در روح او نقش مى بندد. پس به
گاه خواندن نماز نیز یاد او از آن پر و توجهش بدان سوست. بدین ترتیب، شاید یکى از ثمره هاى این
آیه شریفه که مى فرماید: «اذْکُرُوا اللّه َ ذِکْرا کَثِیرا؛ بسیار خداوند را یاد کنید.» (احزاب: 41)، همین باشد که:
یاد فراوان خدا در طول شبانه روز، تأثیر بسزایى در ایجاد حضور قلب در نماز خواهد داشت. پیام متن:دلى که در بیشتر وقت ها از یاد خدا غافل است، نمى تواند در نماز به یاد خدا باشد. پس
باید همواره دل را از هر چه جز خدا خالى داشت و یاد خدا را تنها حاکمِ بر قلب و روان
خود نماییم و از هر چه جز خواست او رو بگردانیم تا از نمازى ملکوتى و روحانى در
فضایى پر از اخلاص و بندگى خداوند بهره مند شویم. 5. یقین کردن به بزرگى خداآن گاه که بنده به عظمت خداوند و گستردگى فرمانروایى و قدرت او معرفت یافت و با جان و دل فهمید
که خود، در حقیقت، هیچ است و به اندازه ذره اى مالک خیر و شر خود نیست و زندگى و مرگ و حشر و
نشرش به دست برترینِ عالم یعنى خداست، عقل و اندیشه اش در برابر این عظمت و شکوه زانو
مى زند. پس در پیشگاه حضرت حق، به فروتنى مى افتد و قلبش از مشاهده شکوه بزرگى و فرمانروایى
او، بیش از حد و وصف خاضع و خاشع مى شود و مراقب حضور و نظر پروردگار و رد و پذیرش او خواهد
بود؛ با مراقبتى که یک چشم به هم زدن از آن غافل نخواهد شد.
امیر مؤمنان على علیه السلام مى فرمایند: ولو فَکَّروا فى عَظیمِ القُدرةِ وَ جَسیمِ النّعمةِ لَرَجَعُوا إلى الطّریق و خافُوا عذابَ الحریقِ.
اگر مردم در عظمت قدرت خدا و بزرگى نعمت هاى او مى اندیشیدند، به راه راست باز
مى گشتند و از آتش سوزان مى ترسیدند. «اگر انسان به مناجات با حق تعالى و ولى نعمت خود به قدر مکالمه با یک مخلوق عادى ضعیف
اهمیت دهد، هرگز این قدر نسیان و سهو و غفلت نمى کند؛ ولى نعمتى که آدمى را به وسیله انبیا و اولیا و
قرآن کریم، به مناجات با خود دعوت فرموده و درهاى مکالمه با خود را به روى او گشوده است. اگر
انسان امرى را بى اهمیت تلقى کند، کم کم به ترک آن منجر مى شود و ترک اعمال دینى، انسان را به
ترک دین مى رساند. چنانچه اگر انسان اهمیت عبادت ها را به قلب بفهماند، از این غفلت و
سهل انگارى منصرف شده و از این خواب سنگین بر مى خیزد».
از ابوحمزه ثمالى نقل کرده اند که گفت: امام سجاد علیه السلام را دیدم که نماز مى خواند. عباى آن حضرت از شانه اش افتاد، ولى حضرت
آن را راست نفرمود، تا آنکه از نماز فارغ شد. از حضرت در این باره پرسیدم، فرمود: واى
بر تو آیا مى دانى در حضور چه کسى بودم؟ همانا از بنده تنها قسمتى از نماز پذیرفته
مى شود که در آن توجه قلبى داشته است. پیام متن:اندیشیدن در عظمت پروردگار، سبب خضوع و خشوع و حضور قلب در نماز مى شود. 6 . خواندن دعاهاى پیش از نمازیکى از عواملى که به ایجاد حضور قلب در نماز کمک مى کند، خواندن دعاهاى پیش از شروع نماز
است که از معصومین علیهم السلام نقل شده است. امیرالمؤمنین على علیه السلام به یاران خویش سفارش مى فرمود که پیش از نماز، این دعا را بخوانند: یا مُحسِنُ قد اَتاک المُسى ءَ و قَد اَمرتَ المحسنَ أن یَتَجاوَزَ عنِ المُسى ءِ أنت المحسنُ و أنا
المُسى ء فبِحَقِّ محمدٍ وآلِ مُحمّدٍ صَلِّ على محمّدٍ وآل محمّدٍ و تَجاوَزْ عن قبیح ما تعلمُ مِنّى.
اى نیکوکار! گناهکار به سوى تو آمده و تو خود امر کردى که نیکوکار از گناهکار در گذرد
و تو نیکوکارى و من گناهکار، پس به حقّ محمّد و آل محمّد بر محمّد و آل محمّد درود
فرست و از کارهاى زشتم که به آن آگاهى، درگذر. پیام متن:دعاى پیش از نماز، آماده ساز توجه دل به ساحت ربوبى است. 7. توجه کردن به معانى الفاظ نمازبراى آنها که دغدغه حضور قلب در نماز را دارند، آموختن معانى نماز، بسیار راه گشاست. کسى که از
معانى جمله هاى نماز ناآگاه است، نه از نماز به شایستگى لذت مى برد و نه آنچنان که سزاوار است، از
حضور قلب بهره مند مى شود. نمازگزارى که به دلیل ندانستن معانى نماز، نه مى داند چه مى گوید و نه
آگاه است که چه مى خواهد، نمى تواند از شجره نماز، میوه هاى گوناگون بچیند. پیام متن:توجه کردن به معانى جمله هاى نماز، عاملى براى پیدایش حضور قلب در نماز است. 8 . توجه داشتن به تک فرصتى بودن نمازیکى از مواردى که مى تواند به حضور قلب بیشتر در نماز کمک کند و در روایت ها نیز به آن اشاره شده،
در نظر داشتن این نکته است که احتمال دارد این نماز، آخرین نمازى باشد که مى خوانیم. در روایتى نقل است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به یکى از یاران خود فرمود: «فَصَلِّها صلاةَ مُوَدِّعٍ؛ به هنگام نماز، به گونه اى نماز بخوان که گویا این آخرین نمازى است که مى خوانى و
نماز خداحافظى توست».
به راستى، از کجا مى دانیم که پس از این نماز، آن قدر زنده بمانیم که به نماز دیگر نیز برسیم؟ ما
وقتى وارد نماز مى شویم، حتى نمى توانیم یقین کنیم که همین نماز را به پایان خواهیم برد، تا چه رسد
به اینکه بخواهیم، به نمازهاى دیگر دل خوش کنیم! اگر انسان چند لحظه اى پیش از نماز بنشیند و بیندیشد که شاید این، آخرین نماز من باشد، بارى
شاید آن نماز را با حالت توجه به درگاه خداوند به جا آوَرَد. پیام متن:در نظر داشتن احتمال به پایان رسیدن عمر در حین یا بعد از نماز، سبب ساز افزودن بر
حضور قلب در نماز است. |