مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > گلبرگ > اسفند 1379، شماره 13


دوراندیشی در کلام حضرت(ع)

پدید آورنده : میرصادق سیدنژاد ، صفحه 47

دوراندیشی چیست؟

ـ الحَزْمُ النَّظَرُ فِی العَواقِبِ وَ مُشاوَرَةُ ذَویِ الْعُقُولِ. دوراندیشی توجّه داشتن به فرجام کارها و مشورت کردن با خردمندان است.

ـ الْحَزْمُ حِفْظُ ما کُلِّفْتَ وَ تَرْکُ ما کُفِیتَ. دوراندیشی عبارت است از انجام دادن کارهایی که بر تو تکلیف شده است و وانهادن چیزهایی که برایت تضمین کرده اند.

ـ الحَزْمُ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ دوراندیشی نگهداری و بهره برداری از تجربه است.

ـ الحَزْمُ بِإجالَةِ الرَّأیِ. دور اندیشی در به کار انداختن اندیشه است.

ـ اِنَّما الْحَزْمُ طاعَةُ اللّه ِ وَ مَعْصِیةُ النَّفْسِ. دوراندیشی فرمانبرداری از خدا و مخالفت کردن با نفس است.

ـ الحَزْمُ تَجَرَّعُ الغُصَّةِ حَتّی تُمَکِّنَ الفُرْصَةُ. دوراندیشی تحمل ناملایمات و فرو خوردن غصه هاست تا زمانی که فرصت چاره اندیشی فراهم شود.

اهمیت دوراندیشی

ـ الا و إِنّ من تَوَّرط فی الامورِ مِن غیرِ نظرٍ فی العواقبِ فَقد تَعرَّض لِمُفْدِحاتِ النّوائب. آگاه باشید کسی که بدون دوراندیشی اقدام به کاری کند، خود را در معرض مصیبت های بسیار سنگین قرار داده است.

ـ الحَزْمَ بضاعةِ [و] التَّوانی إضاعة دوراندیشی سرمایه است و سستی تباه کننده مایه.

ـ أَصلُ العَزْمِ الحزم. اساس تصمیم گیری دوراندیشی است.

ـ الحازمُ یَقْظانُ [و] الغافلُ وسنانُ. انسان دوراندیش بیدار و انسان غافل در خواب است.

ـ اذا إقترنَ العَزْمَ بِالْحَزْمِ کَمُلَتْ السَعادة. هرگاه عزم و اراده کسی با دوراندیشی و عاقبت نگری توأم شد، نیکبختی و سعادت او کامل می شود.

آثار دوراندیشی

ـ ثمرةُ الحزمِ السلامةُ. سلامتی از ناملایمات ثمره دوراندیشی است.

ـ خُذْ بِالحَزم وَ الزم العلم تُحْمَد عواقِبک. دوراندیش باش و از علم و دانایی جدا مشو تا نتیجه کارهای تو ستوده شود.

ـ مَن اَخَذَ بِالْحَزْمِ اِسْتَظْهَرَ. هر کس که دوراندیشی کند، پشت گرمی پیدا می کند.

ـ مَنْ قَلّ حَزْمَهَ ضَعُفَ عَزْمه. کسی که از دوراندیشی کمتری برخوردار باشد، عزم و تصمیمش سست خواهد بود.

ـ مِنَ الحزم قوة العزم. قاطعیت در تصمیم گیری بخشی از دوراندیشی است.

ـ مِنَ الحزم حفظُ التجربة. حفظ تجربه ها [و به کار بستن آن ها] از دور اندیشی است.

ـ مِن الحزمِ صحّةُ العزم. تصمیم گیری درست از دوراندیشی است.

ـ مِنَ الحَزْمِ الوقوفُ عندَ الشبهة. از جمله موارد دوراندیشی توقف کردن در برخورد با امور شبهه ناک است.

ـ مِنَ الحَزْمِ التَأَهُبُ و الاستعداد. از جمله موارد دوراندیشی مهیّا بودن و آمادگی داشتن است.

اصول و احکام دوراندیشی

ـ مَنْ لَمْ یُقَدّمه الحزم اخّره العَجْزُه. هر که دوراندیش او را پیش نبرد، ناتوانی او را به عقب خواهد انداخت.

ـ مَن اَضاعَ الحزم تهوَّر. هر کس که دوراندیشی پیشه نکند، بی پروا می شود.

ـ مَن خالَفَ الحَزم هَلَک. هر که دوراندیشی و احتیاط را وانهد، هلاک می شود.

ـ کمالُ الحزمِ إستصلاحُ الاضدادِ و مداراةُ الاعداء. کمال دوراندیشی به صلاح آوردن مخالفان و مدارا کردن با دشمنان است.

ـ مِنْ کمالِ الحزمِ الاستعداد للنّقلة و التّأهبُ للرحلة. آمادگی برای انتقال (به آخرت) و توشه برداشتن برای کوچ از کمال دوراندیشی است.

ـ آفةُ الحزمِ فوتُ ألامر. آفت دوراندیشی تباه شدن کار است.

ـ الطمأنینةُ قبلَ الخبرةِ خلافُ الحزم. راحتی خیال و اطمینان خاطر پیدا کردن قبل از کسب تبحّر و مهارت مخالف دوراندیشی است.

ـ رُبَّ صغیرٍ أحزمُ مِن کبیرٍ. چه بسا کم سن و سالی که دوراندیش تر از بزرگسالان است.

ـ سلاحُ الحازمِ الاْءستظهار. محکم کاری اسلحه انسان دوراندیش است.

ـ الظفرُ بالحزمِ و الحزمُ بالتجارب. پیروزی با دوراندیشی و دوراندیشی با کسب تجربه به دست می آید.

ـ بِاصابةِ الرأیِ یقْوی الحزم با درستی تدبیر و نظر صائب دوراندیشی قوّت پیدا می کند.

ـ أَحْزَمُ الناسِ مَن کان الصبرُ و النظُر فی العواقبِ شعارَهُ وَ دثارَهُ. دوراندیشی ترین مردم کسی است که صبر و تأمل در عاقبت کارها را شیوه و تن پوش خود قرار دهد.

ـ مَنْ اَظْهَرَ عَزْمه بطلَ حَزْمه. کسی که تصمیم خود را آشکار کند، دوراندیشی او از بین می رود.

ـ ضادوُّا التفریطَ بالحزم. کوتاهی و قصور در کار را با دوراندیشی درمان کنید.

ـ مِنْ اَفْضَلِ المُرُوَّةِ صیانَةُ الْحَزْم حفظ دوراندیشی برترین بزرگواری و مردانگی است.

ـ لا خیرَ فیِ عزمٍ بِلا حَزْم. در تصمیمی که همراه با دوراندیشی نباشد خیری نیست.

ـ آفةُ الشجاعِ إضاعَةُ الحزم. آفت شجاع وانهادن عاقبت گری و دوراندیشی است.

دوراندیش کیست؟

ـ الحازِمُ مَنْ لا یَشْغَلُهُ النِّعْمَةُ عَنْ العَمَلِ لِلْعاقِبَةِ. دوراندیش کسی است که نعمت او را از کوشیدن برای عاقبت[و آخرت] باز نمی دارد.

ـ الحازِمُ مَنْ جادَ بِما فی یَدِهِ وَ لَمْ یُؤَخِّر عَمَلَ یَومِهِ اِلی غَدِه. دوراندیش کسی است که از آنچه در دست دارد می بخشد و کار امروزش را به فردا نمی اندازد.

ـ الحازِمُ مَنْ لم یَشْغَلْهُ غُرُورُ دُنْیاهُ عَنْ العَمَلِ لأُِخْراهُ. دوراندیش کسی است که جلوه گری و فریبندگی دنیا او را از عمل برای آخرت غافل نسازد.

ـ الحازِمُ مَنْ داری زَمانَهُ. دوراندیش کسی است که با روزگار مدارا کند.

ـ الحازِمُ مَنْ حَنَّکَتْهُ التَّجارِبُ و هَذَّبَتْهُ النَّوائِبُ. دوراندیش کسی است که تجربه ها او را پخته سازد و سختی ها او را بپیراید.

ـ الحازِمُ مَنْ شَکَرَ النِّعمَةَ مُقْبِلَةً و صَبَرَ عَنْها وَ سَلاها مَوَلِّیَةً مُدْبِرَةً. دوراندیش کسی است که وقتی نعمت بر او روی آورد، شکرگزاری کند و آنگاه که نعمت از او روی بر می گرداند صبر و شکیبایی پیش گیرد.

ـ الحازِمُ مَـنْ یُـؤَخِّرُ الْعُـقُوبَةَ فـی سُلْطـانِ الغَضَبِ وَ یُعَـجِّلْ مُکافاةَ الاِحْسانِ اِغْتِناما لِفُرْصَةِ الاِمکانِ. دوراندیش کسی است که هنگام خشم کیفر را به تاخیر اندازد و در پاداش دادن احسان و نیکی فرصت را غنیمت شمرد و شتاب کند.

ـ اِنَّ الحازِمَ مَنْ لایَغْتَرُ بالخُدَعِ. دوراندیش کسی است که فریب نیرنگ ها را نخورد.

ـ اِنَّ الحازِمَ مَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِجَهادِ نَفْسِهِ فَاَصْلَحَها وَ حَبَسَهَا عَنْ أهْوِیَتِها وَ لَذّاتِها فَمَلَکَها وَ اِنّ لِلْعاقِلِ بِنَفْسِهِ عَن الدُّنیا وَ ما فِیها وَ أَهْلِها شُغْلَا. دوراندیش کسی است که نفس خود را به جهاد و مبارزه با هواهای نفسانی مشغول سازد و آن را اصلاح کند و نفس را از نیل به خواسته ها و لذّت هایش باز دارد و زمام آن را در دست گیرد. به درستی که عاقل به جای پرداختن به دنیا و آنچه در آن است، به اصلاح نفس خود مشغول می شود.

ـ اِنّ الحازِمَ مَنْ قَیَّدَ نَفْسَهُ بِالمُحاسَبَةِ وَ مَلَکَها بالْمُغاضَبَةِ و قَتَلَها بالْمُجاهَدَةِ. انسان دوراندیش کسی است که نفس خود را با محاسبه دربند کشد و از طریق مخالفت و سخت گیری آن را مالک شود و از راه مبارزه با آن به خواسته های غیر مشروع اش پایان دهد.

ـ الحازِمُ مَنْ کفَّ اَذاهُ. دوراندیش کسی است که خود را از آزردن دیگران باز دارد.

ـ الحازِمُ مَنْ تَرَکَ الدُّنیا لِلاْآخِرَة. دوراندیش کسی است که [در معارضه دنیا و آخرت [آخرت را مقدّم بدارد.

ـ الحازِمُ مَنْ تَجَنَّبَ التَّبْذیرَ وَ عافَ السَّرَفَ. درواندیش کسی است که از اسراف و ولخرجی خودداری کند و از زیاده روی بر کنار باشد.

ـ اِنّما الحازِمُ مَنْ کانَ بِنَفْسِهِ کُلُّ شُغْلِهِ وَ لِدِینِهِ کُلُّ هَمِّهِ وَ لاِآخِرَتِهِ کُلُّ جِدِّهِ. دوراندیش کسی است که تمام کارش اصلاح نفسش و تمام اهتمامش برای حفظ دینش و همه تلاشش برای آخرتش باشد.

ـ لِلْحازِمِ مِنْ عَقْلِهِ عَنْ کُلِّ دَنِیَّةٍ زاجرٌ. عقل دوراندیش او را از آلوده شدن به هر پستی باز می دارد.

ـ لا یَدْهَشُ عِنْدَ البَلاءِ الحازِمُ. انسان دوراندیش در گرفتاری ها دچار حیرت و سرگردانی نمی شود.

ـ لا یَسْتَغْنی الحازِمُ اَبَدا عَنْ رَأیٍ سَدِیدٍ راجحٍ. انسان دوراندیش هرگز از نظر و اندیشه استوار و برتر بی نیاز نیست.

ـ أحْزَمُ النّاسِ رأیا مَنْ اَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ لَمْ یُوَخِّر عَمَلَ یَوْمِهِ لِغَدِهِ. دوراندیش ترین مردم از جهت رأی و اندیشه کسی است که به وعده خود عمل کند و کار امروز را به فردا نیندازد.

ـ اَحْزَمُ النّاسِ مَنِ اسْتَهانَ بِأَمْرِ دُنیاهُ. درواندیش ترین مردم کسی است که امور دنیا را مهم نشمارد.

ـ اَحْزَمُ النّاسِ مَنْ تَوَهَّمَ الْعَجْزَ لِفَرْطِ اسْتِظْهارِهِ. دوراندیش ترین مردم کسی است که علی رغم محکم کاری ها و داشتن پشت گرمی های زیاد خود را ناتوان ببیند [و همواره عمده سرمایه او توکل به خدا باشد].