مجلات > پیام حوزه > زمستان 1380، شماره 32


زندگی نامه ملا محمود میثمی عراقی کزازی کرهرودی معروف به صاحب قوامع

پدید آورنده : رضا استادی ، صفحه 141

یکی از دهستان های سه گانه بخش آستانه شهرستان اراک «کزاز» است . این دهستان از ده ها روستای بزرگ و کوچک تشکیل شده است . (1)

مرحوم ملامحمود در سال 1240 ق در روستای «رشان » (یکی از روستاهای کزاز است) به دنیا آمده است .

مادرش نقل می کند که پدرش جعفربن باقربن قاسم، نزدیکی های ولادت او خواب می بیند که از آستین او ستاره ای طلوع کرد و در افق به گردش در آمد و سپس در مغرب استقرار یافت .

این که ایشان به شیخ محمود میثمی معروف می باشد به این جهت است که از خاندانی (2) است که نسب آن ها به میثم تمار از صحابه امیر مؤمنان علیه السلام می رسد . به گفته برادر بزرگ شیخ محمود میثمی، شجره نامه نسب آنان نزد عموزادگانشان موجود بوده است .

بعید نیست که اولاد اصحاب امیرمؤمنان علیه السلام هم مانند اولاد ائمه اطهار علیهم السلام از ترس دشمنان و یا به جهت دیگر، به ایران آمده باشند و در اصفهان، جابری، منسوب به جابربن عبدالله انصاری، و در قم انصاری، نیز منسوب به جابر، و در گلپایگان، نخعی، منسوب به مالک اشتر نخعی، و در تهران، کمیلی منسوب به کمیل، و . . . داشته باشیم .

و نیز این انتساب ها اگر در برخی موارد هم مدرک درستی نداشته باشد، لااقل دلیل بر ارادت ایرانیان به علی علیه السلام و یاران مخلص و خالص او است .

شیخ محمود تا هشت سالگی در همان روستای «رشان » بود و سپس پدرش به «کرهرود» هجرت کرد و پسر را هم با خود به آن جا برد .

مرحوم دهگان در تاریخ اراک می نویسد:

کرهرود

این ده با دو ده دیگر به نام سنجان و فیجان متصل به یکدیگر و هر سه به نام سه ده پیوسته به شهر فعلی اراک و در طرف جنوب آن واقع است - قریه کرهرود از قرای قدیمی و گاهی هم جنبه شهری داشته است . فضلا و دانشمندان زیادی به این شهرک منتسب بوده اند (3) و در این اواخر هم مردانی فاضل در مهد تربیت خود پرورانده و آنان هم بر حسب موقعیت زمان، خدمتی به این آب و خاک کرده اند . وجه تسمیه کرهرود را می توان به صورت زیر حدس زد:

کرهرود اسم بوده از برای رودی که از کرج سابق می گذشته و اکنون هم آن رود به نام رودخانه آستانه که لغت دوم کرج است معروف می باشد . . . و رودخانه کرهرود هم از ناحیه قره کهریز یعنی سرزمین کرج سابق منشا می گیرد [لذا] آن را کرهرود یعنی رود کرج خوانده اند و ده واقع در کنار آن رود را هم کرهرود نامیده اند . (4)

تا پانزده سالگی در کرهرود مقدمات را می خواند و در سال 1255 ق به حوزه علمیه بروجرد رفت و معالم الاصول را نزد برخی از بزرگان آن حوزه خواند و سپس به درس حاج سید شفیع موسوی بروجردی (5) - صاحب کتاب الروضة البهیة در رجال و تراجم و القواعد الشریفیة در اصول فقه که هر دو چاپ شده است - حاضر شد و مدت پنج سال یک دوره اصول را از ایشان استفاده کرد .

در سال 1261 ق پدرش در کرهرود از دنیا رفت . از این رو به کرهرود مراجعت و پس از چند ماه به خواست مادرش ازدواج نمود و پس از چندی توفیق یافت که باز به حوزه بروجرد برگردد و بخشی از اصول فقه را نیز نزد همان استاد بخواند و نیز فقه را از درس مرحوم ملا اسدالله بروجردی (6) - که از او به «شیخی و استادی العالم الاواه » تعبیر می کند - استفاده کند و در سال 1265 ق که بیست وپنج ساله بود هر دو استاد برایش اجازه اجتهاد نوشتند .

در این سال به کرهرود و از آن جا به اراک - شهری که یوسف خان سپهدار به دستور فتحعلی شاه تازه بنا کرده بود و نام آن روزش «سلطان آباد» و «شهرنو» بود - منتقل و تا سال 1271 ق در آن جا متوطن شد .

در این شش سال یک بار به تهران و بار دیگر به آذربایجان و بار سوم به خراسان سفر کرد و هدفش از این مسافرت ها این بود که بلکه جایی را پیدا کند که اقامت وی در آن جاها موجب تکامل او و مورد رضایت خدای منان باشد، اما خواسته خود را نه در اراک و نه در آن جای که مسافرت می کرد نیافت و بالاخره تصمیم گرفت به عتبات عالیات و حوزه نجف اشرف هجرت کند .

در سال 1271 ق یا (1272 ق) موفق شد که با خانواده به نجف اشرف مشرف و از ابتدای ورود تا سال 1281 ق یعنی مدت حدود ده سال، از درس استاد اعظم و شیخ الفقهاء - که از او به شیخنا الاکرم و استادنا الاعظم و ملاذنا الافخم نخبة ائمة الاصول و قدوة ارباب المعقول و المنقول مصطفی المرتضی و مرتضی المصطفی، الشیخ مرتضی التستری الحائری النجفی الانصاری مولدا و تحصیلا و موطنا و نسبا یاد کرده - بهره مند شد .

بعد از وفات شیخ انصاری رحمه الله در سال 1281 ق به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام به ایران آمد و پس از زیارت، به نجف مراجعت و تا سال 1293 ق (یا همین حدود) در نجف به تالیف کتاب هایی در فقه و اصول اشتغال داشت سپس به ایران آمد و مدتی در همدان اقامت کرد پس از آن به تهران آمد، اما به این قصد که پس از بر طرف شدن برخی از گرفتاری ها و مشکلات زندگیش، باز به نجف برگردد که توفیق نیافت و تا پایان عمر در تهران بود .

منزل وی در تهران محله پامنار - نزدیک بازار - بود و در مسجد آقابهرام - که در همان پامنار بود - اقامه جماعت می کرد .

سال وفات او را در پیش گفتار «دارالسلام » چاپ دوم، 1306 ق و در ذریعه 1308 ق و حدود 1310 ق نوشته اند . (7) جنازه وی از تهران به نجف منتقل و در خانه (8) او که جنب خانه آیة الله آخوند خراسانی رحمه الله بود دفن گردید .

بزرگان در باره او چنین گفته اند:

علامه تهرانی در اعلام الشیعه می نویسد:

شیخ و علامه اجل، فقیه اصولی، محقق مدقق ورع، تقی، آخوند ملامحمودبن جعفرین باقربن قاسم میثمی عراقی نجفی همدانی نزیل تهران، متوفای جمعه آخر جمادی الاولی 1308 ق، از اجلای شاگردان علامه انصاری است و مقدار زیادی از تقریرات فقه و اصول او را نوشته است . . . چند سال پس از وفات شیخ انصاری به ایران مراجعت و در همدان ساکن شد .

در آن زمان شیخیه بر همدان تسلط داشتند و از این رو نتوانست آن جا بماند و در سال حدود 1293 ق به تهران رفت و علما و طلاب آن جا اطراف او جمع شده به درس و بحث و اقامه جماعت و وعظ و قضاوت و سایر وظایف شرعی و نیز پاک نویس کردن مطالبی که قبلا نوشته بود مشغول شد و با این که در اواخر، چشمش ضعیف شده بود، اما تا پایان عمر به تدریس و وظایف دیگر خود ادامه داد و پس از وفات، فرزندش شیخ محمدتقی طبق وصیت او جنازه اش را به نجف آورد و در خانه محقری که در همسایگی خانه آخوند خراسانی داشت دفن کرد و عنوان مقبره بر یک کاشی نوشته به دیوار خانه نصب شده است . (9)

صاحب کتاب المآثر و الآثار می نویسد:

از مجتهدین مسلم دارالخلافه (تهران) است . در مسجد مرحوم آغابهرام به امامت جماعت و ترویج احکام می پردازد . تقریرات درس شیخ الطائفه استاد الکل مرتضی الانصاری را فقها و اصولا بر وجه اشباع ضبط کرده و تدوین فرموده است . علمای عظام و فقهای فخام از این رهگذر به تالیفاتش محتاجند و در این سنوات کتابی به نام دارالسلام در احوال حضرت حجة الله القائم علیه السلام به فارسی تالیف کرد و مطبوع افتاد . (10)

صاحب کتاب علمای معاصرین بعد از نقل عبارت کتاب المآثر و الآثار که نقل شد، می نویسد:

چون صاحب مآثر و آثار در ترجمه این عالم خبیر و فاضل نحریر به اجمال کوشیده و از آثار جلیله و مآثر نفیسه او اسمی نبرده، لذا مناسب دیدم که به جهت مزید معرفت به مقام و رفعت آن مرحوم مغفور و ترغیب و تشویق مطالعه کنندگان از اهل علم و فقه و حدیث، و تاسی و اقتدای ایشان بدین گونه علمای اعلام جمله ای از حالات و چندی از مؤلفات و مصنفات آن حبر معظم مذکور آید . . . . (11)

در ریحانة الادب آمده:

از اکابر علمای امامیه اوایل سده چهاردهم هجری می باشد . (12)

در کتاب زندگانی شیخ انصاری، ایشان را در فصل شاگردان شیخ یاد و می نویسد:

یکی از رجال نامی شیعه در اوایل سده چهاردهم و از بزرگان اهل علم و دانش و از اجله فقها و اصولیون، متقی، زاهد، خبیر، رجالی، مورخ و جامع معقول و منقول بود و از کسانی است که خدمت حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - رسیده و آن حضرت را زیارت نموده و به این سعادت عظمی نایل گشته است . (13)

سید محسن امین می نویسد:

در سال 1293 ق از نجف به ایران آمد و در همدان و سپس در تهران اقامت گزید و بقی فی طهران عالما رئیسا الی ان مات . (14)

خاندان او ملا محمد سمیع میثمی

برادرش ملامحمد سمیع بن محمد جعفر میثمی عراقی است .

علامه تهرانی در باره او می نویسد:

ادیب فاضل و خطیب مصنف بارع، از اهل فضل و ادب بود و تخلص او در شعر «واعظ » بود و در منبر و خطابه ید طولایی داشت .

از تالیفات اوست:

1 . مشاغل النفوس در احوال چهارده معصوم، به فارسی نثر و نظم نظیر جلاءالعیون علامه مجلسی، ولی از آن بزرگ تر است، که به نام ناصرالدین شاه و مستوفی الممالک نگاشته شده است و نسخه آن به خط مؤلف نزد فرزندش میرزا محمد شفیع بوده است و نیز نسخه ای از آن در کتابخانه آیة الله مرعشی موجود است . (15)

2 . لسان الواعظین، در مواعظ و اخلاق فارسی شامل هشت باب، تاریخ تالیف 1290 ق .

نسخه اصل آن نزد نواده برادرش شیخ جمال الدین و نسخه دیگر نزد فرزند میرزا محمد شفیع بوده است . (16)

وی کمی قبل از برادرش صاحب دارالسلام از دنیا رفت .

شیخ محمد شفیع میثمی

فرزند برادرش شیخ محمد شفیع بن محمد سمیع میثمی عراقی نیز دانشمندی ادیب و فاضلی جلیل بود . در 1279 ق متولد و در 1353 ق یا 1354 ق در اراک از دنیا رفت . او در ایران درس خوانده، از اساتیدی بهره برده بود و در نهایت از شاگردان خاص حاج آقا محسن عراقی متوفای 1325ق بود .

وی تالیفاتی به این شرح دارد:

1 . الانتباهیه، فارسی در رد فرقه بهاییه به منزله مقدمه کتاب دیگرش رجوم الشیاطین است . تاریخ تالیف 1338 ق .

2 . تنزیه القلوب، کتاب بزرگی است در اخلاق به نثر و نظم، تاریخ تالیف 1350 ق .

3 . حقایق اسلامیه، در اصول عقاید، فارسی .

4 . رجوم الشیاطین، در رد برخی از گمراهان، (منظومه فارسی است .)

5 . زبدة العرفان، در مذاهب و ادیان، تاریخ تالیف 1348 ق .

6 . هدایة المتعلمین، در رد بهایی ها، تاریخ تالیف 1349 ق .

7 . هدایة المتعلمین برای تدریس در مدارس ابتدایی نوشته و در 1333 ق چاپ شده .

8 . دیوان شعر و تخلص او «شوقی » می باشد .

علامه تهرانی می گوید:

در سال 1350 ق که برای زیارت حضرت رضا علیه السلام به ایران رفتم در عبور از شهر اراک، این کتاب ها را نزد او دیدم و در مذاکره با او در برخی مسایل مطالبی گفت که شاهد فضل وی بود، سپس علامه تهرانی می افزاید که فرزند او حاج محمد جعفر، داماد برخی از دختر عمه های من است . (17)

فرزند و نواده او شیخ محمدتقی میثمی

علامه تهرانی می نویسد:

شیخ محمدتقی بن مولی محمود میثمی عراقی نجفی تهرانی از اجلای علمای تهران است . وی از شاگردان پدرش بود و پس از پدر در مسجد وی (مسجد آقا بهرام محله پامنار تهران) اقامه جماعت می کرد و در وعظ و خطابه بسیار زبردست بود و در خانه خود تدریس داشت و برخی از طلاب از وی استفاده می کردند .

در حدود سال 1310 ق نجاة العباد صاحب جواهر و شرح باب حادی عشر فاضل مقداد را درس می گفت که من در آن درس شرکت می کردم .

و کانت له مع مراتبه العلمیة اختراعات و صناعات بدیعة عجیبة .

شعر هم می سرود . از جمله قصیده نونیه دعبل که یک بیت آن این است:

لااضحک الله سن الدهر ان له

قواعد عدلت عن کل میزان

را تخمیس کرده و توسط فرزندش در حاشیه شرح قصیده دعبل، تالیف میرزا کمال الدین فسایی شیرازی در سال 1308 ق تا 1314 ق چاپ شده است و نیز او رثای منظوم حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در باره پیامبر صلی الله علیه و آله را تتمیم کرده و چاپ شده است . (18)

وی در دهه سوم بعد از 1300 ق از دنیا رفت .

و نیز می نویسد:

شیخ جمال الدین میثمی دوست فاضل بارع ما، شیخ جمال الدین بن شیخ محمدتقی متولد در 1290 ق بعد از پدر در مسجد وی در محله پامنار که به مسجد آغابهرام معروف است، اقامه جماعت می کرد و مانند پدر و جدش در همان مسجد منبر می رفت و مؤمنان را موعظه می کرد و حدود سال 1365 ق (یا حدود 1360 ق) از دنیا رفت . (19)

وی کتابی شامل صد و سی و شش مجلس (منبر) برای فرزندش (ملک الواعظین) نگاشته است . این کتاب مقتل و نامش «دره » و تاریخ پایان تالیف آن 1349 ق می باشد .

و کتاب دیگر به نام آداب الاسلام و الایمان فارسی شامل 74 باب از احادیث اهل بیت علیهم السلام، دارد .

و اثر سومی به نام انوار میثمی که کشکولی است فارسی دارد و فیه کثیر من الکشفیات البدیعة و الصنایع العجیبة . (20)

شیخ فضل الله میثمی

علامه تهرانی می نویسد:

«فرزند شیخ جمال الدین، خطیب معروف، ملقب به ملک الواعظین، متولد 1321 ق است .» (21)

نگارنده گوید:

مرحوم ملک الواعظین از منبری های معروف تهران بود و این جانب در نوجوانی حدود سال 1375 ق او را دیده و احیانا پای منبر او هم بوده ام . وی در مقدمه کتاب دارالسلام چاپ کتاب فروشی اسلامیه می نویسد:

«این جانب فضل الله ملک الواعظین بن جمال الدین بن محمدتقی بن محمود العراقی المیثمی . . . مجملی از تاریخ آن مرحوم را می نویسم . . . . (22)

آن مرحوم تالیفاتی دارد:

1 . بحرالحقائق در تفسیر سوره توحید . این اثر، کتابی بزرگ و فارسی است که علامه تهرانی نسخه اصل آن را که مورخ 1351 ق بوده نزد مؤلف دیده است . (23)

2 . ملتقطات بحرالمصائب، علامه تهرانی آن را نزد مؤلف دیده است . (24)

شاید این کتاب گزیده ای از بحرالمصائب مقتل فارسی باشد که در چهار جلد چاپ شده است .

3 . منتخبات میثمی در سه جلد شامل متفرقات و اشعار و لطایف . (25) (شاید جنگ منبر ایشان بوده است)

4 . جنگ نور الابصار، مواعظ فارسی شامل مجالس و هر مجلس در احوال یکی از معصومین علیهم السلام است . نسخه آن را علامه تهرانی نزد مؤلف دیده است . (26)

5 . در کتاب معارف الرجال گفته شده تالیفی به نام اخلاق فارسی دارد . (27)

بسیار مناسب است که با تفحص و پی گیری، بازماندگان ایشان شناسایی شوند تا شاید کتاب های خود او و پدر و جد و جد اعلا و خاندانش که حتما نزد ایشان بوده است، شناسایی و مورد استفاده قرار گیرد .

تالیفات ملامحمود میثمی

1 . مشکاة النیرین، به زبان عربی شامل چهل حدیث در مناقب و چهل حدیث در مصائب .(به اندازه دارالسلام است و دارالسلام 560 صفحه وزیری است)

در پایان دارالسلام گوید:

«حقیر بعد از آن که اراده کردم که در مقام تصنیف و تالیف برآیم و افادات و تحقیقاتی که از مشایخ خود التقاط کرده و استفاده نموده به اضافه افکار بدیعه که به خاطر رسیده از برای تذکر خود و انتفاع برادران به قید تحریر در آورم، چنان که بزرگان گفته اند که «العلم صید و الکتابة قید» چنان دیدم که باید اول امر تحفه ای لایق، هدیه موالی خود که بزرگان دینند نمایم تا آن که به توجه و نظر و شفاعت ایشان موفق به این امر شوم، لهذا کتاب مشکاة النیرین را که در مناقب و مصائب معصومین علیهم السلام است تالیف کردم .

تاریخ تالیف آن 1279 ق می باشد و نسخه اصل آن را علامه تهرانی در تهران نزد نواده مؤلف، شیخ جمال الدین بن محمد تقی بن محمود دیده است . (28)

نواده مؤلف، مرحوم ملک الواعظین از نسخه خطی همین کتاب شرح حال مؤلف را که به قلم خود در سال 1279 ق نوشته، نقل می کند و در ادامه می نویسد:

پس از آن، ایشان در مقابل نعم الهیه حمد الهی می کند که خداوند دوستی و ولایت علی و اولاد محبین او را در دل او قرار داده و حدیث «حب علی حسنة لاتضرمعها سیئة » و قول رسول خدا صلی الله علیه و آله: «المرء یحشر مع من احب » [را نقل] و همین را یگانه فخر خود خوانده است .

پس از آن در مقابل توفیق تحصیل علم و اشتغال به آن و موافقت (مرافقت) با اهل آن [حمد الهی را کرده] که مرا به آیه «شهدالله انه لااله الاهو و الملائکة و او لو العلم » مضاهی ملائکه قرار داده و مرا به درجات قرب بالا برده، چنان چه وعده داده «یرفع الله الذین آمنوا و الذین اوتوا العلم درجات » و برای من حظی از خشیت خود قرار داده «انما یخشی الله من عباده العلماء»

و گفته: خداوند، جحیم و نعمت های خود و دشمنان و حجت خود را به من نمود تا جایی که دلم به مقام اطمینان رسید و از من هرگونه وساوس و خطراتی را دور فرمود و علم و ایمان نصیب من فرمود و مرا مجاور قبر اشرف خلقش بعد از رسول خاتم قرار داد .

و قرار داده خواب مرا در این تربت پاک به برکت این تربت مبارکه و صاحب آن [عبادت]، و عبادت من عبادتی است که معادل ست با دویست هزار عبادت .

و این ها نعم جزئیه است که به حکم «و اما بنعمة ربک فحدث » بیان شد و الا به حکم «و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها» از شماره بیرون است «فالحمدلله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لولا ان هدانا الله » «ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب) (29)

در کتابخانه آیة الله مرعشی نسخه ای از مشکاة النیرین مورخ 1287 ق موجود است .

2 . جوامع الشتات، اصول فقه در دو جلد .(تقریبا سه برابر دارالسلام است)

در اواخر کتاب دارالسلام گوید:

بعد از وفات شیخ انصاری آن جناب را در خواب دیدم که در بیابانی وسیع که در آن نهری بزرگ جاری بود ایستاده ظرفی که در دست داشت به من داد و فرمود از این نهر آب بیاور . چون بر لب نهر رفتم آب، تمیز و صاف نبود، برگشتم به عرض رسانیدم . فرمودند: تدبیری کن و بیاور که دانستم مقصود صاف کردن آب است و از خواب بیدار شدم .

خواب را برای برخی از علما نقل کردم، گفت مقصود آن جناب تنقیح مطالب علمیه بوده، زمانی نگذشت که حقیر عازم بر تنقیح و تحریر مباحث اصولیه و فقهیه شدم و مناسب آن دیدم که جمیع تحقیقات اصولیه و فقهیه شیخ استاد را از مسموعات و غیر مسموعات تنقیح و تحریر و جمع نمایم . پس جمیع مسودات خود آن مرحوم را با تقریرات تلامذه ایشان از خود و غیر خود جمع آوری کرده با دقت تمام تنقیح نموده در اصول کتاب «جوامع » و در فقه کتاب «لوامع » را نوشتم و بعد از آن دیگر بار موفق شده در اصول کتاب «قوامع » و در فقه کتاب «خزائن » نوشته شد و تمام این توفیقات از آثار اشاره آن جناب در خواب به آوردن آب بود . اعلی الله قدره و رفع درجته و شکر سعیه و جزاه الله فضل جزاء المطیعین .

در دارالسلام اعتقاد کامل خود را به شیخ انصاری این طور بیان می کند:

حقیر از سال 1272 ق تا سال 1281 ق ملازم منبر درس و نماز جماعت شیخ الطائفه شیخ انصاری قدس سره بودم، بعد از آن که در ایران خود را فارغ می دانستم و از جمعی از معتبرین علما مصدق و مجاز بودم و فهم تحقیق و نظر دقیق شیخ را طوری دیدم که از مسموعات سابقه خود بالمرة چشم بسته و دست کشیدم و فائز به استفاضه و استفاده از ایشان بودم .

و اضافه می کند: کرامات و مقامات شیخ انصاری قدس سره زیاده از حصر و شمار است و مخالف و مؤالف را به آن اعتراف است و چگونه چنین نباشد و حال آن که در عبادت در عصر خود عدیل نداشت و در زهد و ورع او را نظیر نبود و با آن که در هر سال زیاده از صد هزار تومان از وجوه به سوی او متوجه می گردید، وفات کرد در حالی که درهم و دیناری نگذاشت و در زندگی به اقل مایقنع به اکتفا نمود . (30)

با این که نام این کتاب جوامع الشتات فی ما برز من العلامة الانصاری من الافادات فی المباحث الاصولیة است، ولی همان طور که در ذریعه فرموده اند:

این کتاب شامل آن بخش هایی از مباحث اصول فقه است که به قلم خود شیخ انصاری نگاشته نشده، یعنی بحث های حجیت ظن و برائت و استصحاب و تعادل و تراجیح را ندارد و گویا این استثنا دنبال نام کتاب هم باشد .

اما مرحوم ملک الواعظین در مقدمه چاپ حروفی دارالسلام در شرح حال جد خود می نویسد:

جوامع الشتات جامع جمیع آن چه در اصول از شیخ انصاری ابراز شده غیر از مسایل اربعه می باشد و این کتاب در دو مجلد است که مجلد سوم آن را در همان مسایل اربعه (حجیت ظن، برائت، استصحاب و تعادل و تراجیح) نوشته اند .

در ذریعه سه نسخه از این کتاب (ج 1 و 2 ظ) معرفی شده که یکی در کتابخانه میرزای شیرازی بزرگ، و دومی در کتابخانه میرزا عبدالرزاق واعظ همدانی متوفای بعد از 1381 ق و سومی به خط مؤلف نزد نواده مؤلف، شیخ جمال الدین در تهران بوده است .

3 . قوامع الفضول فی علم اصول .(در یک جلد رحلی 584 صفحه چاپ شده است)

این کتاب دوره کامل اصول فقه و به منزله تقریرات درس اصول شیخ انصاری است و این کتاب چون علاوه بر آن چه در فرائد الاصول (رسائل) شیخ انصاری و مطارع الانظار (تقریرات درس اصول شیخ انصاری به قلم میرزا ابوالقاسم کلانتر تهرانی) آمده، بخش های دیگر اصول را هم دارد، مورد توجه و استفاده قرار گرفته و مؤلف به خاطر همین کتاب شهرتی پیدا کرده، تا جایی که او را بیش تر به عنوان «صاحب قوامع » می شناسند و معرفی می کنند .

این کتاب بعد از جوامع الشتات و لوامع النکات، تالیف شده و تاریخ پایان تالیف آن 1292 ق در نجف اشرف بوده است .

از مؤلف در صفحه قبل از شروع کتاب نقل شده:

«ان کتابنا هذا الموسوم بقوامع الفضول عن وجوه حقائق اصول علم الاصول الجامع لجمیع ما التقط من مطارع نتائج افکار شیخنا الوحید المرتضی الانصاری - طیب رمسه - فی هذا العلم من مباحث المعقول و المنقول . . . .»

تقریظهایی حاکی از اهمیت این تالیف و مجتهد و محقق بودن مؤلف آن بر این کتاب نوشته شده است:

سید علی آل بحرالعلوم طباطبایی متوفای 1298 ق که از اکابر فقهای عصر خود بوده و کتاب «البرهان القاطع » در فقه (که سه جلد آن چاپ شده تالیف اوست) در باره قوامع می نویسد:

لحظت جملة من مسائل هذا الکتاب فوجدتها دلیلا واضحا علی قوة ربانیة لمؤلفه لم توجد فی ابناء عصره و برهانا ساطعا لوجود ملکة رد الفروع الی الاصول اختص بها عن غیره فکان کما قیل:

و انی و ان کنت الاخیر زمانه لآت بمالم تستطعه الاوائل و ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء . حرره الاقل علی آل بحرالعلوم الطباطبائی 1294 ق .

سید مهدی قزوینی متوفای 1300 ق و صاحب کرامات و از شاگردان میرزای شیرازی رحمه الله در باره قوامع می نویسد:

سرحت نظری فی هذا الکتاب فوجدته کعقد قد انفصم فتناثرت لآلیه . . . کیف و قد صدر عن قریحة وقادة و فکرة نقادة و قوة ربانیة و ملکة قدسیة تشهد لصاحبه بالاقتدار علی رد الفروع الی الاصول و الاحاطة بالمعقول و المنقول وفقه الله لمراضیه و جعل مستقبله خیرا من ماضیه و بلغه ما یتمناه و ما الفضل الا من عندالله .

من مبلغ الاعراب انی بعدهم

شاهدت رسطالیس والاسکندرا

و رایت کل العالمین کانهم

رد الاله زمانهم والاعصرا

حرره الاقل محمدبن الحسن المدعو بمهدی الحسینی الشهیر بالقزوینی 1294 ق .

و میرزای بزرگ میرزا محمدحسن شیرازی متوفای 1312 ق می نویسد:

چه قدر خوب است که نسخ این کتاب مستطاب بسیار شود که علما و طلاب از آن منتفع شوند و ان شاء الله بانی خواهند شد . حرره الاحقر محمدحسن الحسینی .

این کتاب در سال 1304 ق (بخش اول) و 1305 ق (بخش دوم) برای چاپ استنساخ و در همان سال ها در زمان حیات مؤلف در تهران چاپ شده و در پایان آن آمده است:

طالبان این کتاب و کتاب دارالسلام در محله پای منار در خانه مصنف آن، از نجل نبیل ایشان، زبدة العلماء الاطیاب شیخ محمد تقی، ابتیاع نمایند .

در فهرست کتب چاپی خانبابا مشار آمده که قوامع علاوه بر سال 1305 ق در سال 1294 ق هم چاپ شده است . نگارنده فقط چاپ حدود 1305ق را دیده و آن چاپ را ندیده ام و شاید ایشان 1294 ق را که تاریخ تقریظها است با تاریخ چاپ اشتباه کرده باشد، باید تحقیق شود .

4 . لوامع النکات الجامع لجمیع ما برز من الشیخ الانصاری فی الفقه سوی ما کتبه فی الطهارة و المکاسب .(پنج برابر دارالسلام است)

علامه تهرانی که نسخه خطی این کتاب را دیده می فرماید:

شرح شرایع است در چهار [یا شش] جلد، جلد اول صلاة و جلد دوم زکاة و خمس و صوم (تاریخ پایان تالیف جلد دوم 1288ق) است .

و نسخه ای شامل زکاة و بخشی از اجاره نزد حاج شیخ علی قمی و سه جلد آن نزد میرزا عبدالرزاق واعظ همدانی و برخی از مجلدات آن به خط مؤلف نزد نواده اش شیخ جمال الدین در تهران و کتاب رهن آن در کتابخانه سیدمحمدباقر حجت در کربلا و جزء اول آن در کتابخانه امیرالمؤمنین در نجف است . (31)

یک نسخه از یک قطعه این کتاب در کتابخانه آیة الله مرعشی مورخ 1289 ق که از روی نسخه مؤلف نوشته شده موجود است .

در فهرست آن کتابخانه (32) آمده:

این کتاب در شش جلد بزرگ نوشته شده و تاریخ پایان تالیف جلد ششم 1287 ق می باشد که نسخه حاضر جلد ششم است و مشتمل بر قسم چهارم از شرح شرایع است .

5 . خزائن الکلام فی شرح قواعد الاحکام، طهارت آن نوشته شده .(چهار برابر دارالسلام است)

علامه تهرانی می نویسد:

«شرح کتاب طهارت تا وضو را در یک مجلد و شرح دمای ثلاثه را در مجلدی دیگر نزد نواده او - شیخ جمال الدین - در تهران دیدم . »

6 . میاه العیون، فقه و شرح منهاج الهدایه حاجی کلباسی است .

علامه تهرانی گوید:

نسخه اصل به خط مؤلف شامل مقداری از طهارت و بخشی از خیارات و بحث نقد و نسیه و شروط و متفرقاتی از ابواب معاملات و قضا و رهن را در نجف نزد [آیة الله] سیدمحمد حجت کوه کمری دیدم که مجموعا حدود ده هزار بیت (نصف دارالسلام) بود .

ظاهرا همین نسخه است که اکنون در کتابخانه آیة الله مرعشی قم است . (33)

7 . کفایة الراشدین فی الرد علی جماعة من المبدعین .

حاج کریم خان کرمانی رئیس شیخیه در زمان خود کتابی به نام هدایة الطالبین دارد که خواسته است در آن ایرادهای یکی از علمای یزد بر طایفه شیخیه را پاسخ گوید .

در کتاب فهرست کتب شیخیه آمده است:

در هدایة الطالبین این سؤال ها را حاج کریم خان پاسخ داده است .

چرا مریدهای شما علما را لعن و طعن می کنند؟

مرادتان از رکن رابع که گفته اید اصول دین چهار است و چهارم آن رکن رابع می باشد چیست؟

موضوع عدد در صوم و افطار در ماه رمضان چیست و مآخذ فقاهتی آن چیست؟

مرحوم میرزا عبدالرزاق همدانی واعظ متوفاتی بعد از 1381 ق و صاحب تالیفات فراوان هم کتابی به نام هدایة الطالبین در رد شیخیه دارد که نباید این دو با هم اشتباه شود .

کفایة الراشدین ردی است بر هدایة الطالبین حاج کریم خان که در سال 1283ق نگارش آن به پایان رسیده است و حدود 150 صفحه وزیری است .

علامه تهرانی می فرماید:

نسخه به خط مؤلف نزد نواده اش شیخ جمال الدین در تهران است .

در کتابخانه آیة الله مرعشی نسخه ای از این کتاب مورخ 1306 ق موجود است و در فهرست آن کتابخانه (34) آمده است .

مؤلف در سال 1282 ق به زیارت حضرت رضا علیه السلام رفت و هنگام بازگشت در تهران شخصی کتاب هدایة الطالبین حاج کریم خان کرمانی را به وی داد و درخواست کرد که اظهار نظر نماید .

کتاب کفایة الراشدین را در پاسخ آن نوشته و ضمنا ردی است بر صوفیه و مدعیان ارشاد و مشتمل بر سه باب است:

باب اول: در جواب کلمات خان کرمان;

با دوم: در احتجاج یوحنای ذمی;

باب سوم: رد صوفیه .

بنابراین اولین تالیف مرحوم میثمی مشکاة النیرین و شاید دوم کفایة الراشدین و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم جوامع الشتات و لوامع النکات و مسند الاخبار و خزائن و قوامع الفضول است و تاریخ تالیف میاه العیون معلوم نیست، و آخرین آن ها دارالسلام است .

8 . مسند الاخبار، مثنوی فارسی است در فضایل و مناقب گرفته شده از کتاب دیگرش مشکاة النیرین .(عربی)

این مثنوی تا حالات امام حسن علیه السلام را دارد و تاریخ پایان آن 1287 ق است .

در آغاز آن از مستوفی الممالک یاد شده و مثنوی به ناصرالدین شاه قاجار تقدیم شده است .

نسخه مورخ 1287 ق آن در 88 صفحه در کتابخانه آیة الله مرعشی موجود است . (35)

9 . ظاهرا شعر هم می سروده، پس باید دیوانی هم داشته باشد .

10 . دارالسلام فی من فاز بسلام الامام علیه السلام

تا چند سال قبل که هنوز در باره حضرت ولی عصر علیه السلام کتاب های فارسی متعدد نگاشته نشده بود از میان کتاب های فارسی سه کتاب بیش تر مورد توجه دانشمندان بود: ترجمه سیزدهم بحار و دارالسلام عراقی و نجم الثاقب حاجی نوری .

دارالسلام پیش از نجم الثاقب تالیف شده و در سال 1301 ق تالیف و در 1303 ق چاپ سنگی و بار دیگر در 1374 ق چاپ حروفی شده است .

و مؤلف پس از این کتاب موفق به نوشتن کتاب دیگری نشده است و خود فرموده:

از سال 1294 ق (که در تهران بوده) نتوانستم چیزی بنویسم و فقط دارالسلام را نوشتم .

چند سالی که پس از تالیف دارالسلام در قید حیات بود به ضعف چشم هم مبتلا شده بود که خود این مانع تالیف و نگارش بود .

در باره دارالسلام گفته شده:

گویا ترجمه و مستدرکی است بر باب «من رای الحجة علیه السلام » از جلد سیزدهم بحارالانوار .

مؤلف در آغاز کتاب گوید:

چون طول غیبت و قصور و نقصان بصیرت کل مسلمین، بلکه مؤمنین اثنا عشری را که در ظاهر معتقد به امامت و وجود و غیبت آن بزرگوارند به طوری غافل نموده که گویا اعتقاد ندارند والا رعیت را لازم آن است که حاجات خود را به سلطان عصر عرضه کنند و مهمات خود را به او مرجوع دارند و از او یاری خواهند نه آن که اعتنا ندارند .

لهذا این حقیر سر تا پا تقصیر بر خود واجب داشتم که مختصر کتابی که مشتمل بر امور متعلقه به آن جناب و ذکر کسانی که در بیداری یا آن که در خواب به شرف دریافت حضور آن بزرگوار فایز شرفیاب شده اند و ذکر بعض امور واقعه در عصر او - و غیر ذلک ممایناسبه - به زبان فارسی و بیان واضح نزدیک به فهم عموم که به ارشاد محتاج ترند نوشته تا آن که باعث تذکر غافلان و ارشاد گمراهان و روشنایی چشم زنده دلان و رغم انوف معاندان و کفاره وقوف در بلده تهران (36) و سبب اصلاح امور این حیران سرگردان پریشان محترق به نار هجران گردد . ان شاء الله .

و چون عمده مقصود در آن ذکر اشخاصی بود که فایز به لقای آن امام عالی مقام شده اند، مناسب آمد که موسوم باشد به «دارالسلام المشتمل علی ذکر من فاز بسلام الامام » . . . و علیه التوکل و الاعتماد .

نگارنده گوید:

این جانب چون حدود صد داستان از کتاب ارزشمند دارالسلام را برگزیده تا منتشر سازد، این شرح حال را به عنوان مقدمه آن اثر که خوانندگان با مؤلف جلیل القدر آن آشنایی بیش تر داشته باشند، تنظیم نمودم .

تعدادی از این داستان ها مربوط به مؤلف دارالسلام و حاکی از صدق و صفای روحی وی و این که خدمت امام زمان علیه السلام رسیده و نیز مورد عنایت اهل بیت علیهم السلام بوده است می باشد .

علاقه مندان به خواندن این حکایات به همان برگزیده دارالسلام که به کوشش این جانب تنظیم شده رجوع کنند .

مصادر این شرح حال

1 . دارالسلام عراقی چاپ سنگی و حروفی .

2 . مقدمه دارالسلام، نوشته ملک الواعظین .

3 . پایان قوامع الاصول، نوشته فرزند مؤلف .

4 . اعلام الشیعه، علامه تهرانی سده 13 و 14 .

5 . المآثر و الآثار اعتماد السلطنه .

6 . علمای معاصرین، خیابانی .

7 . ریحانة الادب، خیابانی .

8 . الذریعة الی تصانیف الشیعه، علامه تهرانی .

9 . اعیان الشیعه، سید محسن امین .

10 . زندگانی شیخ انصاری، تالیف مرتضی انصاری .

11 . تاریخ بروجرد، نوشته آقای مولانا .

12 . تاریخ اراک دهگان .

13 . علمای گمنام، نوشته حاج آقا مجتبی عراقی .

14 . گنجینه دانشمندان رازی .(بخش علمای اراک)

15 . معارف الرجال، حرزالدین .

16 . فهرست کتابخانه آیة الله العظمی مرعشی نجفی . (37)

پی نوشت ها:

1) به لغت نامه دهخدا واژه کزاز رجوع شود .

کزاز نیز نام دهی است از دهستان بالا بخش سربند شهرستان اراک .

2) به کتاب علمای گمنام تالیف مرحوم آیة الله حاج آقا مجتبی عراقی ص 215، ذیل «خاندان میثمی » رجوع شود .

3) در کتاب علمای گمنام چند نفر از دانشمندان کرهرودی معرفی شده اند .

4) تاریخ اراک، ص 150 .

5) شرح حال حاج سید شفیع به گونه مفصل در کتاب تاریخ بروجرد 2، صص 402- 427 یاد شده است .

6) شرح حال حجة الاسلام حاج ملا اسدالله بروجردی نیز در کتاب تاریخ بروجرد 2، صص 318- 344 آمده است .

7) و نیز در کتاب زندگانی و شخصیت شیخ انصاری 1306 ق و در مؤلفین کتب چاپی خان بابا مشار 1308 ق ودر ریحانة الادب خیابانی حدود 1310 ق ضبط شده است و با مراجعه به موارد متعدد ذریعه روشن می شود که 1308 ق صحیح است .

8) این منزل نزدیک مدرسه آیة الله بروجردی بوده است .(الذریعه، ج 17، ص 199 .)

9) اعلام الشیعه، قرن 14، ج 1، ص 268 و ج 5، ص 138 مخلوط .

10) ص 166، چاپ سنگی .

11) علمای معاصرین، 326 .

12) ریحانة الادب، 2/383 .

13) زندگانی شیخ انصاری، ص 310 .

14) اعیان الشیعة، چاپ جدید، ج 10، ص 103 .

15) ذریعه، ج 21، ص 38 و فهرست کتابخانه آیة الله مرعشی، ج 7، ص 294 .

16) ذریعه، ج 18، ص 311 .

17) اعلام الشیعه، سده 14، ص 834 و 841 و ذریعه جلدهای متعدد .

18) ر . ک: ذریعه، ج 9، ص 1138 و ج 14، ص 12 و ج 17، ص 134 و اعلام الشیعه سده 14، ص 268 .

19) اعلام الشیعه، سده 14، ص 268 و الذریعه، ج 20، ص 111 و ج 8، ص 88 .

20) ذریعه، ج 1، ص 13 و ج 2، ص 445 .

21) اعلام الشیعة سده 14، ص 268 و الذریعه، ج 20، ص 111 و ج 3، ص 36 .

22) دارالسلام، چاپ حروفی، ص 2 .

23) ذریعه، ج 3، ص 36 و شاید 1351 ق تاریخ دیدن نسخه باشد نه تاریخ تالیف کتاب .

24) ذریعه، ج 22، ص 195 .

25) ذریعه، ج 22، ص 365 .

26) ذریعه، ج 24، ص 356 .

27) معارف الرجال، ج 2، ص 157 .

28) الذریعه، ج 21، ص 93 . علمای معاصرین، ص 326 .

29) مقدمه دارالسلام چاپ حروفی .

30) علمای معاصرین، ص 327 .

31) الذربعة، ج 18، ص 358 .

32) الذریعه، ج 14، ص 59 .

33) فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیة الله مرعشی، ج 15، ص 19 .

34) الذریعه، ج 9، ص 218 .

35) فهرست کتابخانه آیة الله مرعشی، ج 7، ص 293 .

36) این فقیه بزرگوار از نجف به ایران به قصد مراجعت - نه توقف در تهران - آمده بود که توفیق آن را نیافت و از این رو خود را در خسران می بیند با اینکه در تهران هم منشا برکاتی بوده و از او استفاده ها شده است .

37) متاسفانه فقط بیست جلد از فهرست این کتابخانه دیده شد و احتمال هست که در سایر مجلدات این فهرست و نیز در فهرست های سایر کتابخانه ها نسخه هایی از تالیفات یاد شده مؤلف و خاندان او و یا تالیفاتی که ما از آن اطلاع نداشته ایم یاد شده باشد، که نیاز به بررسی دارد .