مجلات > قرآن و حدیث > بشارت > آذر و دی 1383، شماره 44


ذوالقرنین کیست؟(قسمت اول)

پدید آورنده : مسعود عباسی جامد ، صفحه 28

و یسئلونک عن ذی القرنین قل سأتلوا علیکم منه ذکر

«و می پرسند از تو درباره ذی القرنین، بگو اکنون، برایتان از آن گزارش بخوانم».

ذوالقرنین و ماجرای یأجوج ومأجوج در سوره ی مبارکه کهف(آیات 83 تا 98) ذکر گردیده است.

شخصیت و ویژگی های ذوالقرنین براساس آیات قرآن کریم از این قرار است:

1. کشورگشایی که صاحب دو قرن(ذوالقرنین) است.2 کسی که سه نوبت سفر سوق الجیشی داشته است:

الف: سفر به غرب: جایی که احساس می کند که خورشید در چشمه ی سیاهی فرو می رود. «تَغرُبُ فی عَینٍ حَمئةٍ»1 (احتمالاً در سواحل دریای سیاه یا دریای اژه)

ب: سفر به شرق و دیدار با مردم وحشی و برهنه.

ج: سفر به منطقه ای که مردمش از او می خواهند که در برابر یأجوج و مأجوج سدّی بنا کند. «اَن تَجعَلَ بَینَنَا و بَینَهُم سَدّا»2

3. ذوالقرنین پادشاهی عدالت پیشه بود، نیکوکاران را پاداش و مفسدان را کیفر و ستمدیدگان را در برابر فسادگران حمایت می کرده است.

4. هدفش از آن همه فتوحات کسب مال و استثمار ملل مغلوب نبود، بلکه قصدش توسعه عدالت و امنیت در سایر مناطق جهان و کوتاه کردن دست ستمگران بوده است. «قالَ مَا مَکَّنّی فیه ربّی خیر فأعینُونی بُقوّةٍ أجعَل بینَکم وَ بَینَهم رَدماً»*«اِنّا مکّنّا له فی الارض و آتیناه من کُلِّ شیءٍ سَبَبا»3

5. ساختن سدّ با آهن و مس گداخته؛ نشانه ی تمدّن پیشرفته ی وی می باشد.«قَالَ اُنفُخُوا حَتَّی اذا جَعَلَه نَاراً قَالَ آتونی أُفرِغ عَلیه قِطِرَاً»4

با توجه به خصوصیات ذکر شده در قرآن کریم، ذوالقرنین با کدامیک از کشورگشایان تاریخ منطبق است:

1ـ ابوکرب شمر یحرعش بن افریقس حمیری.

2ـ صعب بن همال حمیری(320 ـ 300م). (وی آخرین شاه دوره ی سوم یمن275 ـ 300م)

3ـ منذر بن ماء السماء در اشعار امرء القیس به عنوان ذوالقرنین یاد شده است.

4ـ اسکندر کبیر(356 ـ 323 ق م)

5ـ شی هوانگ تی(قرن سوم ق.م) پادشاه بزرگ چین.

6ـ کوروش سوم(539 ـ 560ق.م)

7ـ داریوش بزرگ (522 ـ 483 ق. م)

در این شماره از مجلّه بشارت، به معرفی شخصیت اسکندر کبیر و قرآئن موجود با شخصیت او درباره ی ذوالقرنین و همچنین شی هوانگ می پردازیم.

اسکندر کبیر(356 ـ 323 ق.م): مفسران قدیم مانند: طوسی، طبرسی، ابوالفتوح رازی، فخررازی، بیضاوی، میبدی و مواهب علیه، ذوالقرنین را اسکندر رومی دانسته و در نبوت او اختلاف کرده اند.5

ابن خلدون نیز ذوالقرنین را اسکندر دانسته است.6

اسکندر در زبان یونانی الکساندروس«Alexander) از دو کلمه ترکیب شده الکسو یعنی:حامی واندروس به معنی: انسان می باشد، بنابراین،معنی ترکیبی اسکندر(حامی انسان) می تواند منطبق با شخصیت ارائه شده ی قرآن باشد. خداوند ابر را در تسخیر او درآورده بود تا بر او سوار شده و هر کجا می خواست، می رفت. روزی که از روم بیرون آمد، مصر را تسخیر کرد و سپس با زنگیان پیکار کرد و بر آنان پیروز گشت و آنگاه عازم مغرب شد:«فَاتبَع سَبَباً حتّی اذا بلغ مغرب الشّمس وجدها تغرب فی عینٍ حَمِئة…»(سوره ی کهف،آیات 85 و 86) و به آن سبب توسّل جسته می رفت تا به مغرب زمین رسید تا نزدیک چشمه آب گرمی بر ساحل اقیانوس غربی با گروهی سبز چشم و سرخ موی و با هیبت برخورد کرد.7

ترمذ و سدّ یأجوج و مأجوج: اِنَّ یأجُوجَ و مَأجُوجَ مُفسِدُونَ فی الأَرضِ…».(سوره ی کهف،آیه ی 94)

سید قطب به مناسبت سدّ یأجوج و مأجوج می نویسد:«سدّی نزدیک شهر ترمذ از شهرهای تاجیکستان معروف به باب الحدید کشف شده در اوایل قرن15میلادی، دانشمند آلمانی سیلدبرجر از آن گذشته و آن را در کتاب خود ثبت کرده است، بعضی از فضلای معاصر که از چین دیدن کرده اند، می گویند در بعضی از نواحی چین قبایلی هستند معروف به یأجوج و مأجوج. بعضی از چینیان معتقدند: سدّ یأجوج و مأجوج، هم اکنون در منطقه ای معروف در هند است.که شرق آسیا را از غربش جدا می کند.»8

شی هوانگ تی(Shi Hwang _ti) قرن سوم ق.م

ذوالقرنین شی هوانگ تی پادشاه بزرگ چین، و یأجوج معرب یوچانک و مأجوج معرب مانچونک می باشد. قبایل وحشی چین و عَینٍ حَمِئةٍ،معرب هوتسینک است(که به زبان چینی به معنای چشمه ها و چاههای فواری است که آبهای سوزان و لجن داری را با گازهای شدید بیرون می دهد و در مغرب چین این چشمه ها بسیار فراوان است.» و سدّ ذوالقرنین، همان دیوار معروف چین است. کشور چین در دو قرن و نیم قبل از میلاد بر اثر ضعف سلاطین دچار هرج و مرج شده و قبایل وحشی شمالی یأجوج(به نامهای مانویا یوچانک ـ مانگول یا مغول که قبایل مغول و تاتار از آنها منشعب می شوند)و مأجوج( از نامهای قبایل مانچو و منچورستان فعلی) به غارتگری اشتغال داشتند.

شی هوانگ تی، برای کوتاه کردن دست غارتگران، سپاه نیرومندی به فرماندهی وانک نسیان: بسیج کرد و با شکستهای پی در پی که بر قبایل مهاجم وارد ساخت. آنان را به سمت شمال عقب راند.89

و آنگاه به عمران و آبادانی شهر و وضع کشاورزان پرداخت، و محرمانه مردم را به تهیه وسایل سفر طولانی، نیرو و مهمات، خوراک و پوشاک و وسایل نقلیه، مهندسین و متخصصین راهسازی تشویق کرد. بعد از تکمیل وسایل و اسباب با اردوی عظیمی سفر خود را آغاز کرد.10

***

این بخش از تاریخ شی هوانگ تی منطبق با مفاداین آیه ی قرآن مجید می باشد که می فرماید:اِنّا مکنّا له فی الارض و آتیناه من کلّ شیءٍ سَبَباً «ما او را در زمین مکنت و اقتدار داده و از هر چیزی اسباب ووسایلی به وی دادیم». (سوره ی کهف،آیه ی84 )

***

سفر به غرب: حتّی اِذا بَلَغ مَغرِبَ الشَّمس…

پایتخت شی هوانگ، شهر هیان یانک کنار رود وئی شوئی واقع در شمال چین، مجاور شهر پکن پایتخت کنونی بود. وی به همراه ارتشی کاملاً مجهز از طریق ایالت شانسی رو به مغرب چین حرکت کرد. و به ایالت مغربی سیچوان رسید، که در آن سرزمین آبهای لجنی و گاز دار گرم فراوان بود.

این بخش از تاریخ هوانگ منطبق با این آیه ی قرآن کریم است که می فرماید:فَأتبَعَ سَبَباً حتّی اَذا بَلَغَ مَغرِبَ الشّمس وَجَدَهَآ تَغربُ فی عَینٍ حَمئةٍ…«پس ذوالقرنین به راه افتاد تا اینکه به محل غروب خورشید رسید و خورشید را چنان یافت که در چشمه گرم لجن آلود(حمئةٍ) غروب می کند».(سوره ی کهف، آیه ی 86)

***

سفر شرق حتَّی اِذَا بَلَغَ مَطلِعَ الشَّمس…

پس از پایان امور استان سیچوان در غرب، شی هوانگ از راه جنوب برای رسیدن به شرق چین، ضمن نبردهای سخت با سرکشان محلی، ایالات یوئی و چئو و یوانگ سی، را پشت سر می گذارد.11

این سفر منطبق با این قسمت از قرآن کریم است:ثُمَّ اَتبَعَ سَبَباً حَتّی اِذَا بَلَغَ مَطلِعَ الشَّمس «سپس به راه افتاد تا اینکه به کرانه های خاوری رسید.» (سوره ی کهف، آیه ی 90)

شی هوانگ برای رفاه مردم دستور می دهد که در بین شهرها راهسازی شود.

این فرمان با جمله ی آخر آیه ی یسراً(آسانی و رفاه مقرّر خواهیم داشت.»

منطبق می باشد. مشرق چین تا مصبّ(محل ریزش) رود یانگ تسه کیانگ منطقه حارّه استوایی است که تابستانی بسیار گرم و زمستانی معتدل دارد. این بخش منطبق با این قسمت از آیات مربوط به ذوالقرنین است که مردمان آن را عریان و بدون لباس معرفی می کند: «لَم نَجعَل لَهُم مِن دُونِها سِتراً»

امروز هم برهنگی در سواحل و جزایر پراکنده چین و ژاپن و حتی نواحی هند و چین متداول است و به افراد برهنه این مناطق «آی نو» یعنی پشمالو گفته می شود.

***

سفر به شمال: در سال 314 (ق.م) بر اثر فشار قبایل مهاجم، سلطان استان چئو، سدی از رود هوانگهو تا ساحل خلیج پیچلی کشیده بود و در همان زمان، سلطان استان ین هم، سدی از ایالت شانسی تا بقاز لیالوتونگ واقع در مرز کنونی منچوری احداث کرد.

تلاقی این دو سد که یکدیگر را قطع کرده اند، در نزدیکی بندر فعلی یونک پیک واقع در ساحل خلیج پیچلی است.

درست در این نقطه است که شی هوانگ در سفر خود به شمال شرق بین این دو سد رسید، این همان دو سدی است که قرآن مجید به آن تصریح کرده و می فرماید:« حتّی اِذا بَلَغ بین السَّدینِ ؛تا اینکه ذوالقرنین بین دوسد رسید». (سوره ی کهف،آیه ی 93)

و پس از بازدید از این دو سد، دستور می دهد که سد استوار و خلل ناپذیری بسازد.

***

سدّ ذوالقرنین یا دیوار چین:

سستی و خرابی سدهای اولیه که باعث رخنه ی اقوام مهاجم یوچانک و مانچونک شده بود، منجر به شکایت اهالی به شی هوانگ شد و به دستور او دیوار و سد محکمی شروع به ساختمان می شود که ارتفاع آن از 9 الی 12 متر عرض قاعده و پایه آن ده و طول آن چهار هزار کیلومتر است. به راستی این دیوار از عجایب ساخته های بشر است و تاکنون طی2200 سال از عمر آن می گذرد،ولی بدون کوچکترین مرمت و تعمیر در منطقه سردسیر و در مسیر زلزله بدون کوچکترین شکافی بین مغولستان و چین که در سال204 قبل از میلاد بنا شده همچنان پابرجاست.

این سد و دیوار محکم مصداق بخش پایانی آیات ذوالقرنین می تواند باشد که می فرماید:

آتُونی زُبِر الحدید حتّی اِذا سآوی بین الصَّدفین قالَ انفخوا حتّی اِذا جعله ناراً قال آتونی افرغ علیه قطراً.

«گفت: برای من آهن بیاورید تا با فاصله میان دو بریدگی کوه معادل شود گفت: بدمید تا وقتی که آهن را به صورت آتش گرداند گفت: برای من مس را در حالت مذاب بیاورید تا به روی آهن گداخته بریزم.» (سوره ی کهف،آیه ی 96)

این آیه پایه آهنین و روکش مسین را در بریدگی میان دره و شکاف دو کوه مجاور ذکر می کند که با مراجعه به وضعیت کنونی ساختمان دیوار چین، نقاط و معابر کوهستانی واقع بین پکن و خلیج پیچلی(شمال شرقی چین) از تمام نقاط دیگر سد محکم تر و استوارتر ساخته شده است.

فَمَا اسطَاعُو أَن یظهَروُهُ وَ مَا استَطَاعُوا لَه نَقب

«پس از اتمام سد دیگر قبایل وحشی] نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند.» (سوره ی کهف،آیه ی97)