مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > فرهنگ كوثر > اسفند 1378، شماره 36


اسلام در میانمار

پدید آورنده : علی پوریا ، صفحه

تاریخ گسترش اسلام در میانمار به قرن اول هجری برمی گردد. بعد از ظهور اسلام و گرایش اعراب و ایرانیان به اسلام، دریانوردان عرب و ایرانی مسافرت های دریایی خود را به طریق قبل ادامه می دادند و در مسیر خود احیانا دست به تبلیغ و دعوت مردم به اسلام می زدند.

بعدها بازرگانان مسلمان از مسیرهای زمینی که از منطقه غربی میانمار و ایالت آراکان این کشور می گذشت به مناطق غربی چین سفرمی کردند. بسیاری از این افراد در منطقه حاصلخیز و مستعد ساحلی آراکان، رحل اقامت افکندند و اولین مناطق تجمع مسلمانان راایجاد کردند. سیاحان چینی در نوشته های خود از مناطق ایرانی نشین در مرزهای بین میانمار و یونن(ایالتی در جنوب غربی چین)در قرن سوم میلادی یاد کرده اند.

رافائل ایزرائیلی می نویسد: تاجران عرب در قرن اول هجری درناحیه آراکان واقع در غرب برمه و در نقطه مرزی با بنگلادش اقامت گزیده و اسلام را در این سرزمین انتشار دادند. اما گفته می شود در سال 588 هجری مطابق با 1192 میلادی، اسلام در این سرزمین گسترش یافت و در قرن نهم و دهم میلادی بازرگانان ایرانی و عرب دراین مکان استقرار یافته و به نشر اسلام پرداختند. مسلمانان ساکن هند نیز در این سرزمین به گسترش اسلام اقدام نمودند و مسلمانان برمه در سطح وسیعی باهند به تجارت پرداختند. در سال 1870 م عده ای از مسلمانان «یون نان » موسوم به پانتای که در قیام این ناحیه شکست خورده بودند به صورت پناهنده از چین به برمه آمدند. برخی مسلمانها هم در شرایط عادی به عنوان بازرگان، چین را به قصد برمه ترک گفتند و لذا حرکت مهاجرین مسلمانان به سوی برمه گسترش یافت.

از بین مسلمانان برمه، آنان که منشا هندی دارند برخی، ازاعقاب مردمی هستند که در اواخر قرن هیجدهم از شمال هند به برمه آمدند تا به خدمت واحدهای ارتش بزرگ «آلومپرا» در برمه علیادرآیند. با فتح هند در سال 1824 م به دست انگلیسی ها، مهاجرت وسیع مسلمانان هند به برمه شدت یافت و بسیاری از آنان در رانگون مرکز برمه در تجارت و سایر فعالیت های اقتصادی شرکت داشتند. در رانگون و مناطق وسیع دیگر، سنی های بنگالی و جوامعی ازشیعیان در کنار یکدیگر زندگی می کنند و هرکدام مراسم ویژه خودرا دارند.

مسلمانان برمه با مسلمانان چین نیز ارتباط خوبی دارند که پیوند اساسی آنان توسط «پانتاهای » که قومی پرتوان و مهاجم بودند و در راههای تجاری «یون نان » و گذرگاههای خطرناک وکوهستانی برمه با شغل کاروان داری در رفت و آمد بودند. مربوطمی شود.

مائونگ تان لویی از محققین بودایی میانمار نوشته است: در 680میلادی(69 هجری)، محمد حنفیه فرزند امام علی(ع) پس از عدم توفیق نسبت به خونخواهی امام حسین(ع)از بنی امیه، همراه با طرفداران ونیروهای خود به شرق کوچ کرد تا بالاخره درسواحل آراکان به میانمار رسید و در آنجا کایاپوری ملکه قبیله منطقه را شکست داده او را به دین اسلام در آورد و آنگاه ملکه را به زنی گرفت وبه ترویج اسلام در آن منطقه پرداخت. در حال حاضر دو مزار درآراکان وجود دارد که به حنفیه تونکی(مزار حنفیه)و کایاپوری تونکی معروف هستند. آن دو مزار همراه با «عرب شاه پارا» (منطقه فتح حنفیه برمیانماری هااست.)به صورت زیارتگاه مسلمانان این منطقه در آمده است.

باگسترش ممالک اسلامی در هند و ترویج اسلام در بنگال و تبدیل آن منطقه به یک مملکت و سلطان نشین اسلامی، منطقه عربی میانمار(ایالت آراکان)تحت نفوذ مسلمانان بنگال و هند قرارگرفت، بسیاری از امرای مسلمان مانند «عیسی تهو» و«امیرحمزه » برآن دیار حکومت کرده اند.

در 1406 میلادی،(قرن هشتم هجری)، «تارامینگ هلا» فرمانروای آراکان به دربار سلطان «نصیرالدین غوری » ، پادشاه بنگال گریخت و مدت 22 سال در دربار او به سر برد و بالاخره به کمک نیروهای سلطان بنگال مجددا به قدرت رسید. وی در مدت اقامت دربنگال مسلمان شده بود و عنوان «سلیمان شاه » را اختیار نموده و پس از به قدرت رسیدن دوباره در آراکان دربار خود را به اقتباس از دربار بنگال و دهلی سازمان داده و داد و ستدمسلمانان و ترویج دین اسلام را در قلمرو خود آزاد کرد. وی زبان فارسی را زبان رسمی سرزمین آراکان قرار داد، که تا 1936 میلادی که انگلیس بر میانمار مسلط گردید، زبان رسمی این ایالت بود.

بعضی از منابع تاریخی حکایت از آن دارد که در 1531میلادی،(908 هجری)، پادشاه وقت ایران یک هیات سه نفره مذهبی رابه آراکان اعزام داشت، که به ساختن مساجد و تبلیغ اسلام همت گماشتند و عده ای از علمای آراکان را جهت سفر به ایران دعوت کردند. زبان فارسی که زبان رایج اهالی غرب میانمار بود در زبان میانماری نیز تاثیر گذاشت. هنوز هم لغات و اصطلاحات متعددفارسی بویژه اصطلاحات دریانوردی مانند «بندر» ، «شاه بندر» ، «ناخدا» و غیره در زبان میانماری دیده می شود.

بعد از تسلط کامل انگلیس بر سراسر میانمار در 1886 میلادی،پای «هندی » ها من جمله مسلمانان بنگالی جهت اداره کردن مزارع برنج و امور بازرگانی به میانمار گشوده شد و در 1921 تقریبابیش از نیم میلیون نفر مسلمان هندی در میانمار ساکن شده بودند. مهاجرت هندی ها من جمله مسلمانان هندی به میانمار و متمکن شدن آنها در اثر کار و کسب و بازرگانی و به دست گرفتن مشاغل عمده تجاری باعث نارضایتی مردم میانمار شد، درسالهای 1930 و 1938اغتشاشات گسترده ای علیه مهاجرین هندی صورت گرفت. درجنگ جهانی دوم، در خلال خروج نیروهای انگلیسی از میانمار، ورود سربازان ژاپنی به آن کشور افراد قوم «ماگ » (بودایی مذهب)، به محله های مسلمان نشین در آراکان حمله ور گردیده، هزاران نفر از مسلمانان را که غافلگیر شده بودند، هلاک کردند و در نتیجه مسلمانان ازسایر نقاط حملات خود را علیه «بودایی » ها آغاز کردند و این امر موجب اختلافات دامنه داری بین دو قوم ماگ و روهین گیا(مسلمان) درآراکان گردید.

بعد از استقرار «ژاپنی » ها در آراکان مسلمانان آن منطقه برعلیه «ژاپنی » ها وارد عمل گردیدند و به عنوان عوامل اطلاعاتی و شناسائی و خرابکاری با «انگلیسی » ها همکاری می کردند. انگلیس نیز در قبال این همکاری وعده نوعی خود مختاری به مسلمانان آراکان را داده، برای تشویق بیشتر مسلمانان طبق انتشار بیانیه ای منطقه مزبور را یک منطقه ملی مسلمان نشین اعلام کردند. حتی بعد از تسلط مجدد نیروهای انگلیس بر آراکان در 1945تا 1948 که میانمار به استقلال رسید. اداره امور منطقه عمدتا به مسلمانان سپرده شده بود، حتی مسلمانان آراکان از «محمدعلی جناح » رهبر مسلمانان هند، خواسته بودند که آراکان را نیز به عنوان قسمتی از پاکستان بپذیرد. این پیشینه سبب شد که دولت مستقل میانمار، پس از آنکه در 1948 به قدرت رسید به آزار واذیت مسلمانان بوپژه مسلمانان ناحیه آراکان بپردازد، به همین خاطر روابط پاکستان و میانمار نیز برسرمساله مسلمانان به تیرگی گرایید. دولت میانمار از 1959 به آیین بودایی ارج و بهای رسمی داده ودر 1961 با تصویب قانونی آیین مزبور را به صورت دین رسمی میانمار درآورد.

دولت جنرال «نوین » پس از سرکار آمدن در 1962 رفتن مسلمانان به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در 1980 پس از گذشت 18 سال به هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد، جهت انجام فرایض حج به مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده ای از مسلمانان نیز جهت شرکت درکنفرانسهای مختلف اسلامی اعزام شدند.

اما متاسفانه در اثر فشارهایی که بر مسلمانان وارد می آمدموجبات آواره گشتن آنهادر کشورهای مختلف فراهم شده و گفته می شود، بیش از نیم میلیون مسلمان میانماری به کشورهای بنگلادش،هند، پاکستان، مالزی، تایلند، سنگاپور، امارات متحده عربی وممالک دیگر مهاجرت نموده اند که هزار مسلمان میانماری نیز درعربستان سعودی سکونت گزیده اند.

در 1978 سیاستهای دولت میانمار باعث شد که بیش از سیصد هزارنفر از مسلمانان منطقه آراکان به بنگلادش مهاجرت نمایند و چون این مساله تبلیغات وسیعی را در سراسرجهان به دنبال داشت، دولت میانمار با دولت بنگلادش وارد مذاکره شد و با امضای موافقت نامه ای اسکان مجدد پناهندگان مسلمان میانماری و همچنین پیمان مرزی توسط دو کشور، مساله پناهندگان فیصله پیداکرد و بسیاری از آنها به آراکان مراجعت نمودند.

دولت میانمار کنترل شدیدی برفعالیتهای مساجد اعمال می کند،حتی آمار ازدواج و تمایل مردم جهت انجام قربانی گوسفند درمراسم عیدقربان و نیز آمار افرادی که در مساجد به آموختن قرآن کریم مشغول می شوند، به دولت گزارش داده می شود.

اکثریت مسلمانان میانمار سنی بوده ولی 6 الی 10 هزار نفرشیعه نیز در میانمار زندگی می کنند. شیعیان یک مسجد بزرگ و چند«امام باره » (حسینیه)، آستانه و مسجد کوچک دیگر در رانگون،در سایر شهرها هم مساجد و حسینیه بنا نموده اند. شیعیان میانماردارای اصلیت هندی یا ایرانی هستند، ایرانیان در ایام گذشته ازشهرهای شیراز، کاشان، بهبهان و یزد به میانمار مهاجرت نموده اند. شیعیان میانمار دارای انجمنهای مختلفی نیز هستند،مهمترین آنها انجمنهای «مغولیه » ، «عباسیه » ، «حیدریه » است. جوانان شیعه در 1909 سازمان اتحاد جوانان ایرانی را تشکیل داده بودند، بعد از آنکه تعداد کثیری از شیعیان در میانمار به عضویت آن درآمدند، نام آن را به اتحادیه ایرانیان تغییر دادند،بعدها نام آن به باشگاه ایرانیان مبدل گردید.

از 1961 فعالیتهای باشگاه مزبور به حالت وقفه درآمده است.

در سراسر میانمار 5000 مسجد وجود دارد و 16 انجمن ملی برای تدریس قرآن تاسیس شده و مدارس اسلامی نیز به امور تبلیغی و فرهنگی و تعلیم و تربیت کودکان و جوانان مسلمان می پردازد. معانی قرآن نیز به زبانهای محلی ترجمه و چاپ شده است.

مسلمانان میانمار دارای سازمانها و انجمن های مختلفی هستند که مهمترین آنها عبارتند از:

1- شورای امور مذهبی مسلمانان.

2- جامعه علمای میانمار.

3- سازمان مسلمانان میانمار.

4- اتحادیه جوانان مسلمان.

5- سازمان اخوت مسلمانان.

6- انجمن دانشجویان مسلمان.

مهمترین و قدیمی ترین مساجد میانمار که در رانگون پایتخت این سرزمین بناگردیده اند، عبارتند از:

1- مسجد سوراتی(سونی)در خیابان مغول. Surathi (Sunni) Mosque

2- مسجد سونی درخیابان شوبن تا. Sunni Mosque

3- مسجد سونی در خیابان مانگ تولای. Sunni Mosque

4- مسجد سونی در جاده سول پاگودا. Sunni Mosque

5- مسجد شیا در خیابان سی ام. Shia Mosque

کلیه نمازگزاران در پنج نوبت روزانه دراین مساجد نمازمی خوانند.

قتل عام و جنایات نظامیان میانمار علیه مسلمانان این کشور

نظامیان «میانمار» (برمه)، در چهارچوب مبارزه ای گسترده،علیه مسلمانان این کشور آنها را با قساوت و بیرحمی به سوی مرزهای بنگلادش می رانند.

نشریه انگلیسی «ساندی تایمز» در گزارشی از جنایات هولناک چکمه پوشان میانماری خاطرنشان می کند، نظامیان این کشور مردم مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار داده، زنان را در جلو چشم دیگران مورد تجاوز قرار می دهند، مردان را مصلوب می سازند و به قتل می رسانند. هرروز شمار زیادی از مسلمانان فراری با سرگذشتی هولناک وداستانهای تکان دهنده ای از فشارهای نظامیان میانماری خود را به اردوگاههای مرزی که در آنها غذا به اندازه کافی یافت نمی شود وانواع بیماریها رواج دارد می رسانند. براساس این گزارش، گفته می شود که نظامیان قصد دارند(بودایی)ها را به ایالت «آراکان » ، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان نشین بوده است، گسیل دارند. لازم به توضیح است; که 70 درصد جمعیت 45 میلیونی میانماربودایی هستند.

هرچند درگذشته نظامیان میانماری سایر اقلیتهای قومی را نیزمورد آزار و اذیت قرار داده اند، از جمله در مورد تایلندی ها،خشونت بسیاری روا داشته اند، لیکن رفتارشان با مسلمانان خشونت بارتر بوده است.

از اوایل سال میلادی(1992)، تاکنون تعداد زیادی از مسلمانان این کشور به کشور بنگلادش مهاجرت نموده اند. این مسلمانان خانه های خود را ترک کرده و به اردوگاههای مرزی پناهنده شده اند،تعدادشان به 80 تا 100 هزار نفر می رسد، این ماجرا سبب برخوردهای شدید ماموران مرزی میانمار و بنگلادش گردیده است. آنچه در زیر ملاحظه می فرمایید، مختصری از وضعیت مسلمانان وتاریخچه تشکیل اسلام در این منطقه می باشد.

همانطور که قبلا اشاره گردید «میانمار» از نظر نژادی و قومی دارای گونه های مختلف اجتماعی می باشد. این کشور کوهستانی که ازنظر منابع طبیعی و زمینهای کشاورزی بسیار غنی می باشد، دارای معادن بزرگ سنگهای قیمتی نیز هست. قسمت کوچکی از سرزمین میانمار که به منطقه «آراکان » موسوم است، بین 15 تا 17 درجه شمالی و مدار 53 و 94 درجه قرار گرفته که دارای مساحتی معادل 20000 مایل مربع می باشد. منطقه «آراکان » از طرف شمال غربی با بنگلادش و از شمال باهندوستان هم مرز می باشد. سلسله جبال مرتفع آراکان این منطقه را از سرزمین اصلی میانمار جدا نموده و از شرق به غرب دارای ساحلی به طول 360مایل از خلیج بنگال است. آراکان همچنین توسط یک رشته تپه های سرسبز و پرآب از سرزمین اصلی میانمار جدا گردیده است. منطقه آراکان به طور کامل زیر نفوذ مسلمانان می باشد و اکثرمسلمانان میانمار دراین منطقه زندگی می کنند. اکثر سلاطین میانمار در زمینهایی که این کشور دارای حکومت پادشاهی بود، ازمنطقه آراکان ظهور نمودند که آخرین آنها «سلیم شاه » بود.

تا 1784 میلادی، «منطقه آراکان » دارای یک حکومت مستقل و یک ایالت پرقدرت و بزرگ میانمار بود، که در کنار دیگر مناطق این کشور که اصالتا مردمانی «بودایی » در آن زندگی می کردند، قرارداشت.

جمعیت آراکان در حدود 4 میلیون نفر می باشد که تقریبا تمامی آنها مسلمان هستند و به زبان عامه «روهینگیا» ، که زبان اصلی آن منطقه است، تکلم می نمایند. ریشه اصلی این زبان مخلوطی از زبانهای «ترکی » ، «بنگالی » ، «فارسی » ، «عربی » ، «مور» ، «پتانی » و «مغولی » است. اجرای قوانین اسلامی در منطقه آراکان کشور میانمار قبل از سال 1430 میلادی، آغاز گردید و تا 1784 که مصادف بود با تسخیر منطقه آراکان به وسیله «سلطان بودا و پایا» ، ادامه داشت. بعد ازاشغال و تسخیر منطقه آراکان به وسیله پادشاه مذکور قوانین اسلامی ملغی اعلام گردید و قانون ملی جایگزین آن گردید، باجابجایی قدرت در میانمار بعد از جنگ دوم جهانی، حزب و قوانین نظامی جایگزین قانون قبلی گردید.

در آن زمان آقای «داوانگ سان سوگی » ، قدرت را در دست گرفت،فرزند ارشدش آقای «یوانگ سان » رهبر «حزب جنبش سوسیالیستی میانمار» می باشد. حزب حاکم میانمار در آن مقطع «حزب ائتلاف متحد ملی میانمار» که توسط آقای «سومانگ » رهبری می شد بود. هم اکنون اهالی منطقه آراکان زبان «روهینگیانی » ، را زبان اصلی خود می دانند و مدعی آن هستند. دولت میانمار اخیرا حقوق مسلمانان را نادیده گرفته و مورد تجاوز قرار می دهد، به آداب وسنن گذشته آنها بی احترامی می نماید و این امر نیز مورد تصدیق مجامع بین المللی می باشد.

مسلمانانی که به طور دسته جمعی به کشور بنگلادش گریخته اند،داستانهایی از جنایات نظامیان میانمار نقل می کنند. ایجاد رعب ووحشت، کتک زدن مردان مسلمان و مورد شکنجه وتجاوز قرار دادن زنان در سطح بسیار وسیع، تخریب مساجد، منازل و مدارس مسلمانان و ریختن زباله در قبرستان آنها و بعضا تخریب قبور آنها و تبدیل آن مناطق به زمینهای کشاورزی و همچنین دستگیری رهبران مذهبی و«موذن ها» و کتک زدن و به زندان انداختن آنان در مقیاس گسترده ای همه روزه انجام می پذیرد، براساس فرمان «شورای ایالتی » صرفا به خاطر ترساندن و فرار آنها از این کشور ومنطقه انجام می پذیرد. طی چند سال گذشته مردم مسلمان آراکان «روهینگ » ها چندین گروه پارتیزانی و غیر نظامی را سازماندهی کرده اند که عبارتند از:

1- جبهه میهن پرستان «روهینگ » .

2- سازمان آزادی بخش آراکان.

3- سازمان رهایی بخش مسلمانان میانمار.

این گروهها چون در حال حاضر از رهبری واحدی برخوردارنمی باشند، بنابراین هریک از آنها علاوه برنزاع بین خود علیه دولت مرکزی نیز مبارزه می نمایند. و تاکنون این گروهها هیچ جبهه متحد دفاعی برای جلوگیری از حرکت دولت که به منظور پراکنده ساختن آنها انجام می دهد، تشکیل نداده اند. به نظر می رسد،موثرترین و پرقدرت ترین این گروهها «سازمان همبستگی روهینگ های آراکان » می باشد. این سازمان نوجوانان 10 الی 15 ساله را جهت ارتش غیرنظامی خود تعلیم می دهد، از تمام منابع و قدرت خود برای جمع آوری سپاه،مهمات و آموزشهای عالی نظامی استفاده می نماید. برنامه های آموزشی از 1988 در ارتش نظامی در جنبش روهینگ جهت شکل دهی مجاهدین و گروههای فرماندهی تشکیل گردید. آموزشهای اولیه برای مدت سه ماه تعیین گردیده و آرایشهای نظامی مرتبا تمرین می گردد. کمپهای آموزشی در اعماق جنگلها دایر است و فرمانده ها به مناطق مختلف آراکان جهت آموزش و تعلیمات نظامی افراد، اعزام می گردند و اهالی را جهت پیوستن به ارتش نظامی روهینگ تشویق می نمایند.

اگرچه بعضی از اهالی آراکان به زبانهای بنگالی و میانماری نیز تکلم می نمایند لیکن آنها «انگلیسی » را زبان دوم خودمی دانند. همچنین زبانهای عربی و اردو، نیز در این منطقه رایج می باشد ودر سالهای اخیر این زبانها را در مدارس خودتدریس می نمایند.

تشکیلات مذهبی و حوزه های دینی هریک از ادیان در میانمار،اکثرا در همان مکانهای عبادتی، زیارتی، معابد و مساجد دایرمی باشد. رهبران مذهبی در قسمتی از این مکانها به رتق و فتق امور پیروان خود می پردازند و در موقع لزوم فعالیتهای تبلیغی جهت ترویج ادیان خود را انجام می دهند. البته به غیر ازبوداییانی که خود دارای تشکیلات عظیم تعلیم و تربیت در گوشه وکنار این کشور می باشند. ذیلا عبادتگاههای ادیان مهم در کشورمیانمار، جهت آگاهی خوانندگان به استثنای معابد بودایی درج می گردد:

1- کلیسای آگوستین مخصوص مسیحیان پیرو «رمن کاتولیک » .

2- کلیسای «صلیب مقدس » مخصوص مسیحیان آنگلیکن و همچنین مدرسه کلیسا برای کودکان و کلیسای مقدس سه گانه «کاتدرال » .

3- کلیسای انگلیسی «متودیست » و مدرسه همین کلیسا که برای پیروان مسیحی متودیست و فرزندانشان بناگردیده است.

4- برای مسیحیان پیرو فرقه باپ تیست «کلیسای امانوئل » .

5- برای ارمنیان مسیحی «کلیسای ارامنه » .

6- برای یهودیان «پرستشگاه یهود» که سفارت اسرائیل نامیده می شود.

7- برای هندوها معابد «سری سری شیواکریشنا» ، و «سری سری دورگا» و «معبد بزرگ هندو» و برای سیکها معبد «سیک » بناگردیده، که هریک کلیه امور مربوط به پیروان خود را برعهده دارند.