مجلات > خانواده و زنان > حوراء > آذر - اسفند 1386 - شماره 26


معرفی کتاب طلاق نوشته دکتر باقر ساروخانی

پدید آورنده : ، صفحه

ابعاد گسترده طلاق

طلاق، همواره یکی از چالش برانگیزترین مسایل پیش روی جوامع بشری بوده است. چرا که آثار مستقیم و غیر مستقیم آن نه تنها بر تعادل روانی زوجین، فرزندان، بستگان و دوستان بر جای می ماند؛ بلکه آثار منفی آن بر نظام اقتصادی، بر کمیت و کیفیت نظام جمعیتی و بر نظام فرهنگی غیر قابل انکار است. بنابراین شناخت علل و عوامل و ابعاد مختلف آن و آثاری که بر فرد و جامعه بر جای می گذارد، بسیار حایز اهمیت است.

طلاق به عنوان پدیده ای که باعث جدایی میان دو نفر می شود، امری مشترک در همه جوامع است؛ اما شناخت آن از پیچیدگی های بسیار برخوردار است و همین پیچیدگی ها، مطالعه آن را دشوار ساخته است از آنجا که ارتباط زن و شوهر غنی ترین و چند بعدی ترین ارتباطات انسانی است، شناخت و درک علل واقعی طلاق، نیازمند ابزاری بس دقیق و پیچیده است.

با نگاهی از بیرون به طلاق، شاید بتوان به عواملی پررنگ در بروز آن اشاره کرد؛ اما واقع امر چنین نیست. همواره و در همه فرهنگ ها، نگاه خوبی به طلاق وجود نداشته، بررسی آمار و مطالعه درباره ی عوامل و یافتن راه کارهایی برای کاهش آن نشان دهنده ی اهمیت و آثار منفی ای است که بر ابعاد مختلف جوامع بشری بر جای می گذارد.

مخفیانه ترین و در عین حال پیچیده ترین رابطه ها، روابطی است که میان زن و شوهر وجود دارد. بنابراین علل اختلافات و مشکلاتی هم که منجر به طلاق و جدایی میان زن و شوهر می گردد، پیچیده و مخفی است و عموماً دلایلی که مرد و زن برای اتخاذ چنین تصمیمی مطرح می کنند، دلیل اصلی و مهم ترین علت نیست و اتخاذ تصمیم بزرگی چون طلاق، دلیل روشنی بر وجود تعارضات و عمیق ترین روابطی است که عدم تعادل و هماهنگی در آن، دو فرد را به سمت اخذ چنین تصمیمی می کشاند و افرادی که با وجود آگاهی از تبعات طلاق در همه ابعادش، دست به چنین اقدامی می زنند یا بسیار کم هستند یا از سلامت و تعادل روانی کافی برخوردار نیستند.

از طرفی آگاهی از راه های شناخت پدیده طلاق و شرایط تأثیرگذار در کشورهای مختلف، عوامل طلاق و قوانین حقوقی و قضایی مربوط به آن و شناخت راه کارها و بررسی آنها، از جمله مواردی است که برای پژوهش و تحقیق در این رابطه حایز اهمیت بوده و بایسته می نماید.

کتاب «طلاق» تألیف دکتر باقر ساروخانی، استاد دانشگاه تهران، است. اگرچه این کتاب، سال ها قبل به چاپ رسیده؛ اما موضوعات آن هنوز قابل تأمل و استفاده است.

این کتاب توسط مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران و به شمارگان 3000 نسخه چاپ شده بود.

این کتاب در پنج فصل تدوین شده است.

در فصل نخست مفهوم طلاق و مهم ترین روش های شناخت آن بررسی شده است. در این فصل مفهوم طلاق و مفاهیم نزدیک به آن جدا شده و هریک مورد بررسی قرار گرفته است.

شناخت روش های طلاق، نیازمند ابزارهایی است که مهم ترین آن ها روش های طولی، روش های مقطعی و مطالعات پهنانگر است. در روش های طولی؛ مثلاً در یک زمان خاص، 100 خانواده مورد پژوهش قرار می گیرند این خانواده ها در یک شهر خاص و در یک زمان خاص تشکیل شده اند و دگرگونی این خانواده ها در این روش، مشخص می شود و این دگرگونی ها نشان دهنده دگرگونی های پدید آمده در کل جامعه نیز هست؛ زیرا تحولات درون خانواده، انعکاسی از تحولات اجتماعی است.

البته این روش، محدودیت هایی دارد که از آن جمله می توان به جابه جایی خانواده ها، دگرگونی های غیر منتظره و هزینه بر بودن این روش، اشاره کرد.

روش مقطعی، روشی است که موارد تحقیق در یک برهه خاص از زمان، مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرند. در این تحقیقات و مطالعات، ابزار تحقیق، باید با مطالعات همگن و هماهنگ باشند. روش های یکسانی رده بندی عبارات، یکسانی در معانی، یکسانی در ویژگی های غالب پرسشگر در روند تحقیق، می تواند برای ارائه نتایجی که به واقعیت نزدیک است، راهگشا باشد.

شناخت علل و عوامل طلاق بیش از آنکه از طریق تحقیقات پهنانگر صورت پذیر باشد با انجام بررسی های کیفی و عمقی امکان پذیر است. این بررسی ها بیشتر به تفرّد تکیه دارند و در آن می توان از پرسش های رفتاری، فرافکن، آرزویی یا انتظاری استفاده نمود.

اما در دیدگاه و روش پژوهشی، مطالعات چند رشته ای که استفاده از یک تیم تحقیقاتی مرکب از اقتصاددان، روانشناس، جامعه شناس و ... است ضروری است تا هر یک، بخشی از این پدیده را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند.

در فصل دوم، طلاق در ایران و کشورهای غربی و صنعتی بررسی شده است و ویژگی این پدیده در هر یک از جوامع و همچنین جامعه روستایی و شهری مورد بررسی قرار گرفته است.

هر جا رابطه ای هست، قطع آن نیز امکان وقوع دارد. «ویلیام گود» می گوید:« هر نظام خانوادگی در خود سازوکار فرار از آن را نیز جای داده است و این بدان جهت است که افراد بتوانند از فشارهای نظام، جان سالم به در ببرند. یکی از این راه ها طلاق است». اگر چه هدف هر جامعه کوشش نه در راه امحاء مطلق و کامل طلاق، بلکه در کاهش هر چه بیشتر در شمار آن است.

البته موضوع مهم در شناخت طلاق در نظر گرفتن شرایط هر جامعه است. حجم و ابعاد طلاق در هر جامعه با جامعه دیگر متفاوت است و از سوی دیگر علل و عوامل طلاق در هر جامعه خاص، منحصر به فرد و متمایز است، بنابراین مقایسه آمار طلاق در کشورهای مختلف، بدون در نظر گرفتن شرایط هر جامعه، نمی تواند درست باشد. مثلاً در جامعه ای که لذت گرایی و تمتع آنی و مادی حکمفرماست، روابط نیز سست و بی پایه اند. در چنین جامعه ای، ازدواج، پیوندی مقدس نیست و طلاق نیز به تبع آن پدیده ای مذموم به شمار نمی رود؛ مثلاً در حوزه کارائیب آمریکا، زندگی مستمر یک زوج تعجب آور است؛ اما در جوامعی، پیوند زوجیت، امری الهی و آسمانی به شمار می رود. بنابراین نمی توان آمار طلاق، عوامل آن و راه کارهای آن در کشورهای مختلف را با کشوری خاص مقایسه کرد و باید هر کشور بر اساس فرهنگ و خصوصیات خود آن کشور در نظر گرفته شود.

در بررسی های به عمل آمده میزان طلاق در کشورهای صنعتی (به استثنای ژاپن) نسبت به کشورهای در حال توسعه، بیشتر است. با تقبیح ثبات خانواده از جانب وجدان جمع، طلاق به صورت پدیده ای معمولی، ساده، عادی و فاقد عارضه، جلوه نموده و رواج می یابد.

طلاق در ایران در مقایسه با کشورهای صنعتی غرب و حتی برخی جوامع جهان سوم و مسلمانی نظیر الجزایر، چندان بالا نیست. ویژگی دوم طلاق در ایران دوگانگی وسیعی است که بین شهر با روستاها وجود دارد.

در فصل سوم، نویسنده به عوامل و دلایل طلاق پرداخته است. شناخت علل طلاق از نظر نویسنده دشوارترین فصل کتاب است و از آنجا که شناخت عوامل طلاق در نگاه اول و با مصاحبه با همسران در آستانه طلاق یا طلاق گرفته، کار دشواری است و معمولاً 90 درصد از این افراد در پاسخ به انگیزه طلاق، عدم توافق را مطرح می کنند، در این فصل بعد از بررسی پاسخ های ارایه شده به این سئوال که «علت طلاق شما چه بوده است؟» از راه تحلیل غیر مستقیم به تحلیل علل طلاق پرداخته شده است.

به زعم نویسنده، از جمله عمیق ترین علل طلاق، پیدایی بحران در ارزش هاست.

طبق اظهار نظر افراد، مهم ترین علل طلاق در ایران، نداشتن توافق و اخلاق، تنفر و کراهت، اختلافات خانوادگی، عقیم بودن و نازایی زن، ندادن نفقه، اختلاف سن، زندانی بودن زوج، سوء اخلاق و رفتار زوجین، بیکاری زوج، داشتن زن های دیگر، اعتیاد، انحراف زوجه، عدم تمکین، فساد اخلاقی زوج، بیکاری و آزار بدنی عنوان شده است.

اما مهم ترین علل طلاق در آمریکا، آزار بدنی، بددهنی، مسایل مالی، اعتیاد به مشروبات الکلی، ترک خانه و عدم توجه به فرزندان، داشتن روح خشن و ناسازگار، پر توقع بودن، خیانت، ناسازگاری جنسی و کراهت برشمرده شده است و در 40 کشور غیر اروپایی، ناسازگاری و عدم توافق، خیانت، خیانت مفرط و مکرر، نازایی یا عقیم بودن، ناتوانی یا عدم تمایل جنسی، عدم پرداخت نفقه، ناتوانی از نظر اقتصاد، بدخلقی و رفتار بد یا آزار بدنی عنوان شده است.

از آنجا که این دلایل نمی تواند دلایل اساسی طلاق باشد و طلاق هم، تنها پدیده ای فردی نبوده و یک پدیده اجتماعی هم به حساب می آید و پدیده های اجتماعی چندین عامل دارند، بنابراین طلاق نیز از این مجموعه مستثنی نیست. عوامل شمرده شده بالا بیشتر جنبه عاطفی دارند و نمی توانند به خودی خود باعث طلاق شوند.

از سوی دیگر، هر یک از عوامل به تنهایی معنا ندارند؛ بلکه تنها در مجموعه یا شبکه معنا می یابند. تحقیق در زمینه طلاق، نیازمند بررسی عواملی چون عوامل روانی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی و ... است.

بررسی معلول هرگز نمی تواند برای ارائه راه کارهای پیشگیری از طلاق مؤثر واقع شود، بنابراین علاوه بر شناخت علل و عوامل چند بعدی طلاق، شدت و ضعف درجه اهمیت عوامل، باید تفکیک شوند.

طلاق به عنوان پدیده ای که از جامعه تأثیر می پذیرد، لاجرم بر آن تأثیرگذار نیز هست. از این رو تأثیر و تأثراتی که طلاق و جامعه بر هم دارند، مهم و قابل پیگیری است.

جوامع صنعتی از نظر ساختی، طلاق زا هستند؛ اما این رابطه صددرصدی نیست چرا که در جامعه ای مثل جامعه ژاپن، آمارها عکس این مطلب را نشان می دهد.

طلاق و قشربندی اجتماعی نیز رابطه معناداری با هم دارند، مثلاً اشتغال افراد، طبقه اجتماعی هر فرد، وضعیت اقتصادی و درآمدی، بی تردید تأثیراتی را بر زندگی خانوادگی او خواهد داشت. ارائه جداول کتاب، چنین رابطه ای را ترسیم می کند. میزان تحصیل زوجین، تعداد فرزندان، سن زوجین و مسایل مربوط به آن و رابطه آن با میزان طلاق از دیگر مباحث فصل سوم است.

در بین مباحث جامعه شناسی، کنترل اجتماعی از جایگاه مهمی برخوردار است. از آنجا که کنترل اجتماعی، مجموعه عواملی است که در نهایت تعادلی فردی و اجتماعی را برای چیره شدن بر معضلات و انحرافات فراهم می آورد، بررسی و تأثیر آن بر زندگی فردی و اجتماعی و از جمله طلاق و بررسی انواع کنترل اجتماعی، راه را برای شناخت بهتر این تأثیرات و حد و حدود آن و در نتیجه ارائه راه کار هموار می کند.

انواع کنترل اجتماعی، مباحثی است که در فصل چهارم به آن پرداخته شده است. از آنجا که قوانین، نمودار ارزش های یک جامعه هستند، نقش و تحولات آن بر طلاق می تواند تعیین کننده باشد. طلاق در ادیان، عنوان بخش دیگری از فصل چهارم است. در این فصل، آماری از توزیع ازدواج و طلاق در تهران بر حسب اعتقاد دینی زوجین در سال 58 و 60 به صورت جدول هایی ارائه شده است.

در فصل پنجم پدیده طلاق در مجموعه ای از عوامل مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه مدل سازی، ابزار کار قرار گرفته است و هر یک از مدل های تحقیق در آغاز فصل پنجم شرح داده شده است. مدل ها با توجه به کارکرد و موضوع آنان به انواعی تقسیم شده اند: 1- مدل های فرهنگی 2- مدل های اقتصادی 3- مدل های جامعه شناسی که توضیح مختصری درباره این سه مدل و مفاهیم اساسی آن داده شده است.

عوامل که می توانند بر طلاق تأثیرگذار باشند به چند دسته تقسیم شده اند که هر یک از این دسته ها دارای شاخه هایی هستند.

خانواده، شامل اعضایی است که هر یک بر دیگری و بر کل ساختار خانواده تأثیر گذار است.

رفتار مادر در رابطه با تأهل و تعدد احتمالی ازدواج، طلاق یا ایده آل و اندیشه مادر در رابطه با طلاق (پذیرش یا نفی طلاق)، رفتار و عقاید پدر، خواهران و برادران بر اندیشه طلاق در یک خانواده تأثیرگذار است.

در همسر گزینی سه عنصر اساسی با ضرایب گوناگون مثل همتایی، تکمیل پیوند با سنین و آمیزش عقل و احساس، باید مورد توجه قرار گیرد. وضع و شرایط اجتماعی و فردی، محیط خرد اجتماعی نیز از عوامل تأثیرگذار بر طلاق به شمار می آیند.

در فصل پنجم، ویژگی های طلاق، عوامل آن و رویکردهایی که در جوامع مختلف به طلاق وجود دارد، برشمرده شده است. هر جا که در شبکه ارزش های اجتماعی، طلاق چندان نامطلوب نیست، یا آنکه کاملاً عادی و طبیعی تلقی می شود، شمار آن رو به فزونی می گذارد، تسری می یابد و همانند نوعی بیماری همه گیر اجتماعی درمی آید. در این جوامع، وجدان جمع که به نظر امیل دورکیم سرچشمه ارز ش هاست دو موضع افراطی می یابد، نفی مفرط طلاق که بیشتر در میان کاتولیک ها وجود دارد و پذیرش افراطی آن که در آن جدایی مانند یک بیماری همه گیر، کل جامعه را در آشوب و بی ثباتی غرق می کند. به نظر نویسنده کتاب، تنها راه، اعتدال اسلامی است. در این جامعه، طلاق پدیده ای زشت و قبیح است. این نگاه هم طلاق را کاهش می دهد و هم جامعه را از انجام آن به عنوان آخرین راه جامعه باز نمی دارد.

در این فصل همچنین به عوامل اجتماعی- روانی طلاق و راهکار های کاهش طلاق اشاره شده است.

در میان عواملی که باعث طلاق می شوند، می توان به ناهمسان بودن دو همسر اشاره کرد. هر قدر فاصله های اجتماعی، جغرافیایی، فرهنگی، شغلی و حتی زبانی و دینی زوجین بیشتر باشد، احتمالاً بیشتر در معرض طلاق قرار می گیرند. بدون آنکه یقیناً چنین باشد؛ زیرا پیدایی پدیده ای چون طلاق، مستلزم افزوده شدن عوامل دیگری نیز هست.

در فصول گذشته به عوامل اجتماعی و فرد پرداخته شد؛ اما طلاق علاوه بر اینکه ناشی از عوامل اجتماعی است، پدیده ای روانی و اجتماعی نیز هست؛ دلیل آن هم این است که تمام کسانی که در معرض یک آفت اجتماعی(نظیر فقر) قرار گرفته اند، همگی به طلاق تمایل نمی یابند.

برخی از عوامل روانی- اجتماعی عبارتند از: خودمیان بینی و دوری از همدلی و عدم آگاهی از فضاهای خاص ارتباطی و عدم بلوغ روانی و وجود پدیده ای به نام رمانتیسم ازدواج.

برای جلوگیری از گسترش طلاق در سطح جامعه، می توان برای از بین بردن یا کم کردن خود میان بینی، که ناشی از ارزیابی دیگران با خود که نتیجه آن محبوس شدن در زندان خودخواهی است، جلساتی برای خویشتن یابی و فعلیت یابی شخصیت در راستای پرورش احساسات، ذهن و روان افراد بر پا کرد تا این گونه افراد، از «خامی طبیعی» بیرون آمده و به خواست ها و احساسات دیگران نیز متوجه شوند تا از این طریق، سلامت روانی با بسط شبکه قوی و ثابت ارتباطی فراهم آید.

رمانتیسم ازدواج هم از عواملی است که برخی از افراد به آن دچار هستند و آن توقعات و مثبت اندیشی افراطی نسبت به ازدواج و آرمان خواهی آن است، باید به افرادی که درآستانه ازدواج هستند، این آگاهی داده شود که ازدواج هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی دارد. این آگاهی ها باعث تقویت روحیه جامع نگری و جلوگیری از تصمیمات آنی می شود.

از سوی دیگر انسان ها باید توجه داشته باشند که ارتباط دو فرد، فضایی خاص و منحصر به فرد است. هر قدر ارتباط اجتماعی افزایش یابد به همان نسبت غنای این حوزه نیز بسط می یابد و به تبع آن خاص و منحصر به فردتر می شود، بنابراین دخالت های نابه جا در حوزه ارتباطی دو فرد، این حوزه را تحت تأثیر منفی این گونه دخالت ها قرار خواهد داد. توجه به چنین حوزه خاصی می تواند استقلال زوج، برخورد شجاعانه فرد با مسایل و بازیابی راه حل آن ها، تلاش در عدم پیدایی مجدد مسئله و آموزش مستمر روابط انسانی و عمل را به همراه داشته باشد.