مجلات > ادبیات و هنر > گنجینه > مرداد و شهریور 1385، شماره 60


اسرار عدم اجابت دعا

پدید آورنده : مولی عبدالصّمد همدانی (قرن 12) ، صفحه 35

ای عزیز! سرّ عدم استجابت دعوات به درگاه قاضی حاجات، با وجود خصوصیّت اماکن و اوقات و با آنکه حضرت حق ـ جلّا و علی ـ می فرماید که «اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ»، آن است که نقض عهد و عدم وفا از جانب ما است.

عهدها کرده ایم با شه خویش هیچ از آن عهدها وفا نکنیم

و مواثیقی که با آن جناب بسته ایم، بالمرّه فراموش نموده، در طاق نسیان گذاشته ایم.

در روز اَلَست بَلی گفتی امروز به بستر «لا» خفتی

قال اللّه تعالی: اُوفُوا بِعَهْدی اُوفِ بِعَهْدِکُم. پس شرط اجابت دعا وفا به عهد مولا است.

در یکی از کتب آسمانی آمده است: من به امت محمد صلی الله علیه و آله دو چیز داده ام که اگر به تمام فرشتگان و پیامبران می دادم، بخشش را به آنان تمام نموده بودم؛ یکی اینکه گفته ام: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» و دیگر اینکه: «به پیمانی که با من بسته اید وفا کنید تا به پیمان خود با شما وفا کنم.» و نزدیک به همین معنا است فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله : «خدا را در نظر دار تا تو را در نظر دارد. خدا را در نظر دار، او را پیشاپیش خود می یابی.»

به ابراهیم بن ادهم گفتند: چرا هر چه خدا را می خوانیم، ما را اجابت نمی کند؟ گفت: زیرا خدا را شناخته اید، ولی فرمانش نمی برید و با قرآن آشنایید، ولی به دستورات آن گردن نمی نهید.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اسم اعظم پرسش شد، فرمود: همه اسماء خداوند، اسم اعظم است. تو دل از هر چه غیر او است، خالی دار؛ سپس به هر اسمی که خواهی او را بخوان؛ زیرا در حقیقت پاره ای از اسماء سوای دیگری ویژه خدا نیست بلکه او خدای واحد قهّار است (تفاوت در نام های الهی به اعتبار زیادی و کمی توجه است و تأثیر کردن و نکردن و اجابت و عدم آن وابسته به اختلاف مراتب توجه است).

گر انگشت سلیمانی نباشد چه خاصیّت دهد نقش نگینی

ابوالبرکات گفته است که هر کس که خواهد که دعای وی مستجاب شود، آداب دعا را باید نگاه دارد و آداب دعا آن است که دلش حاضر بود و طعام حلال خورد و لباس حلال پوشد.

در توحید صدوق از امام کاظم علیه السلام روایت است که فرمود: گروهی به امام صادق علیه السلام گفتند: چرا هر چه دعا می کنیم مستجاب نمی شود؟ فرمود: چون کسی را می خوانید که بدو شناخت ندارید.

* * *

خداوند به عیسی علیه السلام خطاب کرد: و مرا بخوان که من به تو نزدیکم و مرا جز با حالت تضرّع و زاری و حالتی که تمام همّ و غمّ تو یک چیز باشد، مخوان که هرگاه مرا در چنین حالتی بخوانی تو را اجابت کنم. ای عیسی! به ظالمان بنی اسرائیل بگو: تا آن گاه که مال حرام در دامن و بت ها در خانه دارید، مرا نخوانید. ای عیسی! مرا همچون کسی که در حال غرق است و فریادرسی ندارد، بخوان.

پس شرط اجابت دعوات، حصول معرفت قاضی الحاجات و فراغ قلب از همه مهمّات و اغراض است.

امّا ای عزیز! نه به استجابت دعا شاد باید بود؛ چه شاید که استدراج باشد و نه به عدم استجابت دلتنگ؛ زیرا که در حدیث وارد است که حق سبحانه و تعالی صدای بنده مؤمن را دوست می دارد و در حدیث دیگر است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند که چون شما مردی را می بینید که حق تعالی مرادش را می دهد و او در معصیت مقیم باشد، بدانید که آن استدراج است امّا با وجود آنچه ذکر شد، ترک دعا نباید کرد؛ زیرا در خبر آمده: ترک دعا اظهار بی نیازی از حضرت حق است و دعا کردن اظهار نیازمندی به او است نه حکم راندن و امر فرمودن به او.

اهمیت و لزوم دعا

و در کتاب روح الاحباب گوید: روایت شده است: هرگاه مردی دو رکعت نماز بگزارد و از خداوند حاجتی در مورد دین و دنیا نخواهد، خدای متعال به فرشتگان فرماید: گویا بنده ام از من بی نیاز است و چون برای خود دعا کند و برای برادران خود دعا نکند، خدای متعال فرماید: ملائکه من! بنده ام گمان برده که از شخص بخیلی درخواست می کند و چون برایِ خود و دیگر مؤمنان دعا کند. ملائکه گویند: خداوند از تو شروع کند.

و در کتاب شهات از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرده که دعا خود، عبادت است و از این حدیث معلوم می شود که بخش بیشتری از ابواب عبادت را دعا اشغال می کند و آن بزرگ ترین چیزی است که بدان سبب از آفت ها جلوگیری می شود و جلیل ترین مقامات و درجات عبودیّت است و چنانکه گذشت، قرآن بدان ناطق و احادیث سرشار از ادعیه است و دعا راه و رسم پیامبران و فرستادگان خدا، بلکه بزرگ ترین مقامات اولیاء موحد و برترین درجات سالک است؛ زیرا دعا نشان گر نهایت خواری و شکستگی انسان در برابر خدا و نمایان گر صفت عجز و نیازمندی بنده است و این، منافات با قضا و قدر و راضی بودن به رضای حق ندارد.

* * *

اضافه می کنیم به این بیان روایتی را که عبدالعزیز از امام صادق علیه السلام نقل کرده که گفت: آن حضرت به من فرمود: دعا کن و نگو کار از کار گذشته (و سرنوشت قابل تغییر نیست)؛ زیرا که نزد خداوند منزلتی است که جز با دعا و درخواست به دست نیاید و چنانچه بنده ای لب فرو بندد و چیزی درخواست نکند، البته چیزی به او عطا نخواهد شد. پس درخواست کن تا به تو عطا شود. دری نیست که کوبیده شود جز اینکه امید می رود به روی صاحبش گشوده می گردد.

پس از این سخن امام علیه السلام ظاهر می شود که دعا خود یکی از اسباب حصول مطلوب است و اراده ازلی خداوند نیز بر این است که اشیاء را از راه به کارگیری اسباب ایجاد کند. بنابراین اگر حصول چیزی متوقّف بر اسباب آن باشد، منافات ندارد با اینکه خداوند حصول آن را مقدّر فرموده باشد؛ زیرا همان گونه که حصول آن را مقدّر فرموده، همین سبب و اینکه این چیز باید از چنین سببی حاصل آید را نیز مقدّر فرموده است.

به همین دلیل از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده که در نزد خداوند چیزی از دعا گرامی تر نیست؛ زیرا وقتی دعا کننده خدا را می خواند و فقر و فاقت خویش را بر او عرضه می دارد، کرم خداوندی اقتضا می کند که او را نراند و خواسته اش را برآورده سازد. بنابراین نزد خداوند چیزی گرامی تر از این نیست که بنده با دعا و اظهار خضوع و خشوع و شکستگی به حضرت او نزدیکی جوید.

اسباب اجابت دعا

علما گفته اند که آن، فراهم شدن اسباب و عللِ آن است و آن اینکه دعا که خود یکی از اسباب است، در مورد درخواست مردی مثلاً که دعا می کند و نیز سایر اسباب تحقق و وجود این شی ء مجموعا و با هم طبق حکمت الهی مناسب قضا و قدر خداوند از جانب او باید فراهم گردد.

اینجا است که دعا واجب است و انتظار اجابت نیز واقع است؛ زیرا انگیزش ما به دعا کردن، خود یکی از آن اسباب است و دعای ما که یک سبب اجابت است و قرین شدن دعا با حدوث چیزی که برای آن دعا شده، هر دو معلول یک علّتند و گاهی یکی از این دو سبب به واسطه دیگری پیدا می شود و گاه چنین توهّم شود که سماویات از ارضیات تأثیر می پذیرند و آن، این است که وقتی ما دعا می کنیم، مستجاب می شود... ولی این مطلب درست نیست؛ زیرا بدون شک، معلول در علّت خود مؤثر نمی افتد.

هرگاه دعای دعاگو مستجاب نشود، هر چند به نظر خود او هدفی که از این دعا منظور داشته، دارای منفعت بوده است، علت عدم اجابت این بوده که آن غایت و هدف نافع چه بسا در واقع به حسب مراد او بلکه به حسب نظام کلی آفرینش نافع نباشد و به همین دلیل اجابت دعا تأخیر می افتد یا اینکه اصلاً دعا مستجاب نمی شود و کوتاه سخن اینکه: عدم اجابت دعا به جهت عدم و نبود یکی از شروط آن مطلوب، در وقت دعا کردن می باشد.