مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > پاسدار اسلام > آذر 1377، شماره 204


شایسته سالاری در سیره امام علی(ع)

پدید آورنده : حجه الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی ، صفحه 15

در مقاله گذشته به اولین ویژگی محوری کارگزاران در حکومت علی(ع) اشاره کردیم که عبارت بود از فرهنگ خدمت گزاری.

و ابعاد آن را مورد بحث قرار دادیم. به یاری خداوند در این مقاله دیگرویژگی کارگزاران در حکومت مولی را مورد بحث قرار می دهیم.

لیاقت مداری

از اصول اساسی در گزینش ها مساله «شایسته سالاری » است.

برخورداری از خصال و فضایل برجسته فردی به تنهایی نمی تواند محور گزینش باشد، باید در کنار آن توان کاری نیز باشد به دیگر عبارت مجموعه «تعهد» و «تخصص » معیار گزینش است.

شایسته سالاری در قرآن

به هنگامی که یوسف سرفرازانه از زندان آزاد شد وعزیز مصر درصدد واگذاری مسوولیتی به او گردید او گفت:

«اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم;مرا سرپرست خزائن مصر قرار ده که نگه دارنده وآگاهم ».

حضرت یوسف مسوولیت اقتصادی کشور مصر را می پذیرد به دلیل آن که توانایی اداره امور در این زمینه را دارد. او هم امانت دار است «حفیظ »و هم «علیم » است. آگاهی و تخصص کافی در این زمینه دارد.

نیز زمانی که بنی اسرائیل از پیامبری به نام «اشموئیل » درخواست فرماندهی کردند تا به همراه او با ستم گران بستیزند. او به درگاه خداوندروی آورد و درخواست قومش را به پیشگاه حضرتش عرضه داشت.

خداوند طالوت را به فرماندهی آن ها برگزید بنی اسرائیل که هم چنان معیارهای مادی بر اندیشه آن ها حکومت می کرد بر این انتصاب اعتراض کردندکه:

«قالوا انی یکون له الملک علینا و نحن احق بالملک منه و لم یوت سعه من المال; چگونه او بر ما حکومت داشته باشد با این که ما از اوشایسته تریم و او ثروت زیادی ندارد.»

آن پیامبر خداوند در پاسخ برشایستگی و لیاقت طالوت تکیه کرد و فرمود:

«ان الله اصطفیه علیکم و زاده بسطه فی العلم و الجسم; خداوند او را بر شما برگزیده و علم و قدرت جسمی به او داده است ».

یعنی در فرماندهی نظامی دو ویژگی اساسی است

1. علم وآگاهی به فنون نظامی و روش ها و تدبیرها در این زمینه

2. توانایی جسمی و این دو را طالوت دارد. و این یعنی شایسته سالاری.

نیز در قرآن می خوانیم به هنگامی که حضرت موسی(ع) از مصر گریخت و به مدین رو آورد و خدمتی شایسته به دختران شعیب صورت داد یکی از دختران شعیب پیشنهاد کرد که: «یا ابت استاجره ان خیر من استاجرت القوی الامین;پدرم او را اجیر کن چرا که بهترین کسی که به این کار می آید «قوی » و«امین » است.» دختر فهمیده شعیب در این گزینش بر لیاقت حضرت موسی برای اجیر شدن در خانه حضرت شعیب تاکید می کند زیرا که از دو ویژگی برخورداراست

1. توانایی جسمی زیرا او به تنهایی دلو سنگین را یک تنه از چاه کشید

2. امانت داری چرا که در زمینه خانه شعیب راضی نشد دخترجوانی پیش روی او راه برود چرا که باد ممکن بود لباس او را جابجا کند،به دختر شعیب گفت من جلو حرکت می کنم تو پشت سر من حرکت کن.

این هم سندی دیگر بر ضرورت عنصر شایسته سالاری در گزینش ها از دیدگاه قرآن است این ویژگی را از آیات دیگر قرآن نیز می توان یافت که به همین مقداربسنده می کنیم.

شایسته سالاری در سیره نبوی(ص)

در سیره نبی اکرم(ص) نیز شایسته سالاری در گزینش ها جایگاه ویژه ای داشت دربینش پیامبر گرامی اسلام(ص) فضیلت و برتری های شخصی تنها معیار نبود بلکه حضرت در کنار ایمان و تعهد «لیاقت » را نیز لحاظ می کرد. در روایتی آمده است: روزی ابی ذر این صحابی بزرگ و وفادار و مخلص پیامبر(ص) به حضرت عرض کرد آیا مرا به مسوولیتی نمی گماری «الاتستعملنی؟» حضرت دستی بر شانه ابی ذر زد و فرمود: ابی ذر تو را دوست می دارم و هر آن چه را که برای خودمی پسندم برایت نیز می خواهم لیکن مسوولیت ها امانت است و اگر انسان درست از عهده آن برنیاید مایه خواری و پشیمانی در قیامت می باشد. من تو را درمدیریت ضعیف می بینم بنابراین هیچ گاه امارت حتی بر دو نفر را نپذیر وولایت بر مال یتیم را بر عهده مگیر «انی اراک ضعیفا فلاتامرن علی اثنین و لاتولین مال یتیم.» این روایت هرگز دلالتی بر کم ارجی ابی ذر ندارد که شخص پیامبر بارها و بارها او را به بهترین خصال ستوده است. بلکه الهام بخش این درس است که شایسته سالاری به حدی از دیدگاه پیامبر(ص) مهم است که حتی در مورد شخصیتی هم چون ابی ذر نیز پیامبر در سپردن مسوولیت به او امتناع می کند چرا که توان کاری در او نمی بیند. نیز در سیره حضرت می خوانیم حضرت پس از فتح مکه عازم نبرد حنین شد و جوانی بیست و یک ساله به نام «عتاب بن اسید» را به فرمانداری مکه برگزید و فرمود: «لو اعلم لهم خیرا منک استعملته علیهم; اگر برای اداره مکه بهتر از تو کسی رامی شناختم او را برمی گزیدم ». این انتصاب مورد اعتراض برخی قرار گرفت حضرت فرمود:

«لایحتج محتج منکم فی مخالفته بصغر سنه فلیس الاکبر هو الافضل بل الافضل هو الاکبر;نباید هیچ یک از شما به خاطر کمی سن او مخالفت کنیدزیرا که هر که سن بیش تری دارد برتر نیست بلکه هر آن کس که برتر است اوبزرگ تر است.»

در روایتی پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «لاتصلح الامامه الالرجل فیه ثلاث خصال ورع یحجزه عن معاصی الله و حلم یملک به غضبه و حسن الولایه علی من یلی حتی یکون کالوالد الرحیم; رهبری و امامت امت صالح نیست مگر برای کسی که از سه ویژگی برخوردار باشد.1. پارسایی که او رااز معصیت باز دارد2. بردباری که بتواند با آن خشمش را کنترل کند3. مدیریت نیکو بر مجموعه زیر پوشش مدیریتش داشته باشد تا برای آنان همانند پدری مهربان باشد.»

این ویژگی ها در حقیقت شرطهای اساسی برای هر گزینشی است.

شایسته سالاری در سیره امام علی(ع)

امام علی(ع) این بزرگ تربیت یافته مکتب نیز هم در گفتار و هم در رفتارخویش بر این ویژگی تاکید خاصی داشت. حضرت در سخنی فرمود : «ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه...; ای مردم همانا سزاوارترین مردم به امر خلافت و رهبری امت تواناترین بر اداره آن وداناترین به فرمان خداوند در فهم مسایل می باشد.»

از این روایت بایدمعیار را استنباط کرد که در تمامی مسایل مربوط به حکومت از صدر که رهبری امت است تا ذیل و پایین ترین مسوولیت ها باید پیوسته شایستگی محور باشد.

در سخنی دیگر فرمود: «من احسن الکفایه استحق الولایه; آن کس که درست ازعهده اداره امور برآید شایستگی رهبری بر امت را دارد.»

سفارش پیوسته مولا علی(ع) به کارگزاران خویش تاکید بر «شایسته سالاری » در گزینش هااست در موارد متعددی از عهدنامه مالک اشتر بر این امر تاکید شده است دربخشی از آن آمده است:

«ثم انظر فی امور عمالک فاستعملهم اختبارا ولاتولهم محاباه و اثره و توفی منهم اهل التجربه والحیاء من اهل البیوتات الصالحه والقدم فی الاسلام فانهم اکرم اخلاقا و اصح اعراضا و اقل فی المطامع اشرافا و ابلغ فی عواقب الامور نظرا; سپس در امور کارگزاران ات بنگر آن ها را آزموده به کارگیر (واحدی تحت عنوان گزینش داشته باشد تاصلاحیت ها را بررسی کند) و محور گزینشت میل و گرایش شخصی تو نباشد زیرا که این دو کانونی از شعبه های جور و خیانت است و از میان آن ها افرادی که باتجربه تر و پاک تر و پیشگام تر در اسلامند برگزین، زیرا اخلاق آن ها بهتر وخانواده آن ها پاک تر و هم چنین کم طمع تر و در سنجش عواقب اموربیناترند.»

نیز در سخنی به یکی از کارگزاران خویش فرمود:

«لاتقبلن فی استعمال عمالک و امرائک شفاعه الا شفاعه الکفاله والامانه; دربه کارگیری کارمندانت که باید زیر نظر تو کار کنند واسطه و شفاعتی رانپذیر مگر شفاعت «کفایت » و امانت را.»

و کفایت یعنی شایسته سالاری.

و خود در گزینش ها پیوسته بر این اصل عنایت داشت. وقتی حضرت مالک اشتر رابه استان داری مصر منصوب می کند بر شایستگی های او تاکید می کند:

«اما بعد فقد بعثت الیکم عبدا من عبادالله لاینام ایام الخوف ولاینکل عن الاعداء ساعات الروع اشد علی الفجار من حریق النار و هو مالک بن الحارث اخو مذحج. ..; اما بعد یکی از بندگان خداوند را به سوی شما فرستادم که به هنگام خوف خواب به چشم راه نمی دهد در ساعات ترس و وحشت از دشمن هراس ندارد نسبت به بدکاران از شعله آتش سوزنده تر است او مالک فرزند حارث ازقبیله مذحج است.»

این اصل آن قدر از نظر مولی مهم بود که چه بسا شخصی را در آغاز برای مسوولیتی شایسته می دید اما در ادامه با تغییر شرایط، می دید که مسوولی قوی تر لازم است بلافاصله جابجایی صورت می داد. لکن همراه با تجلیل و تکریم از کارگزاری که از مسوولیت کنار گذاشته شده است.

به عنوان نمونه: امام علی(ع) محمد بن ابی بکر این یار وفادارش را به استان داری مصر منصوب کرد. پس از مدتی معاویه بر آن شد که با حمله به مصرآن را از تحت سلطه حکومت مولی جدا کند. بر این اساس عمروعاص را بر این ماموریت گماشت تا مصر را اشغال کند، امام دید برای جلوگیری از این خطرباید فرد مقتدری را برای مسوولیت مصر برگزیند; او مالک اشتر بود.براین اساس مسوولیت مصر را به مالک سپرده و محمد بن ابی بکر را به مدینه فراخواند. گرچه مالک به مصر نرسیده توسط ایادی معاویه به شهادت رسید،ولی به مولا گزارش رسید که «محمد بن ابی بکر» از این رفتار مولا نسبت به او ناراحت شده است. حضرت نامه ای برای او نوشت و او را در جریان این عزل و نصب قرار داد:

«اما بعد فقد بلغنی موجدتک من تسریح الاشتر الی عملک وانی لم افعل ذلک استبطاءا فی الجهد و لا ازدیادا لک فی الجد ولو نزعت ماتحت یدک من سلطانک لولیتک ما هو ایسر علیک موونه و اعجب الیک ولایه; امابعد به من خبر رسیده است که از فرستادن اشتر به سوی مسوولیت مصر ناراحت شده ای ولی این کار را من نه به این جهت انجام دادم که تو در تلاش و کوششت کندی ورزیده ای و یا برای این باشد که جدیت بیش تری به خرج دهی، اگر آن چه در اختیارت قرار دادم از تو گرفتم تو را والی جایی قرار دادم که درد سرکم تری داشته و حکومت آن برایت خوشایندتر است.»

این برخورد مولا گویای نکات فراوانی است که به سه نکته اشاره می کنم:

1. برای مسوولین حکومت باید پیوسته «مصلحت نظام » اصل باشد و هرگزنباید این اصل فدای برخی از ملاحظات در رابطه با اشخاص شود. افراد هر چه قدر هم که محترم باشند ولی مصلحت نظام از هر مساله ای مهم تر و بالاتراست. در این زمینه امام راحل گفتار صریح و روشن گری دارند:

«طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها و رادیو و تلویزیون باید... برای مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام ازمسایلی است که مقدم بر همه چیز است و همه باید تابع آن باشیم...».

«... این مساله که نظام در اهداف خود جدی است و با هیچ کس شوخی نداردو در صورت به خطر افتادن ارزش های اسلامی با هر کس در هر موقعیت قاطعانه برخورد می نماید باید به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر برای تمامی دست اندرکاران و مردم تبلیغ گردد. ..»

2. آن که باید حریم خدمت گزاران حفظشود و اگر مسوولی پس از مدتی خدمت نه به دلیل تخلف بلکه به دلایل دیگر ازجمله ناتوانی یا ضعف در اداره امور کنار گذاشته شد نباید حریمش شکسته شود و برکناری اش به گونه ای باشد که موجب هتک شود. در این روش می بینیم مولا علی(ع) از کارگزار برکنار شده تجلیل می کند و او را مورد مهر و محبت قرار می دهد.

3. آن که اگر مسوولی از عهده مسوولیت سنگینی برنیامد ولی توان اداره مسوولیت آسان تری را داشت باید از تجربه او استفاده شده و او را بر آن گمارد. نباید در عزل و نصب ها به گونه ای عمل شود که از تجربه مدیران استفاده بهینه به عمل نیاید. مدیری که پس از سال ها مدیریت کسب تجربه کرده و مدیریت را آموخته در حقیقت سرمایه یک نظام است این ظلم بزرگ است که به بهانه ای واهی از مدیران لایق استفاده نشده و تجربه فراوان آن هاکان لم یکن تلقی شود. آری باید با تخلف در هر سطحی هرچند در بالاترین مسوولیت و در مورد باتجربه ترین نیز برخورد شود. ولی هرگز نباید مسائل خطی، جناحی، سلیقه ای سبب شود که از تجربه مدیران کارآمد استفاده نگردد.

در این سیره امام بی بیم محمد بن ابی بکر را از مسوولیت زمام داری مصربرکنار کرده و او را در مسوولیتی دیگر به کار می گیرد.

امید که این روش امام علی(ع) نصب العین تمامی کارگزاران نظام اسلامی باشدان شاء الله