مجلات > ادبیات و هنر > حدیث زندگی > خرداد و تیر 1385، شماره 29


خودشناسی ، مقدمه اخلاق

پدید آورنده : مریم عرفانیان ، صفحه 72

انسان ، یک حقیقت است؛ حقیقتی که دارای ابعاد وجودی مختلفی است. آن جا که می گوید : «وزن و شکل من» یا «غذا و رشد من» ، درباره بعد جسمی و مادّی و طبیعی خویش سخن می گوید و آن جا که می گوید : «فکر و اندیشه و عقل من» ، از ابعاد غیر مادّی وجود خویش خبر می دهد.

پس انسان ها ، «من»ها و «خود»های گوناگونی دارند: خود حیوانی ، خود نباتی و خود روحانی. آنچه انسان را انسان کرده و بر سایر حیوانات برتری داده ، همین روح ملکوتی و نفخه الهی موجود در اوست.1

یکی از قدیمی ترین دستورهای حکیمانه جهان که به وسیله انبیای الهی به بشر ابلاغ شده و حکیمان بزرگ جهان نیز آن را به زبان آورده اند و اعتبار و اهمیت خودش را در طول تاریخ ، حفظ کرده و ارزش آن ، هر روز ، بیشتر کشف شده ، این است که : «ای انسان! خودت را بشناس».

خودت را بشناس!

اگر کسی خودش را نشناسد و از عیوب و ضعف های خویش و توانمندی های بالقوّه نفس خویش آگاهی نداشته باشد ، هرگز به دنبال خودسازی ، تهذیب اخلاق و کسب کمالات انسانی نخواهد رفت.2 امام علی(ع) در اهمیت خودشناسی فرموده : «بهترین شناخت ، خودشناسی است3 و خودشناسی ، سودمندترینِ شناخت هاست».4

سقراط نیز (که حدود دو هزار و پانصد سال پیش می زیسته است) در این زمینه می گوید : «بیهوده در شناخت موجودات خشک و بی روح ، رنج مبر؛ بلکه خود را بشناس که شناخت نفس ، بالاتر از شناخت اسرار طبیعت است».5

گاندی در کتاب «این است مذهب من» می گوید : «من از مطالعه او پانیشادها (قدیمی ترین کتاب مذهبی و عرفانی هند) به سه اصل ، پی بردم که این سه اصل ، برای من ، یک عمر دستورالعمل بوده است :

اوّل . در این عالم ، برای رسیدن به حقیقت ، تنها یک راه وجود دارد و آن ، شناخت نفس است.

دوم . هر که خود را شناخت ، خدا را هم می شناسد.

سوم . فقط یک قدرت و یک آزادی و یک عدالت واقعی وجود دارد و آن ، قدرت تسلّط بر خویشتن و آزاد شدن نفس از هر کس و هر چیز دیگر و رسیدن به اعتدال در وجود خویشتن است. هر کس بر خویشتن مسلّط شود ، بر اشیای دیگر نیز مسلّط خواهد شد».6

الکسین کارل ، فیزیولوژیست و زیست شناس معروف غربی می گوید : «ما ، در ایجاد وسایل راحتی و سرعت در کار و تهیه ابزارهای زندگی ، پیشرفت فراوان کرده ایم؛ ولی به هیچ وجه ، خود را نشناخته ایم. در حقیقت ، از خود ، غفلت ورزیده ایم و در نتیجه ، پیشرفت های علمی نتوانسته است ما را سعادتمند کند و توجّه دقیق ، نشان می دهد که اضطراب ها و نگرانی هایمان بیشتر شده است».7

فایده های خودشناسی

1. خداشناسی : در حقیقت اگر «خود» انسان یا مجموعه وجود او ، با همه ابعادش به خوبی شناخته شود ، بزرگ ترین گام در راه خداشناسی برداشته شده است. پیامبر(ص) فرمود : «کسی که خود را شناخت ، در حقیقت ، خدا را شناخته است».8 این حدیث ، بازگشت به بُرهان های اثبات وجود خدا و از جمله ، همان برهان نظم دارد و آن این است که ، اگر کسی در نظام شگفت انگیز و نظم موجود در وجود خود مطالعه کند ، خدا را خواهد شناخت : «به زودی نشانه های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می دهیم تا آشکار گردد که او حق است».9

بدون شک ، انسان ، اُعجوبه عالم هستی است و به تعبیر امام علی(ع) در شعری که به وی منسوب است ، نباید پنداشت که انسان ، جِرم کوچکی در عالم هستی است؛ چرا که جهانی بزرگ در وجود او نهفته است.10

2. گرامی داشتن نفس : آن گاه که خود را می شناسیم ، درمی یابیم که خالق حکیم ، ما را بیهوده نیافریده و وظیفه ما در جهان چیست. انسان ، اگر ارزش خویش را بشناسد ، خود را به پستی نمی اندازد و خود را در ردیف حیوانات قرار نمی دهد ، همچنان که اشیای قیمتی را برای تزئین چیزهای پست به کار نمی برند.11 از برخی آیات قرآن ، چنین برداشت می شود که هر کس قدر نفس خود را فراموش نکرد ، خدا را هم فراموش نمی کند.12

3. خودسازی : انسان با خودشناسی ، خود را ارزیابی می کند. خصلت های ناروا را از خود دور می کند و در صدد تقویت جنبه های مثبت خود بر می آید. آن گاه ، می فهمد که در زندگی و در جهان ، چه باید انجام بدهد و چه گونه باید رفتار کند. امام علی(ع) در این باره می فرماید : «از توجه انسان به خودش ، انگیزه ای برای اصلاح خویشتن ایجاد می شود».13

4. دستیابی به سعادت : کسی که بخواهد از قدرت شگفت انگیز روحی خود استفاده کند و از وجود چنین نیروهایی در درون خود آگاهی داشته باشد و در صدد فعّال ساختن آنها و بهره مند شدن از آنها و شناخت چگونگی استفاده از آنها برآید ، باید خود را بشناسد. به تعبیر امام علی(ع) : «کسی که خود را بشناسد ، به بزرگ ترین رستگاری نائل شده است».14

محورهای خودشناسی

1. خودکاوی : در قرآن، آیات بسیاری وجود دارد که انسان را به خودکاوی و توجه به نظام شگفت انگیز آفرینش خویش دعوت می کند : «انسان باید نگاه کند که از چه چیزی آفریده شده است».15

2. شناخت استعدادها : هر فردی با توجه به جنبه های ثابت طبیعت و شخصیتش (که به اراده خداوند ، در وجود او تعبیه شده است) از قابلیت های ویژه ای برخوردار است که او را از دیگران متمایز می سازد. انسان ، ابتدا باید این قابلیت ها را کشف کند تا بتواند راه موفقیّت را به آسانی بپیماید. امام علی(ع) در این خصوص فرموده است : «هلاک شد کسی که خود را نشناخت و ندانست که برای چه هدفی ساخته شده است».16

امام صادق(ع) نیز در این باره فرموده : «شایسته نیست که مومن، خویش را خوار و بی مقدار نماید». راوی سؤال کرد : «چگونه انسان ، خود را خوار و بی مقدار می کند؟». حضرت جواب داد : «به کاری دست می زند که توانایی انجام دادن آن را ندارد».17

مشکل بسیاری از مردم ، این است که توانایی ها و شرایط روحی و جسمی خود را نشناخته اند و یا نمی دانند که برای چه هدف و آینده ای آفریده شده اند و ذوق و استعداد خود را درک نکرده اند.

3. شناخت ارزش خود : یکی از محورهای خودشناسی ، شناخت ارزش و عظمت انسان است؛ انسانی که پرتویی از روح الهی و مظهر صفات پروردگار است؛ انسانی که خلیفه خداوند در زمین است و ملائک باید در خدمت او باشند.

اگر با درون نگری به ارزش وجودی خویش پی ببریم ، شرافت و کرامت خویش را احساس می کنیم. یعنی در می یابیم که پَستی با چنین موجود برجسته ای سازگار نیست؛ دروغ ، نفاق و ذلّت ، با آن سازگار نیست ؛ امّا ، گاهی انسان ، بر اثر جهل و غفلت از هویّت انسانی خود ، به ناهنجارها تن می دهد و اسیر هوا و هوس می گردد.18 خداوند در مورد آفرینش انسان می فرماید : «هنگامی که آدمی را آفریدم ، از روح خودم در آن دمیدم ، پس شما [ملائک] به سویش سجده کنید».19

4. شایستگی ها: یکی از محورهای شناخت ، این است که انسان ، بیش از حد و لیاقت ، چیزی نخواهد و پا را از گلیم خود فراتر ننهد ، و یا بلندپروازی های بی بنیاد نکند ، و یا در رشته ای که تخصص ندارد ، بیهوده دخالت نکند. حضرت علی(ع) در این باره می فرماید : «هر که قدر خود را بشناسد ، مردم ، او را گرامی می دارند و هر که از حد خود خارج شود و حریم ها را رعایت نکند، مردم او را سَبُک می شمارند و به او اهانت می کنند.»20 و «کسی که به ارزش خود قانع باشد ، منافع او پایدارتر است.»21

آری ، بسیاری از مشکلات اجتماعی، از بلندپروازی ها نشئت می گیرند.

5 . حساسیت ها : خودشناسی هرگز بدون آگاهی بر عیوب و ضعف ها امکان پذیر نخواهد بود. چنین شناختی به ما این امکان را می دهد تا : در جهت رفع عیوب خود تلاش کنیم، گرفتار خودپسندی نشویم، در برخورد با مشکلات زندگی، منطقی رفتار کنیم و ضعف های خود را نیز مدّ نظر داشته باشیم.

امام علی(ع) در این باره می فرماید : «نسبت به خودت جاهل مباش ؛ زیرا هر کس که نسبت به خودش جاهل باشد ، نسبت به همه چیز، جاهل خواهد بود».22

6. ارتباط با خدا و جهان : یکی از ابعاد خودشناسی ، شناخت ارتباط خود و خالق و ارتباط خود و جهان و عالم پس از مرگ است. امام علی(ع) در این باره فرموده است : «خدا رحمت کند آن کسی را که دانست از کجا آمده است و در کجاست و به کجا می رود».23

7. نقاط روشن : شناخت نقطه های برجسته زندگی و موفقیّت ها و پیروزی ها، یکی دیگر از محورهای خودشناسی است. گاهی انسان در برخورد با مشکلات روزمره ، احساس عجز و درماندگی می کند و خود را می بازد. در چنین حالتی که انسان اعتقاد به نفس خود را از دست داده است ، یادآوری موفقیت ها و پیروزی های گذشته ، در ادامه مسیر پرفراز و نشیب زندگی، برای او امیدآفرین و نیروبخش خواهد بود.

یک آزمون خودشناسی

برای این که بدانید از نظر وضعیّت و معنوی چگونه هستید، به پرسش های زیر پاسخ دهید:

1 . آیا درباره ضعف های خود تا به حال، فکری جدّی کرده اید؟

2 . آیا در مورد شناخت اشتباهات خودتان همانند توجه به خطاهای دیگران، سریع و باریک بین هستید؟

3 . آیا تمام تلاش خود را برای اصلاح نقص های خود به کار می برید؟

4 . آیا انتقادپذیر هستید و از انتقاد ، بهره می گیرید؟

5 . آیا از تعالیم اخلاقی و مذهبی پیروی می کنید و مقید به انجام دادن واجبات هستید؟

6 . آیا به ارزش های دینی همچون: نماز جماعت ، نماز اوّل وقت ، توجه به دعا ، خیرخواهی و کارگشایی و ... پایبند هستید؟

7 . آیا کتاب های مذهبی مطالعه می کنید؟

8 . آیا در برابر دعوت به مجلس گناه (همچون مجلس غیبت ، مشروب ، موادّ مخدّر ، قمار و ... از خود، واکنشی نشان می دهید؟

9 . آیا برنامه منظّمی برای کارهای روزانه و هفتگی خود دارید؟

10 . آیا در برابر گناهان و لغزش هایی که از شما سر می زند، ناراحت می شوید؟

11 . آیا برای تقویت بنیه دینی و معنوی خود، برنامه ای (مثلاً شرکت در جلسات مذهبی) دارید؟

12 . آیا دوستان نزدیک و همنشینان شما از طبقه مذهبی هستند؟

13 . آیا تاکنون در زندگی ، سؤال مذهبی ای برایتان پیش آمده است که به دنبال پاسخ آن رفته باشید؟

هر پرسش ، پنج امتیاز دارد. مجموع امتیازاتِ پاسخ های مثبت خود را جمع نمایید و وضعیت معنوی خود را به دست بیاورید. آیا در سطح عالی هستید یا متوسط یا ضعیف؟ امتیاز 50 تا 65 را عالی و 30 تا 50 را متوسّط و پایین تر از 30 را ضعیف در نظر بگیرید.24

خودسازی

خودشناسی ، زیربنای سعادت آدمی در همه جنبه های مادی و معنوی زندگی است. انسان در پرتو خودشناسی ، به نیازهای درونی و برونی خویش پی می برد و عواملی را که مایه تعالی و تکامل است ، تشخیص می دهد. در نتیجه ، وظیفه شناس می گردد و به پاکی و نیکی می گراید و سرانجام ، به کمالی که لایق مقام انسان است ، نائل می گردد. در قرآن مجید نیز سرلوحه برنامه پیامبران ، تزکیه و تعلیم بیان شده است.25

کسی که خواهان سعادت است ، از انباشته های معنوی و مادّی خود ، آگاه می شود و طبق سنّت ها و قوانین آفرینش ، گام بر می دارد. کلیه ابعاد و نیازهای مادّی و معنوی خویش را مورد توجه قرار می دهد و تمایلات انسانی و غرایز حیوانی را به موازات یکدیگر ، با رعایت تعادل ، اقناع می نماید و هیچ یک را فدای دیگری نمی کند. این ، برنامه خودسازی اسلام است و راه و رسم مسلمان های راستین.26

ضرورت خودسازی

انسان به خاطر حُبّ ذات ، ضعف های خود را نمی بیند و فکر می کند نیازی به خودسازی ندارد. غافل از این که «ناخود (نفس بدخواه و تمایلات حیوانی)»، همچون بمب خطرناکی است که در خانه دل نگهداری می شود و یا همچون بنزینی که در پستوی بعضی خانه هاست و با اندک سهل انگاری و بی توجهی ، آتش سوزی روی می دهد و کل خانه از بین می رود! و البته خطر نفس بدخواه، به مراتب، بیشتر از نگهداری بنزین در خانه است.27 «همانا نفس ، انسان را به بدی دعوت می کند ، مگر این که خدا رحم کند»28 .

در احادیث، به طور مکرر، دعوت به پیکار با تمایلات نفسانی شده و از این عمل به عنوان جهاد اکبر یاد شده است. امام علی(ع) در این باره می فرماید : «هر کس نفس خویش را بشناسد ، با آن مبارزه می کند؛ و هر کس نفس خویش را نشناسد ، آن را وا می گذارد.»29 و «منتهای مجاهدت، این است که انسان با نفس خویش مبارزه کند».30 ـ پیامبر(ص) نیز فرموده است : «مجاهد، کسی است که در راه خدا با نفس خویش پیکار نماید».31

آری ، دنیا محل گذر است ، نه جایگاه قرار! مردم در این جهان، دو گروه هستند: گروهی خود را فروخته اند و راه حق را ترک گفته اند و مسیر هلاکت را می پیمایند و گروهی خود را خریده اند و راه سعادت را پیش گرفته اند و خویش را آزاد ساخته اند.32

بنا بر این ، اگر انسان ، قصد خودسازی و مدیریت کردن بر وجود خویش را دارد، باید «خودِ» انسانی خویش را بسازد و پرورش دهد ، نه خودِ حیوانی یا جسمانی خویش را. کسانی که جز زندگی حیوانی به چیز دیگری نمی اندیشند ، به راستی شخصیت انسانی خود را گم کرده اند و در جستجویش نیستند. حضرت علی(ع) در این باره می فرماید : «تعجب می کنم از کسی که برای یافتن گم شده اش تلاش می کند. در حالی که نفس (انسانی) خودش را گم کرده و در صدد یافتن آن نیست».33

در نتیجه ، کسی که طالب خودسازی است و می خواهد انسان باشد ، باید غرایز خود را تعدیل نماید و از درنده خویی و بی ضابطگی اخلاقی بپرهیزد و خویش را با صفات پسندیده و سجایای انسانی، متخلّق سازد. آیین پیامبران الهی به مردم آموخته است که این موفقیّت ، تنها در پرتو ایمان و تحمّل مشقّت ادای فریض و ترک محرّمات به دست می آید.

با امید موفقیّت هر چه بیشتر در خودشناسی و خودسازی ...!

1. خودسازی یا تزکیه و تهذیب نفس ، ابراهیم امینی ، ص 17 .

2. خودسازی ، تهذیب نفس ، سید جعفر حسینی ، ص 16.

3. غررالحکم ، ح 4631.

4. همان ، ح 4640 و 4665.

5. معرفت نفس ، استاد حسن زاده آملی ، ج 2، ص 302.

6. انسان کامل ، مرتضی مطهری ، ص 138؛ فلسفه اخلاق مرتضی مطهری ، ص 195.

7. شناخت اسلام ، حسن کافی ، ج 2، ص 529.

8. بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 32.

9. سوره فصلّت ، آیه 53.

10. خود و ناخود ، محمود اکبری ، ص 37. اصل شعر ، بدین شکل آمده است: اَتَزَعمِ انَّک جِرمٌ صَغیر / و فیک انطَوَی العالَمُ الأکبر.

11. همان، ص 40.

12. ر. ک : سوره مائده ، آیه 105.

13. غررالحکم ، ج 6 ، ص 176.

14. همان ، ص 172.

15. سوره طارق ، آیه 5.

16. نهج البلاغه ، کلمات قصار 149.

17. المَحَجّة البیضاء ، ج 4 ، ص 108؛ الکافی ، ج 5، ص 64.

18. تعلیم و تربیت ، مرتضی مطهری ، ص 222 و 235.

19. سوره حجر ، آیه 6.

20. غررالحکم ، ح 4671؛ وسائل الشیعة ، ج 11 ، ص 425. شهید مطهری در کتاب بیست گفتار (ص 320) تحت عنوان «حدشناسی» ، بحثی در این زمینه دارد.

21. نهج البلاغه ، نامه 31.

22. غررالحکم با شرح آقا جمال خوانساری ، ج 7 ص 392 (حدیث 10337).

23. الأسفارالأربعة ، ج 8، ص 355.

24. خود و ناخود ، ص 47.

25. سوره جمعه، آیه 2.

26. گفتار فلسفی : اخلاق ، از نظر همزیستی ارزش های انسانی ، ص 3.

27. خود و ناخود ، ص 49.

28. سوره یوسف ، آیه 53.

29. غررالحکم ، ج5 ، ص 177 (حدیث 7855).

30. همان ، ح 4932.

31. مجموعة ورّام (تنبیه الخواطر) ، ج1 ، ص 196.

32. نهج البلاغه ، حکمت 133.

35. غررالحکم ، ح 495.