مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > پرسمان > فروردین و اردیبهشت 1387، شماره 64


اهمیت، ضرورت و تعاریف مفهومی و عملیاتی در تحقیق / روزنه ای به دنیای پژوهش (5)

پدید آورنده : دکتر حسین خنیفر ، صفحه 20

hkhanifar@yahoo.com

«هر موضوع مهم، باید ضرورت پرداختن داشته باشد».

«دلاور»

مقدمه

در دنیای پژوهش و جست و جوی علمی، موضوعات مختلف، متعدد و متنوعی، با درجات متفاوت، مطرح می شوند. همان طور که در مباحث قبل اشاره کردیم، پژوهش با موضوع مناسب، عنوان دقیق، بیان صحیح مسئله و مرتبط و فاخر و سپس اهداف (اصلی و جزئی)، سؤالات (اصلی و فرعی) و فرضیات (اهم و اخص) به پیش می رود. در برخی تحقیقات، فقط اهداف بعد از بیان مسئله می آیند(مانند تحقیقات کیفی که بیشتر در تحلیل و بررسی متون استفاده می شوند) و در تحقیقات کاربردی،1 مقایسه ای2 و توصیفی، سؤالات و فرضیات، مورد استفاده قرار می گیرند که به این موارد پرداختیم؛ گر چه انواع تحقیق و دسته بندی های آن را در بخش های بعد با مثال بیان خواهیم کرد.

در تکمیل بخش اول تحقیق، یعنی طرح تحقیق، مقوله های اهمیت تحقیق، ضرورت تحقیق تعاریف مفهومی و عملیاتی مطرح می شوند که در این بحث، به آنها می پردازیم.

اهمیت و ضرورت تحقیق

مقوله ای که در تحقیق بسیار قابل توجه است، مقوله اهمیت و ضرورت تحقیق است. بسیاری از محققان، معتقدند که این دو مقوله، مجزا از هم هستند(دلاور، 1379، ص21)؛ یعنی وقتی از اهمیت تحقیق سخن می گوییم، یعنی این تحقیق از نظر چه ابعاد و مؤلفه هایی مهم است.

در یک نگاه کلی، پژوهش گر،3 اهمیت تحقیق خود را با نوع مسئله ای که انتخاب کرده، بیان می کند؛ اما باید مشخص کند که این تحقیق، در چه زمینه ای از اهمیت بیشتری برخوردار است و این امر، می تواند حتی در ارائه طرح تحقیق، بررسی ادبیات و پیشینه تحقیق،4 نقش اساسی ایفا کند (خاکی،1384، ص28)؛ همان گونه که شناخت مسئله اصلی تحقیق، نشان گر ردیابی اصیل در تحقیق است(sekaran , 1992 ,p.43).

چند نکته

1. متأسفانه اغلب تحقیقات و پایان نامه ها، در بخش اول، به خوبی تبیین نمی شوند.

2. بعضی محققین یا دانشجویان، اگر هم به بخشی تحت عنوان اهمیت و ضرورت می پردازند، به ورطه جملات شعاری، کلیشه ای یا رونویسی از کار دیگران که پر از کلی گویی و مبهم نویسی است، می افتند.

3. بعضی نیز این دو مقوله (اهمیت و ضرورت) را از هم تفکیک نمی کنند.

4. در برخی پایان نامه ها و پژوهش ها مشاهده می شود، که چون محقق با این دو مقوله (اهمیت و ضرورت) آشنا نیست، در مطلبی که نگاشته، اصلاً به این دو مبحث نپرداخته و به نوعی، ادامه بیان مسئله یا مقدمه است.

5. گاهی نیز اگر مطالب مقدمه، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت را کنار هم بگذاریم، خیلی قابل تفکیک نیستند.

اهمیت تحقیق از نظر تئوری

پژوهش گر در نگارش اهمیت تحقیق خود که اغلب 5/1 الی 2 صفحه A4 است، باید بتواند با توجه به دانش و ادبیات موجود، دلایل مهم بودن مسئله تحقیق را بیان کند. او برای این کار، باید نشان دهد که تحقیق مزبور، از دیدگاهی جدید و خلاقانه به مسائل نگاه می کند.

بیان اهمیت موضوع تحقیق، باید بتواند اهمیت و ارزش تحقیق را نسبت به نظریه های موجود، به اثبات برساند. اغلب پژوهش گران در مطالعات خود، متوجه جای خالی موضوعی می شوند و تحقیق مزبور باید این کمبود را جبران کند. اگر تحقیق در زمینه ای است که تئوری، سیر تکاملی خود را پیموده است، در آن صورت، تحقیق می تواند آزمون مهمی از تئوری آن باشد و یا امکان دارد پژوهش گر از مفاهیم یا اصولی استفاده کند که پژوهش گران قبلی استفاده کرده اند و پرسش های خود را همانند پرسش هایی که آنها در تحقیقات پیشین به کار گرفته اند، تنظیم کند؛ ولی داده ها از گروه های متفاوت جامعه، زمان دیگری جمع آوری می شود. از این رو، نتایج حاصل از تحقیق، می تواند موجب گسترش تئوری پیشین گردد(خاکی، 1384، ص 28).

بنابراین، در نگارش اهمیت تحقیق در فصل اول که همان طرح یا کلیات پژوهش است، محقق، 5/1 صفحه مستند با ارجاعات اصیل، پیرامون مؤلفه های اهمیت موضوع استدلالات خود را می نگارد.

ضرورت تحقیق

همان طور که اشاره شد، ضرورت تحقیق با رویکرد به دو مؤلفه «زمان» و «مکان» صورت می گیرد.

بنابراین، گاهی موضوعاتی مهم هستند؛ اما ضروری نیستند. این نکته نیز حائز اهمیت است که در تحقیق و فرایند آن، میلیون ها موضوع مهم بالقوه وجود دارند؛ اما موضوعات ویژه ای هستند که ضرورت انجام پیدا می کنند.

ضرورت تحقیق در عمل

می توان از طریق ارائه خلاصه ای از نوشته های صاحب نظران و خبرگان آگاه که موضوع را ضروری می دانند و خواستار تحقیق بر روی این مسائل هستند، ضرورت تحقیق را به اثبات رسانید و یا درباره آن استدلال کرد. ارائه آمار و ارقام از رویدادها و تأکیدی که به وسیله متخصصان و صاحب نظران در یک زمان خاص یا مکان خاص صورت می گیرد، بیان کننده این است که تحقیق مورد نظر از ضرورت خاصی برخوردار است(مارشال و دیگران،1377، ص35) و به عبارت دیگر، تأثیر انجام تحقیق در حل مسائل بخش های مختلف جامعه و ایجاد تحول در یک جامعه خاص یا حل مشکلات در یک مکان خاص بیان می شود.

به طور کلی، پژوهش گر باید به امور زیر بپردازد:

الف) چرا انجام تحقیق ضرورت دارد؟

ب) چرا در این مقطع زمانی، باید تحقیق انجام شود؟

ج) انجام تحقیق، چه تأثیری در پیش برد علم دارد؟

د) چه خلأ علمی را در یک رشته خاص می تواند پر کند؟

یک پژوهش گر با نگارش بخش های اهمیت و ضرورت تحقیق خویش در حقیقت امور زیر را بیان می کند:

1. آگاهی خود را نسبت به اهمیت و موضوع نشان می دهد.

2. استدلالات لازم جهت انجام تحقیق و صرف هزینه ها را توجیه می کند.

3. ضرورت پرداختن به آن را از نظر زمان توضیح می دهد.

4. خواننده را نسبت به محتوای ارائه شده و تحلیل ها و بررسی ها، حساس تر می کند.

نکته

متأسفانه امروزه در دانشگاه ها و مراکز علمی که بودجه های پژوهشی کلانی اختصاص داده می شود و موضوعاتی بسیار پیچیده و گاهی اغوا کننده انتخاب می شوند، اغلب محققین، نه تنها به اهمیت و ضرورت آنها اشاره نمی کنند، بلکه برای محقق، کارفرما، ناظر علمی، راهنما و مرکز و مؤسسه و دانشگاه محل انجام آن، هیچ گاه اهمیت و ضرورت انجام این کار و عمر بر باد رفته و هزینه های انجام شده، مورد توجه قرار نمی گیرد و گویی بودجه تحقیق، پولی اضافه و زمان بر باد رفته، عمری گذراست که با تظاهر به تحقیق، دور ریخته می شود.

تعاریف واژه ها و اصطلاحات در تحقیق

تعریف (Definition) چیست؟

گزاره های علمی، معمولاً بر حسب اصطلاحاتی مانند جرم، نیرو، وزن، هوش، اضطراب، انگیزه و مانند اینها بیان می شوند. این اصطلاحات برای این که کافی باشند، باید دارای معانی مشخصی باشند؛ تا اطمینان حاصل شود که گزاره های آنها به گونه ای مناسب، آزمون پذیر هستند و می توان آنها را در کار تبدیل، پیش گویی و پس گویی، به کار برد (خاکی،1384، ص49).

معمولاً برای اشاره به هر چیز خاص، نام، نشانه، یا نمادی5 خاص به کار می رود؛ اما بین این نمادها و مفاهیمی که این نمادها نماینده آنها هستند، تفاوت وجود دارد. علت اساسی ابهام موجود در بسیاری از مسائل، وجود واژه ها و اصطلاحاتی است که به گونه ای نارسا تعریف شده اند. گاهی برخی مسائل که به ظاهر حل نشدنی تصور می شوند، به دلیل عدم وضوح مفاهیم است و اگر بدانیم که مقصود از اصطلاحات یا واژه هایی که در بیان آنها به کار رفته، چیست، حل شدنی خواهند بود؛ برای مثال، به این پرسش توجه کنید: «آیا ماشین می تواند بیندیشد»؟ این پرسش، تقریباً مشابه با این پرسش ای. ال. ثرندایک است که در اوایل قرن حاضر مطرح کرده بود: آیا گربه می تواند استدلال کند؟ این که مسئله مذکور، حل شدنی باشد یا نباشد، به تعریفی که برای«اندیشیدن»6 و «استدلال کردن» در نظر می گیریم، بستگی دارد. متأسفانه بسیاری از این گونه پرسش ها، با آن که انرژی زیادی برای آنها مصرف شده، به این دلیل که برای واژه ها و اصطلاحات مهمی که در آنها به کار رفته، مشخصه های دقیق و روشنی ارائه نشده، همچنان لاینحل باقی مانده اند.

به طور خلاصه می توان گفت که در تعریف واژه، دو نکته زیر مورد توجه است:

1. تعریف باید طوری باشد که فضای مفهوم به طور پایدار تثبیت شود؛ تا همه افراد از آن مفهوم، فقط یک مطلب را بفهمند و امکان تغییر مفهوم و تعبیرهای گوناگون از آن، وجود نداشته باشد(شرط پایداری Consistensy).

2. تعریف باید به گونه ای دقیق باشد که بتوان آن مفهوم را به سادگی بررسی کرد؛ بدین معنی که صفات و اصطلاحاتی که برای تعریف یک واژه به کار گرفته می شوند، باید دقیقاً تعریف شده، دارای فضای مفهومی مشخص و صریحی باشند؛ به طوری که از یک سو از نظر تجربی قابل بررسی باشند و از سوی دیگر، نتوان آنها را به روش های گوناگون تعبیر نمود.

اکنون سؤالات زیر مطرح می شوند:

الف) به چه ترتیب و از چه راه هایی می توان یک مفهوم را تعریف و معنی و فضای آن را مشخص کرد؟

ب) کدام یک از این راه ها، بر دیگری برتری دارد و این برتری، بر مبنای چه ضوابطی است؟

به طور کلی باید گفت که «تعریف، قضیه ای است که ماهیت یا خاصیت یک پدیده یا مفهوم را بیان می کند و به وسیله آن، می توان به معانی یک پدیده یا مفهوم پی برد» (ساده، 1375، ص61).

پاسکال در کتاب روح هندسی می گوید:

1. امر معلوم، نیازی به تعریف ندارند.

2. هیچ امری، هر چند دارای ابهام اندکی باشد، نباید بی تعریف ارائه شود.

3. در تعریف یک امر، از اصطلاحات، نباید استفاده کرد؛ زیرا اصطلاحات؛ خود نیاز به تعریف دارند (سیاسی، 1352، ص289).

دسته بندی تعاریف واژه ها در تحقیق

در یک دسته بندی، تعاریف واژه ها در تحقیق، به شرح ذیل است:

1. تعریف مفهومی7 (وضعی).

2. تعریف اسمی8 .

3. تعریف تحلیلی9.

4. تعریف تجزیه ای.

5. تعریف چند مرحله ای.

6. تعریف واقعی10.

7. تعریف عملیاتی11.

1-7. تعریف عملیاتی اندازه پذیر12.

2-7. تعریف عملیاتی تجربی13.

تعریف مفهومی

هر گاه در تعریف یک مفهوم یا سازه، از سایر مفاهیم و سازه ها استفاده شود، آن را تعریف مفهومی (وصفی) می گویند (ساده، 1375، ص 161).

تعریف مفهومی، همان شرح هایی هستند که معمولاً در فرهنگ واژه ها آورده می شوند(lary, 2002, p15).

ضرورت این تعاریف، به خاطر محدود کردن اولیه معنی یک لغت است که تعاریف متعدد دارد و در تحقیق، به یکی از آن معانی نیاز داریم.

مثال:

قدرت: توانایی، توانایی یک بازی گر(فرد، گروه یا تیم).

هوش: عقل عملی، ذکاوت، تیزی ذهن، توانایی تفکر انتزاعی.

در این حال، تعریف مفهومی، باید دارای شرایط زیر باشد:

1. معرف ویژگی های منحصر به فرد، یگانه یا کیفیت چیزی باشد که تعریف آن مورد نظر است.

2. تعریف مفهومی باید جامع باشد (شامل همه افراد نوع شود) و هم مانع باشد (و مواردی را که مورد پوشش تعریف نیست، شامل نشود).

3. تعریف نباید متسلسل (دوری) باشد؛ یعنی نباید جزئی از خود چیز مورد تعریف را در بر گیرد.

4. تعریف باید مثبت تعریف شود؛ مثلاً اگر در تعریف هوش بگوییم: خصیصه ای که رنگ، وزن و بو ندارد، این تعریف منفی است و باید گفت: هوش، یعنی ظرفیت یادگیری که با استفاده از آزمون های معتبر، از حالت کیفی به کمی تبدیل

می شود.

5. در تعریف، اصطلاحات، باید روشن و بدون ابهام باشند(هومن، 1373، ص 97).

تعریف اسمی

این تعریف، چیزی درباره واقعیت بیان نمی کند و مزیت آن، این است که برای مشخص تر شدن معانی واژه ها مفید است و سوءتفاهم ها ی احتمالی را برطرف می کند؛ مثل کاربرد کلمه سازمان، به جای تکرار شخصیتی حقوقی که در بر گیرنده امکانات سخت افزاری، نرم افزاری و مغزافزاری است (خاکی، 1384، ص 54).

تعریف تحلیلی

مفاهیم گرفته شده از زبان عامیانه، گاهی از نظر گروه های مختلف جامعه، دارای معانی کاملاً متفاوتی می باشند؛ بطوری که اگر شخصی از یک گروه بخواهد آن واژه را در گروه دیگر به کار برد، با سوءتفاهم و یا عدم تفاهم روبه رو خواهد شد و در صورتی که قرار باشد ارتباط و روابط اجتماعی بین اعضای گروه ها به وجود آید؛ (مثلاً وقتی پژوهش گری از یک گروه یا جامعه ای، بخواهد در جامعه دیگری غیر از جامعه خود، تحقیق کند)، لازم است معانی واژه های مورد استفاده (مثلاً در یک پرسش نامه) را قبلاً بررسی کرده، معانی معمول آن واژه ها را در گروه یا جامعه مورد نظر، تعیین نماید.

«همپل» این گونه بررسی و تعیین معانی را «تحلیل معنی» و «اوپ» آنها را «تعریف تحلیلی» می نامد و تفاوت آن با تعریف اسمی، در این است که تحلیل معنی یا تعریف تحلیلی، یک امر قراردادی نیست؛ بلکه یک امر تحقیقی است؛ یعنی به صورت تجربی بررسی می شود که فلان واژه در بین افراد یک جامعه، دارای چه معنایی است و به این جهت، در تعریف تحلیلی، برعکس تعریف اسمی، درباره یک امر واقع شده (واقعیت) صحبت می شود. مورد استفاده «تحلیل معنی»، فقط هنگام تحقیق در جوامع و فرهنگ های متفاوت نیست، بلکه برای تثبیت معنی واژه هایی که با مفهوم های متفاوت در یک جامعه متداول هستند و یا پی بردن به فضای مفهوم یک واژه نامشخص در یک یا چند جامعه نیز کاربرد دارد.

تعریف تجزیه ای

بسیاری از واژه ها در تحقیق، فقط از طریق تعریف اسمی یا تعریف تحلیلی مشخص نمی شوند؛ بلکه برای تعیین فضای مفهومی آنها، روش های دیگری لازم است. تعریف تجزیه ای، روشی نسبتاً دقیق است که واژه مورد نظر را به طور کاملاً صریح و مشخص محدود می سازد. این نوع تعریف که در آغاز به وسیله کارناپ نشان داده شد و در علوم اجتماعی بسیار معمول است، مبتنی بر جریان «محرک - پاسخ» می باشد؛ بدین ترتیب که به یک عده از افراد، محرکی (مثلاً به صورت یک سؤال) داده می شود و بر مبنای عکس العمل های آنها در مقابل این محرک، به آنها یک صفت داده می شود. تقریباً همه «سؤالات» یک پرسش نامه و به ویژه مقیاس های سنجش گرایش، تعاریف تجزیه ای هستند(خاکی، 1374، ص 56)

تعریف چند مرحله ای

برخی از واژه های تحقیق، به علت موارد استفاده گوناگون، دارای فضای مفهومی نسبتاً وسیعی هستند که نمی توان آنها را با تعاریفی خاص، محدود و مشخص کرد؛ مانند واژه «سازمان» که شامل مفاهیمی مانند وزارت خانه، واحد تولیدی، بیمارستان، زندان، دانشگاه، مدرسه، ارتش و... می شود و نیازمند یک تعریف چند مرحله ای است.

تعریف واقعی

این گونه تعریف که در کتاب های مختلف به آن اشاره می شود، هدفش تعیین «ماهیت» یک واژه با سؤالاتی شبیه «یعنی چه؟» یا «چیست؟» می باشد؛ (مانند تربیت یعنی چه و دموکراسی چیست؟). بدین ترتیب، ملاحظه می گردد که لغت ماهیت، خود بسیار مبهم است و معلوم نیست که با سؤالات «یعنی چه» و «چیست»، چگونه فضای مفهوم واژه مورد نظر، تعیین می گردد. با کمی تأمل و تعمق، ممکن است راه هایی به نظر برسد که بتوان این فضای مفهوم را مشخص نمود؛ اما این راه ها جز آن چه تا کنون گفته و بررسی شده اند، نخواهند بود. از این رو، «تعریف واقعی» به صورت یک تعریف خاص، نمی تواند مورد استفاده واقع شود(همان، ص58).

تعریف عملیاتی (عملی)

تعریف عملیاتی، یک مفهوم و به بیان دقیق تر، یک متغیر را به صورت اعمال و اموری که در مطالعه به عنوان معرف و معادل آن مشخص می شوند، تعریف می کند و این امکان را فراهم می آورد که مورد اندازه گیری قرار گیرند.(lary,2002,15) خصایص یا پیشامدهای تجربی را که از طریق مفاهیم معرفی می شوند، اغلب نمی توان به طور مستقیم مشاهده کرد؛ مثلاً مفاهیم قدرت، هوش و رضایت شغلی و به طور کلی، همه ویژگی های غیررفتاری (مانند ادراکات، ارزش ها و نگرش ها)، اموری مشاهده ناپذیرند. در این گونه موارد، وجود تجربی یک مفهوم، باید استنباط شود. این گونه استنباط ها از طریق تعاریف عملی که مفاهیم را با پیشامدهای تجربی مجهز می سازند، انجام می شود.

تعریف عملی، مجموعه روش های توصیف کننده فعالیت هایی است که انجام آنها به گونه تجربی وجود دارد. چنین تعاریفی، مفاهیم را لمس پذیر می کند و روش های اندازه گیری را که ملاک هایی برای کاربرد تجربی مفاهیم به دست

می دهد، طرح و خلاصه می کند(هومن، 1373، ص 98).

این تعریف، شامل دو دسته است:

1. تعریف عملیاتی اندازه پذیر؛ این نوع تعریف، بیان گر شیوه اندازه گیری متغیر مورد نظر است.

مثال:

مدیر باهوش: شخصی که فرصت های اقتصادی خوبی برای سازمان به دست می آورد یا شخصی که مسائل کارکنان را به خوبی حل می کند.

مدیر پرخاش گر: فردی که رفتارهایش جنبه نمایش و دعوا دارد؛ سر و صدا می کند؛ بلند حرف می زند و صحبت وی، حالت توهین به دیگران دارد.

2. تعریف عملیاتی تجربی؛ این تعریف، جزئیات دست کاری14 متغیری را که باید به وسیله پژوهش گر صورت گیرد، مشخص می سازد.

مثال ناکامی: اگر به کارمندی یک عامل انگیزش نشان دهیم، فعلاً دور از دسترس او قرار دهیم، یک تعریف عملیاتی تجربی انجام داده ایم.

مثال کشمکش روانی: اگر دو فرد (یا افرادی) در موقعیتی قرار گیرند که همه آنها هدف مشترکی داشته باشند، ولی فقط یکی از آنها بتواند به آن هدف برسد.

تعریف های مفهومی و عملیاتی

سازه ها و متغیرها را می توان به دو صورت «تعریف مفهومی و تعریف عملیاتی» تعریف کرد. تعریف مفهومی به تعریف یک واژه توسط واژه های دیگر اشاره دارد و به عبارت دیگر، در این تعریف، از واژه های انتزاعی و ملاک های فرضی استفاده می شود. این نوع تعریف، به شناسایی ماهیت یک پدیده کمک می کند و نقش مهمی را در فرایند منطقی تدوین فرضیه ها ایفا می کند. تعریف مفهومی را باید به تعریف عملیاتی تبدیل کرده تا بتوان آن را مشاهده کرد؛ برای مثال، هوش را می توان ظرفیت یادگیری، توانایی تفکر انتزاعی یا فعالیت فکری تعریف کرد. این تعریف مفهومی هوش، باید به تعریف عملیاتی تبدیل شود تا بتوان آن را مشاهده کرد.

تعریف عملیاتی

تعریف عملیاتی، تعریفی است که بر ویژگی های قابل مشاهده استوار است. در این بیان، عبارت «قابل مشاهده»، به نکته مهمی در تعریف عملیاتی اشاره دارد. تعریف عملیاتی، فعالیت های محقق را در اندازه گیری یا دست کاری یک متغیر، مشخص می سازد و به عبارت دیگر، تعریف عملیاتی، راهنمای محقق در کار و شیوه انجام آن است. محقق ممکن است با یک سری از سازه ها مثل یادگیری یا اضطراب، سر و کار داشته باشد؛ قبل از آن که وی بتواند آنها را به صورت تجربی مورد مطالعه قرار دهد، باید تصمیم بگیرد که چه نوع رویدادهای قابل مشاهده ای معرّف این سازه ها می باشند. زمانی که یک مفهوم یا سازه به صورت عملیاتی تعریف شود، نشان گر ها15 و اعمالی که بتوانند اطلاعات مربوط به آن مفهوم یا سازه را فراهم کنند، مشخص می شوند. تعریف عملیاتی باید طوری انجام پذیرند که اگر پژوهش گران مختلفی در شرایط مشابه، به اندازه گیری سازه یا مفهوم مورد مطالعه بپردازند، نتیجه یکسانی به دست آورند. باید توجه داشت که تعریف عملیاتی سازه ها، به آسانی صورت نمی گیرد؛ زیرا تنها یک تعریف تجربی از آنها وجود ندارد؛ برای مثال، پرخاش گری، در برخی شرایط، آسیب رساندن عمدی به دیگری تعریف می شود.

انواع تعریف عملیاتی

دو نوع تعریف عملیاتی وجود دارد؛ تعریف عملیاتی اندازه پذیر و تعریف عملیاتی آزمایشی.

الف) تعریف عملیاتی اندازه پذیر عبارت است از عملیاتی که باید انجام پذیرد تا اندازه گیری یک مفهوم یا سازه، میسر شود؛ برای مثال، پیشرفت تحصیلی را می توان با نمرات فرد در یک آزمون استاندارد شده، تعریف کرد یا این که «مفهوم خود» را می توان به وسیله پرسش نامه «ادراک لیاقت از خود» که دارای ویژگی های روان سنجی (قابلیت اعتماد و اعتبار) است، مانند پرسش نامه هارتر،16 تعریف کرد.

برخی از نویسندگان (tuckman , 1988) تعریف عملیاتی اندازه پذیر را نیز به دو دسته پویا17 و ایستا18 تقسیم می کنند. در تعریف عملیاتی پویا، محقق به ثبت چگونگی رفتار آزمودنی ها در شرایط مورد بررسی می پردازد؛ در حالی که در تعریف عملیاتی ایستا، نتیجه یا برون داد رفتار آزمودنی مشاهده می شود؛ برای مثال، تعریف عملیاتی پویا در مورد هوش را می توان بررسی فرایند تفکر فرد، هنگام مواجهه با مسئله بیان کرد و نمرات آزمودنی ها در آزمون های ویژه هوش را به عنوان تعریف عملیاتی ایستا در نظر گرفت.

ب) تعریف عملیاتی آزمایشی عبارت است از ایجاد شرایط آزمایشی لازم (بر اساس نظریه های موجود)، برای بروز پدیده مورد مطالعه که توسط پژوهش گر صورت می گیرد؛ برای مثال، تعریف آزمایشی ناکامی به صورت عملیاتی؛ عبارت از شرایطی است که در آن، فرد برای رسیدن به یک هدف، با مانع برخورد می کند. با توجه به تعریف عملیاتی ارائه شده در تحقیق، می توان مقیاس اندازه گیری متغیر را مشخص کرد.

تمرین و بررسی

1. اهمیت تحقیق یعنی چه و چرا یک تحقیق، باید مهم باشد و چه ابعادی برای اهمیت تحقیق متصور است؟مثال بزنید.

2. ضرورت تحقیق چیست و ابعاد آن کدامند؟ مثال بزنید.

3. تعاریف واژه ها و اصطلاحات، در تحقیق انجام می گیرد؟

4. چهار نوع از انواع تعاریف و واژه ها در تحقیق را نام برده با مثال تعریف کنید.

5. تعاریف پویا و ایستا مربوط به کدام دسته از تعاریف هستند؟ آنها را با مثال توضیح دهید.

مطالعه موردی 1

دانشجویی علاقه مند است پیرامون وضعیت اشتغال فارغ التحصیلان در دو رشته تحصیلی مهندسی صنایع و

جامعه شناسی سطح کارشناسی، تحقیق کند؛ لطفاً درباره موارد زیر استدلال کنید؛

الف) آیا تحقیق او دارای اهمیت است؛ چگونه و با چه استدلالی؟

ب) ضرورت تحقیق او، طبق مؤلفه های ضرورت تحقیق، چگونه تبیین می شود؟

ج) یک عنوان مناسب، برای موضوع او بنویسید.

د) کلیدواژه های موضوع تحقیق او را ذکر کنید (حداقل 5 واژه).

مطالعه موردی2

دانشجویی علاقه مند است درباره موضوع بررسی و مطالعه راهکارهای کاهش آسیب های فرهنگی و اجتماعی

رسانه های صوتی و تصویری، تحقیقی را انجام دهد. در این فرض، به سؤالات زیر پاسخ دهید:

الف) کلیدواژه های اصلی تحقیق کدامند؟

ب) چه واژه هایی نیاز به تعریف دارند؟

ج) واژه هایی که در قسمت (ب) نیاز به تعریف دارند، چه نوع تعریفی (طبق انواع تعاریف واژه ها و اصطلاحات این مقاله) نیاز دارند؟ استدلال کنید.

واژه نامه:

1. Application

2. Comparison

3. Scholar

4. Research Record

5. Symbol

6. Thinking

7. Conceptual Definition

8. Nominal Definition

9. Analytical Definition

10. Real Definition

11. Operational Definition

12. Meausured operational Def

13. Experimental operational Def

14. Manipolation

15. Indicators

16. Harter

17. Dynamic

18. Static

منابع و مآخذ:

1. دلاور، علی (1379) روش تحقیق پیشرفته، تهران: واحد علوم و تحقیقات.

2. مارشال، کارترین، راس من، گرجسن ب (1377) روش تحقیق کیفی، ترجمه علی پارسائیان، سید محمد اعرابی، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی.

3. خاکی، غلامرضا (1384) روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی، تهران: انتشارات بازتاب.

4. بازرگان، عباس، سرمد،زهره، حجازی، الهه (1385) روش های تحقیق در علوم رفتاری، تهران: انتشارات آگاه.

5. ساده، مهدی (1375) روش های تحقیق، تهران: انتشارات مؤلف. چاپ اول.

6. سیاسی، علی اکبر (1352) روان شناسی شخصیت، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

7. هومن، حیدر علی (1373) شناخت روش علمی در علوم رفتاری، تهران: نشر پارسا، چاپ اول.

8. Lary , mark R. (2002) Behavioral Research Methods, Cole Publishing Company.

9. Sekaran , Vma (1992) Research Methods for Business: a skill building approach (john willey & sons, Ed,2).