مجلات > خانواده و زنان > حوراء > اسفند 1385 - شماره 23


چیستی، چرایی و پاسخ شبهات پیرامون حجاب

پدید آورنده : ، صفحه 36

دکتر حسین سوزنچی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) تحریر و چکیده کردن آثار استاد شهید مرتضی مطهری را عهده دارد بوده اند که مجموعه تلاش های ایشان و همکارنشان در سال های اخیر منتشر گردیده است. به همین مناسبت گفت وگویی با وی ترتیب دادیم که بر اساس آن، دیدگاه های استاد شهید مورد بازخوانی قرار گرفته است.

شاید اولین بحثی که راجع به مسئله حجاب نیازمند تبیین است، تعریف و چیستی حجاب می باشد. در این خصوص توضیح بفرمایید و دیدگاه استاد شهید مطهری(ره) را در این باره مطرح نمایید.

اصل حجاب در قرآن مطرح شده است. گاهی چنین مطرح می شود که در قرآن چنین مسئله ای وجود ندارد اما در آیات31 سوره نور و 59 احزاب و ... این بحث مطرح شده است. واژه حجاب در قرآن به معنای اصطلاحی امروزی نیست و نیاز به توضیح بیشتری دارد اشکالی که وارد می شود این است که چرا شما یک جواب از پیش تعیین شده برای یک معضل اجتماعی دارید؟ چرا نمی آیید وضعیت جامعه را بررسی کنید؟ ولی به نظر بنده اقتضای دینداری همین است. زیرا ما یا دینی را قبول داریم یا نداریم اگر پذیرفتیم که دین یک حقیقت است و مسئله خاتمیت را نیز پذیرفتیم، به این معنا که قبول کردیم دین1400 سال پیش دین کهنه ای نیست، اگر همه این ها را پذیرفتیم، دستورات این دین را نیز باید بپذیریم. با این نگاه، یک پاسخ از پیش تعیین شده دراین باره می توانیم بدهیم. حقیقت قابل درک و قابل کشف است. مدخل بحث هم دینی است. اصل دلیل ما هم همین آیات و روایات است. این اصل، قابل تبیین و دلیل ما نیز قابل تبیین است. این طور نیست که چون در قرآن و روایات آمده، ما هم باید بپذیریم و هیچ دفاع عقلی هم نکنیم. برای دفاع عقلی، ابتدا در مورد چیستی حجاب مختصری بیان می کنم.

حجاب در3 مرحله مطرح است:

1- پوشانیدن ظاهر است(البته در مورد زنان بحث می کنیم زیرا ظاهر زنان جذب کننده است).

2- پوشانیدن حجم قسمت های مختلف بدن است.

3- پوشانیدن رفتارهای جذب کننده، که متأسفانه برخی آن را در تعریف حجاب، فراموش می کنند. البته در ادبیات دینی ما، در آیات و روایات به این مرحله سوم بسیار توجه شده است.

شهید مطهری از حجاب تعریفی دارند که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و جلب توجه نپردازد.

این مختصری از چیستی حجاب بود.

در چرایی حجاب چه ابعادی مورد بحث است؟

چرایی حجاب را از دو بعد می توان مطرح کرد، یکی بعد ایجابی و دیگر بعد سلبی. در بعد ایجابی، خود دین را، صرف نظر از شرایط اجتماعی- سیاسی خاصی که در فضاهای مختلف ایجاد می شود، بررسی می کنیم، به این نحو که چه دلیلی وجود دارد که حجاب بهتر از بی حجابی باشد؟

بعد سلبی مسئله مربوط به شرایط خاص است. اشکالاتی به ما می شود که در این مرحله، آن اشکالات را پاسخ می دهیم و بعد اینکه آیا این اشکالات فلسفه ای را که در بعد ایجابی از آن صحبت شد، رد می کند یا نه؟

در بعد ایجابی می توان بحث را در سه حیثیت مطرح کرد: فردی، خانوادگی و اجتماعی. که در ادبیات غربی مسایل دو بعد تقسیم می شوند: فردی و اجتماعی. در تقسیم بندی های علوم هم یا علوم فردی هستند(بحث های اخلاقی، انسان شناسی) یا اجتماعی(جامعه شناسی و اقتصاد). در نگرش دینی، که با نگرش سنتی- فلسفی ما نیز گره خورده، یک طبقه بندی سه گانه وجود دارد: فردی، خانوادگی و اجتماعی. این تقسیم بندی سه گانه، در نگرش دینی، امر قابل دفاعی است(تقدم خانواده بر جامعه به عنوان محور اندیشه) که امروزه در ادبیات غربی به نظر می آید برعکس شده وشاید یکی از عوامل عمده تخریب خانواده نیز همین باشد. این نگاه، در خانواده ها و در مسایل اجتماعی یا فردی نیز وارد شده است. در مسایل خانوادگی، روابط را خود شخص تعیین می کند. زن یا مرد، روابط را خودشان تعریف می کنند و این یک معضل اجتماعی شده است.

در بحث فردی، دو مسئله مهم است یکی بحث حیا و عفت است که شهید مطهری آن را به عنوان حفظ ارزش و احترام زن تعبیر کرده است و دیگری، بحث آرامش روانی، به عنوان مسئله فردی و نه اجتماعی.

نظر شهید مطهری در بحث حیا و عفت چیست؟

در بحث حیا و عفت ایشان به این مطلب می پردازند که مهم ترین فلسفه حجاب، حفظ ارزش و احترام زن است. یعنی زن در روابط خودش با مرد حریمی را قائل باشد که اگر این حفظ شود، ارزش او بالاتر می رود. در منطق فردی از این موضوع تعبیر به عفت می شود. نکته ای که مهم است این است که انسان موجودی اخلاقی و بیش از غریزه است. هر فصلی غیر از جنسش قایل باشیم در آن فصل یک ارجحیتی بر حیوانیت در او نهفته است. آن ارجحیت را با هر تعبیری می توان گفت. حیوان اخلاقی که لازمه آن این ارجحیت است که رفتار های انسان، مدبرانه بوده و بر اساس غریزه صرف نباشد. نمونه بارز آن، غریزه گرسنگی است که یکی از مشترکات انسان و حیوان است. انسان در رفتارهایی که می خواهد این غریزه را اشباع کند متفاوت با حیوانات رفتار می کند(در پخت و پز به عنوان فعل تا غدا خوردن و ...) ما هم می توانیم مثل حیوانات غذا بخوریم ولی این کار را نمی کنیم. در غریزه جنسی نیز همین طور است برای همین همه انسان ها در همه غرایزشان حدی برای رفتارها قائل اند.

یکی از عواملی که بحث پوشش را مطرح کرده بحث غریزه جنسی است یعنی وقتی می گوییم زن باید پوشش داشته باشد به دلیل یک نکته اخلاقی است به نام عفت که نقطه مقابل لجام گسیختگی غریزه جنسی است. در همه جوامع، انسان ها این نکته را می پذیرند که انسان باید مقداری پوشش داشته باشد. اصل پوشش محل بحث نیست، حریم و مقدار پوشش محل بحث است که به آن پرداخته می شود مسئله این است که اگر کمتر از این مقدار شود پوشش، ارزش انسان زیر سؤال می رود.

شما گفتید که آرامش روانی نیز از دلایل فردی مسئله حجاب است، رابطه این مقوله با حجاب چیست؟

اگر حریم پوشش درحد مطلوبی حفظ شود تنش های روحی کم می شود. اگر انسان در معرض تحریک هایی قرار بگیرد، آرامشش به هم می خورد مثلاً فیلم های سینمایی جذابیت دارد ولی اگر کسی صبح با شبش را با این فیلم ها پر کند، از زندگی انسانی خارج می شود. یکی از مزایای حجاب، این است که هم برای زن و هم برای مرد و نوع بهره گیری از غریزه جنسی و نوع روابط اجتماعی در بحث جنسی به خانواده منحصر می شود که خود به خود آرامش می آورد.

شما در ابتدای بحث در خصوص تفاوت تفکر اسلام و غرب در مورد مقوله خانواده اشاره کردید، بیشتر توضیح دهید.

با نگاه دینی حفظ خانواده به عنوان یک ارزش، فی حد نفسه اهمیت دارد. اما خانواده در غرب، فقط به عنوان بهره مندی جنسی و اطمینان پدر و فرزندی است.

گویی تنها کارکرد خانواده در همین خلاصه می شود. تقسیم کار نیز شراکتی است و بهره مندی مادی نیز بیشتر است. در واقع مانند شرکت است.

نگاه دیگر به خانواده این است که خانواده، موضوعیت دارد و تربیت نسل که یک مسئله بسیار مهم است در خانواده شکل می گیرد. عواطف صمیمانه که باعث رشد معنوی انسان می شود نیز از طریق خانواده محقق می شود و این عواطف صمیمانه، محیطی را بوجود می آورد که برای تربیت بچه مناسب است. به تعبیر شهید مطهری برای هر چیزی میزانی از عواطف لازم است0 مثلاً در دوستی های بین دو زن یا دو مرد. ولی برای عواطف مادری میزانی نیست زیرا عواطف مادری بسیار بیشتر از عواطف دیگر است که این مقدار زیاد برای تربیت فرزند لازم است. پس خانواده یک رکن است که روابط جنسی هم باید به خانواده محدود شود، زیرا قرار است کار خاصی در خانواده شکل شکل بگیرد که بیرون از خانواده شکل نمی گیرد. تربیت نسل در خانواده انجام می شود.

اگر عفت به تمام معنای کلمه، حتی در نگاه کردن مردان به زنان در جامعه وجود نداشته باشد، مردان نمی توانند عواطف لازم را برای همسر خود خرج کنند.

و محور اجتماع؟

جامعه محل کار کردن و تلاش است نه محل تمتعات جنسی. بهتر است بگوییم هدف جامعه مصرف گرایی نیست. چرا هنوز برای فروشندگی از خانم ها استفاده می کنند؟ تمتع جنسی در راستای مصرف گرایی است.

پس این سه محور(فرد، خانواده و اجتماع) دلیل های خاصی است که پوشش را برای زن الزام می کند در حدی که روابط جنسی در بیرون از خانه به حداقل خود برسد. یعنی مرد نتواند راحت از زن تمتع جنسی ببرد. وقتی می گویم تمتع جنسی، منطور روابط جنسی به معنای نهایت کلمه نیست، بلکه نگاه کردن نیز نوعی بهره مندی جنسی است و این نگاه نیز مقدمه خیلی مسایل است.

شبهاتی پیرامون مسئله حجاب از جمله اینکه حجاب محدود کننده آزادی است و یا حجاب با مسئله زیبایی در تعارض است و ای حجاب باعث ایجاد حرص و تحریک بیشتر در جامعه می شود و ... وجود دارد. پاسخ این شبهات با عنایت به دیدگاه شهید مطهری چیست؟

در پاسخ به شبهه اول باید گفت که آیا آزادی اصل مطلق است و حریمی ندارد؟ در تفکر غربی و در نگاه غالب روشنفکران ما نیز بحثی است که ما تا حدی آزاد باشیم که به حقوق دیگران تجاوز نکنیم. اگر کسی این پاسخ را بدهد، سؤال جدی که مطرح می شود این است که چرا باید آزادی دیگران، آزادی مرا محدود کند؟ مگر دیگران چه ارزشی دارند؟

پاسخی که دیگران می دهند این است که حرمت انسانیت است و کسی حق زورگویی به انسان را ندارد. انسان فقط در بعد فیزیولوژیک خلاصه نشده است. انسان چیزی دارد که به خاطر آن ارزشمند است که در ادبیات دینی، به کرامت وانسانیت تعبیر نمی شود. اگر انسانیت معیار شد در این صورت هر انسانی حرمت ندارد مثلاً نمی توان برای صدام حرمتی قائل شد. انسان هایی حرمت دارند که کرامتشان را حفظ کنند. حال کرامت چیست؟ اگر قائل به وجود خدا هستیم و خدا بهتر از ما تشخیص می دهد. تعریف های الهی برای انسان مطابق با کرامت است. همه انسان ها طالب زندگی بهتر هستند ولی ما در مصادیق اشتباه می کنیم، برای همین ما نیازمند دین هستیم. پس اگر دین چیزی را به ما گفت، کرامت ما را نیز در نظر گرفته است.

مسئله دیگر بحث راحتی بود ولی مسئله این است که بی حجابی سخت تر از با حجابی است. خانم های بی حجاب وقت بیشتری باید بگذارند ولی به هر ترتیب راحتی آخرین معیار برای تصمیم گیری است نه اولین کسی که دانشگاه نمی رود و ولگردی می کند راحت تر است از کسی که دانشگاه می رود ولی راحتی آخرین معیار است نه اولین معیار. یعنی اگر معیارهای دیگر تأمین شد، بعد به سراغ آخرین معیار،یعنی راحتی می رویم.

کسانی دنبال راحتی می روند که هدف پایین تری دارند پس اگر حریمی را برای جامعه و زندگی پذیرفتیم حجاب را نیز می پذیریم. منظور این است که کسی بخواهد حیا، عفت و خانواده اش را حفظ کند و راحت هم باشد.

راجع به شبهه زیبایی که مطرح کردید، اصل حرف، حرف درستی است اینکه ما باید محبوب باشیم، درست است ولی مسئله این است که محبوب چه کسی باشیم؟ از چه جهت ما را نگاه کنند؟

کسی که با زیبایی های جسمی می خواهد محبوب کسی باشد، محبوب شهوت ران ها خواهد شد. بالای 95 درصد افراد بدحجاب ما نیز انسان های عفیفی هستند و دوست ندارند کسی با نگاه شهوانی به آن ها نگاه کند. یک پزشک اگر زیبا هم نباشد مردم دوستش دارند.یا دانشمند، عالم و عارف هم همین طور. چون علم دارد. زیبایی را در معرض نمایش قرار دهیم که یک نگاه عالی را جلب کند. اخلاق، علم و... زیبایی است.

اما در رابطه با شبهه منع کردن و افزایش تحریک و حرص، دو پاسخ وجود دارد، ایجابی و سلبی پاسخ ایجابی اینکه آیا واقعاً برداشتن منع موجب کم شدن تحریک می شود؟ و پاسخ سلبی؛ آیا واقعاً در جوامع غربی تحریک وجود ندارد؟

در پاسخ به سؤال اول(ایجابی) باید گفت: نمی توان گفت که منع موجب تحریک نمی شود. البته منع مقداری تحریک با خودش می آورد، اما آیا هرجا این منع برداشته شود تحریکاتش هم برداشته می شود این محل بحث است. شهید مطهری در این رابطه می گوید نیازهای ما دو سنخ است محدود مثلاً خوردن و نامحدود مثل جاه طلبی، غریزه جنسی و ... که نیازهای نامحدود انسان هستند.

در جواب پاسخ دوم نیز باید گفت: در جوامع غربی نیز تحریک وجود دارد. مرد غربی که در روز هزاران زن بی حجاب می بیند، هنوز غریزه اش اشباع نمی شود. باز می خواهد زن دیگری را ببیند برای این کار تبلیغات گسترده ای انجام می دهند به طوری که کاری می کنند که با اینکه کسی نیاز به آن جنس نداشته باشد ولی تحریک شود که جنسی را که یک زن می فروشد یا تبلیغ می کند، بخرد. در غرب اکثر فروشنده ها را زن انتخاب می کنند. در واقع می توان گفت مردان غربی نیز تحریک می شوند. چون آمار بالای تجاوز با وجود آزادی این مورد را تأیید می کند. ولی در جاهایی به علت شخصیت و موقعیت اجتماعی و ...خود را حفظ می کنند. بالای 80 درصد استفاده از اینترنت صرف امور جنسی می شود. و این 80 درصد هم افرادی هستند که افراد با شخصیت و با شأن اجتماعی بالا هستند.

جوامع غربی با برداشتن منع دو ضرر کرده اند: یکی اینکه تحریک را به معنای عمومی کم نکرده اند اما به معنای فردی کم شده است و این به آن معناست که لذت افراد در روابط کمتر شده است. و همین باعث تضعیف خانواده در غرب شده است.

اشکال دیگری که مطرح شد این بود که اگر ما حجاب داشته باشیم از جامعه طرد خواهیم شد. باید به این افراد شخصیت بدهیم و بگوییم که خوب شما اگر خلاف جهت دیگران رفتار کنید آنها به شما احترام خواهند گذاشت زیرا جرأت شما را خواهند دید و این بالذات ارزشمند است.

بحث دیگری که در جامعه مطرح است این است که می گویند: حجاب در جامعه ما بیشتر جنبه حکومتی دارد یا اینکه می گویند حجابی که علما مطرح می کنند حجابی نیست که در دین مطرح است بلکه سلیقه آنهاست.

باید این طور جواب داد که برای هر کاری متخصص آن کار نیاز است مثلاً اگر چشم درد گرفتیم پیش هر کسی نمی رویم، علما نیز بر طبق آیات و روایات این طور نظر می دهند و استنباط می کنند. حال شما خودتان روایات را بررسی کنید اگر 50 روایت دیدید که مثلاً عنوان شده بود که اگر زن موی خود را نپوشاند اشکال ندارد بعد بگویید که علما از این روایت چشم پوشی کرده اند.

شاید شبهه دیگری مطرح باشد و آن اینکه چرا بحث حجاب را تنها در مورد زنان مطرح می کنند و خیلی روی بحث چشم چرانی مردها تأکید نمی شود؟

انحراف مردها در عدم عفت، چشم چرانی است و در آیات قرآن هم در جاهای مختلف به جلوگیری از چشم چرانی در مردها می پردازد. شاید گناه برخی مسایل، از برخی مسایل دیگر بیشتر باشد ولی قابلیت کنترل ندارد مثلاً ما حدیث داریم: «الغیبت اشد من الزنا». اگر کسی مرتکب زنا شود، تازیانه می خورد ولی برای غیبت چیزی مطرح نشده است. چون مرز غیبت خیلی شفاف و قابل تعریف حقوقی واضح نیست. حجاب مسئله ای حقوقی و قابل تعریف است ولی چشم چرانی قابل تعریف نیست، البته ما برای چشم چرانی، در صورت احراز آن، تعزیر داریم.

گاهی شبهه دیگری هم مطرح می شود که البته خیلی شایع نیست و آن این است که می گویند: حجاب برای کنیز و یا اهل کتاب واجب نبوده، پس چرا کشور ما برای همه افراد چه مسلمان و چه غیر مسلمان حجاب را الزامی کرده است؟

به نظر می آید که این که اسلام به این گونه مطرح کرده مسئله شأن اجتماعی است.

چون حجاب یک پرستیژ اجتماعی است یعنی آدم های باکلاس باید حجاب داشته باشند قرآن ابتدا می گوید حجاب مربوط به زنان مؤمن است و بعد درباره این افراد می فرماید که این افراد ملزم به حجاب نیستند. مثلاً دکترها یک پوشش خاصی دارند که اگر نپوشند، کسی متوجه نمی شود که دکتر هستند. حال اگر الزام درکار نباشد، خوب است یا بد؟ یعنی اسلام برای همه تثبیت کرده و بعد گفته اهل کتاب لازم نیست حجاب داشته باشند ولی همه اهل کتاب سعی می کردند با حجاب وارد جامعه شوند که شناخته نشوند. دین نگفته که اهل کتاب نپوشد برخی دستورات دینی الزاماً کارکرد فرهنگی دارند نه کارکرد حقوقی.

مثال ولد زنا در شریعت اسلام از ارث و حقوق دیگر محروم است. برخی می گفتند که این قانون اسلام قانونی ظالمانه است.

در امریکا قانونی تصویب شد که طبق آن بچه های تک والد یعنی بچه هایی که یا پدر دارند یا فقط مادر، حقوق جداگانه ای داشته باشند به همین خاطر عده ای به دروغ خود را تک والد معرفی می کردند تا از حقوق و مزایای تک والد بودن بهره مند شوند و این خود دلیلی شده که قباحت مسئله در غرب از بین برود. اما در کشور ما قبح مسئله همچنان باقی است لذا هیچ تک والدی چنین ادعایی نمی کند. در واقع این حکم یک کارکرد فرهنگی دارد. یعنی عملاً این حکم اجرا نمی شود. بحث حجاب کنیز هم کارکرد فرهنگی داشت ولی زمانی که بی حجابی در جامعه ما یک پرستیژ شده پس باید افراد خارجی را ملزم کرد که حجاب داشته باشند وادارشان کرد که حجاب داشته باشند. بنابراین اهل کتاب نیز تا یک اندازه ای اجازه دارند که پوشش نداشته باشند نه بیشتر از آن حد را. پس نشان می دهد آنها هم قوانین حکومت را رعایت می کنند چون در غیر این صورت تعزیر می شوند.