مشخصات مجله


پیام زن - دی 1383، شماره 154
تاریخ درج : 1386/6/28
بازدید : 103502

فهرست مطالب

جستجو

مجلات > خانواده و زنان > پیام زن > دی 1383، شماره 154


آیا فرزند من طبیعی است؟

پدید آورنده : تهیه: زهرا موسوی ، صفحه

با افزایش سطح تحصیلات مادران و اطلاعاتی که رسانه های جمعی و کتاب های مختلف تربیتی در مورد چگونگی تربیت فرزند، رفتار با او، رشد وی، نیازهایش و ... در اختیار مادران قرار می دهند، نگرانی های آنها در مورد طبیعی بودن یا نبودن فرزندان شان افزایش یافته است. این نگرانی ها می توانند تبدیل به انگیزه ای قوی برای درک و برخورد بهتر با کودکان شود و یا تبدیل به اضطراب و آشفتگی رفتاری گردد و به صورت رفتارهای ناهماهنگ و متغیر ظاهر شود و در نتیجه

مادر و کودک را آشفته و سردرگم کند.

با توجه به این مسائل، آشنایی مادران با مراحل رشد طبیعی فرزندان شان و آگاهی آنها نسبت به نیازهای خاص هر سن، به آنها کمک می کند انتظار و توقعی متناسب با سن آنها از آنان داشته باشند و ضمنا نیازهایشان را به بهترین وجه برآورده سازند.

در اینجا به برخی ویژگی های یک کودک طبیعی و نیازهای خاص هر سن می پردازیم.

دوره شیرخوارگی

پیش از وارد شدن به مبحث اصلی، لازم است خاطرنشان سازیم کودکان در به دست آوردن مهارت های خاص هر سن متفاوتند. ممکن است کودکی در یازده ماهگی راه برود و کودک دیگری در این سن، تازه تمرین ایستادن کند. این تفاوت ها طبیعی هستند و جای نگرانی نیست.

از طرف دیگر، سنینی که در اینجا ذکر می شوند سن آغاز یک مهارت حرکتی یا شناختی و غیره می باشد، نه سن پایان آن، بنابراین اگر به طور مثال گفته شد که کودک در نه ماهگی به کمک دیگران می ایستد، در صورتی که مادری مشاهده کرد کودک او در این سن قادر به ایستادن نیست، نباید نگران شود، چرا که هنوز فرصت برای این کار باقی است.

رشد جسمانی

مشخصه اولین سال زندگی کودک، رشد جسمانی سریع اوست. کودکان سالمی که خوب تغذیه شده اند، از تولد تا یک سالگی 50% به قدشان و تقریبا 200% به وزن شان اضافه می شود. میزان رشد در شش ماه اوّل زندگی سریع تر از بقیه سال های زندگی است، ولی همه قسمت های بدن به یک میزان رشد نمی کنند و لزوما هیچ رابطه ای بین سر و رشد ماهیچه ها وجود ندارد.

در دوران شیرخوارگی نوزاد قادر به انجام بازتاب های حرکتی پیچیده و متنوعی است که بعضی از آن بازتاب ها برای بقای او لازم است.

نوزادان با چشمان خود حرکت نور را تعقیب می کنند، پستانکی را که در دهان شان می گذارند می مکند و اگر گوشه لب شان را لمس کنیم، صورت خود را به همان طرف برمی گردانند و ... .

نشستن

هر چند نوزاد نمی تواند بدون کمک بنشیند، ولی به زودی قادر به این کار خواهد شد. کودکان چهار ماهه می توانند برای مدت یک دقیقه به کمک دیگران بنشینند. در نه ماهگی، غالب کودکان برای مدت ده دقیقه یا بیشتر بدون کمک دیگران می توانند بنشینند.

سینه خیز و چهار دست و پا راه رفتن

هر چند از لحاظ سنِ شروع سینه خیز یا چهار دست و پا رفتن بین کودکان تفاوت های فردی وجود دارد، ولی تمام کودکانی که این امکان را دارند روی زمین حرکت کنند، توالی یکسانی را طی خواهند کرد.

سن متوسط سینه خیز رفتن حدودا نه ماهگی است و کودک حدودا در ده ماهگی چهار دست و پا راه می رود. ممکن است کودکی یک یا دو مرحله را جهشی بگذراند، ولی غالب کودکان بیشتر مراحل را عادی می گذرانند.

ایستادن و راه رفتن

توانایی راه رفتن بستگی به یک سلسله از موفقیت های پیشین دارد. سنینی که هر یک از کودکان به این مراحل دست می یابند، دامنه گسترده ای را در بر می گیرد. سن متوسط برای انجام کاری مانند خود را بالا کشیدن به منظور ایستادن و ایستادن به کمک میز یا صندلی بین نه و ده ماهگی است. کودک متوسط در حدود یازده ماهگی بدون کمک دیگران می ایستد. در یک سالگی اگر یک دستش را بگیرند، راه می رود و در سیزده ماهگی بدون کمک دیگران راه می رود، هر چند معمولاً تلوتلو می خورد. در هجده ماهگی می تواند بدون کمک دیگران از پله ها پایین و بالا برود و معمولاً زمین نمی خورد، نیز می تواند اسباب بازی اش را روی زمین به دنبال خود بکشاند. در دومین سال زندگی، کودک می تواند بی آنکه بیفتد چیزی را از روی زمین بردارد و می تواند بدود یا عقب عقب راه برود.

زمان نشستن، ایستادن یا راه رفتن کودک، هم بستگی به رشد دستگاههای عصبی و عضلانی دارد و هم تمرین مهارت های حرکتی.

بنابراین قبل از اینکه کودک از نظر رشد دستگاه عصبی به یک مرحله خاص برسد، هر چه با او تمرین کنیم، نمی تواند بنشیند یا راه برود، ولی اگر تا نه ماهگی به کودک اجازه نشستن ندهیم و همواره او را بخوابانیم یا بغل کنیم، علی رغم اینکه از نظر دستگاه عصبی رشد یافته، ولی به علت فقدان تمرین های حرکتی قادر به نشستن نخواهد بود اما در همان زمان هم اگر با او تمرین نشستن بکنیم، به سرعت این توانایی را به دست خواهد آورد.

رشد دندان ها

بعد از تولد نوزاد و مدت ها قبل از اینکه دندان ها نمایان شود، دندان ها در درون لثه ها وجود دارند. نخستین دندان کودک حدود شش تا هشت ماهگی بیرون می آید و بقیه پس از آن و به تدریج رشد می کنند، به طوری که کودک در پایان سال دوم، جمعا بیست دندان خواهد داشت.

زمان رویش دندان ها در کودکان مختلف فرق می کند. بعضی زودتر دندان در می آورند و بعضی دیرتر. ممکن است کودکی در سه ماهگی دندان در بیاورد و کودک دیگری تا یک سالگی دندان نداشته باشد. دیر یا زود روییدن دندان ها هیچ ارتباطی با کم هوشی یا باهوشی کودک ندارد.

طبیعی است هر گونه اختلال در تغذیه کودک بخصوص کمبود شیر، موجب ناهنجاری هایی در تشکیل و رشد مینا و نسوج دندان می شود و رشد آن را با اشکال روبه رو می کند. با دادن شیر کافی به کودک و با اضافه کردن مواد ضروری به غذای او، زمینه برای رشد مناسب دندان ها فراهم می شود. موادی چون کلسیم و ویتامین D برای رشد دندان های کودک ضروری است و مادر نباید در دوران شیردهی از خوردن آنها غافل باشد. معمولاً برای اطمینان از اینکه آهن و ویتامین های A و Dکودک تأمین می شود، این مواد را به رژیم غذایی کودک اضافه می کنند.

رشد گویایی

در دو سه هفته اوّل زندگی، صداهای کودک در موارد مختلف یکسان و یکنواخت است. این صداها، جنبه بازتابی دارد و با اراده و آگاهی انجام نمی شود، ولی کم کم بین گریه کودک و وضع او ارتباط برقرار می شود، به گونه ای که مادر از طریق لحن گریه کودک می تواند به گرسنگی، خواب آلودگی یا نیازهای دیگر او پی ببرد.

اگر چه معمولاً شروع تکلم را با به کار بردن اولین کلمات مشخص می کند، ولی می توان گفت که کودک از حدود سه ماهگی با ایجاد صدا به نحوی با محیط پیرامون خود رابطه برقرار می کند. ضمن اینکه اطلاعات کودک در مورد وضع خود، از شناخت او از صداها و اصوات بیشتر است.

کودک از ماه سوم به بعد، کم کم خود را با این صداها سرگرم می کند و از این به بعد «قان و قون» کردن کودک شروع می شود. از ماه ششم به بعد به گونه فزاینده ای صداها را تقلید و تکرار می کند. صدای کودک از حدود یک سالگی کم کم شبیه تکلم بزرگسالان می شود. کودک در اواخر سال اوّل زندگی،

مجموعا دو، سه کلمه یاد می گیرد، ولی قبل از بیان اوّلین کلمه، بسیاری از صداها، حالات عاطفی، تغییرات چهره و چند کلمه ساده مانند بابا و ماما را درک می کند. اولین پاسخ کودک به محبت های مادر به صورت لبخند، نشانه فهم و درک کودک است. در حدود نه ماهگی نسبت به اسم خود و کلمه های «نه» و «نکن»، عکس العمل نشان می دهد و شروع به تقلید صداها می کند. نقش والدین از این به بعد اهمیت ویژه ای دارد. بعد از اینکه کودک با کمک والدین توانست بسیاری از صداها را تقلید کند، کم کم آمادگی پیدا می نماید که اولین کلمه را به زبان بیاورد.

خواب کودکان شیرخوار

خواب، از جمله نیازهای بسیار قوی در اولین روزهای زندگی است. حدود بیست ساعت از اوقات نوزاد در خواب می گذرد. هر مرحله از خواب نوزاد معمولاً بین سه تا چهار ساعت طول می کشد. به موازات رشد کودک، زمان خواب او کاهش می یابد. یعنی از حدود 80% شبانه روز به حدود 50% می رسد. آهنگ و عمق خواب نیز در خلال سال اوّل زندگی تغییر می کند. کودک برای سه یا چهار هفته اوّل، به طور متوسط هفت تا هشت بار چرت کوتاه می زند و خواب بسیار سبکی دارد

و با کوچک ترین ناراحتی و رنجش و گرسنگی از خواب بیدار می شود، ولی دفعات خوابیدن و بیدار شدن در حدود شش هفتگی کاهش می یابد. در حدود بیست و هشت هفتگی، بیشتر کودکان شب را می خوابند و از آن زمان به بعد تا حدود یک سالگی، دو یا سه بار در روز می خوابند. بعضی از کودکان خواب منظمی دارند و برخی دیگر خواب شان بسیار نامنظم است ولی هر چه کودک بزرگ تر می شود، در بین شب کمتر از خواب بیدار می شود.

رشد شناختی ـ عاطفی

نخستین سال زندگی کودک، صرف گرفتن می شود. گرفتن غذا و گرفتن اطلاعات به معنای کلی کلمه. به همین دلیل کودکان در این سن هر چیزی را که می بینند، وارد دهان خود می کنند؛ خواه خوراکی باشد، یا اسباب بازی و یا حتی یک حشره. هدف او سیر کردن شکمش نیست، بلکه از این طریق می خواهد آن شی ء را بشناسد.

نخستین سال، زمانی است که کودک نه تنها بیش از هر دوره دیگری نسبت به غذا حساس است، بلکه نسبت به تمام نوازش ها، بوسه ها، تن بوسه ها و قلقلک ها که مادر مهربان نثار کودک می کند نیز حساس است.

کودکان از بدو تولد نیاز دارند با دیگری رابطه برقرار کنند تا از این راه نیازهای خود را تأمین نمایند. کودک معمولاً نخستین رابطه را با مادر برقرار می سازد. او باید بتواند در کنار مادر احساس ایمنی به دست آورد، یعنی این احساس را که مادر دایما برای ارضای نیازهای وی در کنارش قرار دارد. مراقبت های منظم و محبت آمیز برای ایجاد احساس اعتماد در کودک، ضروری است. خصیصه تکراری و ارضاکننده این مراقبت ها موجب می شود بعدها کودک بتواند ناکامی موقت را بهتر تحمل کند یا بتواند یک ارضای فوری را به تعویق اندازد، زیرا اینک تا حدی نسبت به بزرگسال اعتماد حاصل کرده است. در عوض چنانچه مواظبت ها پایدار نباشند، ممکن است در کودک موجب احساس عدم اعتماد نسبت به اطرافیان گردد و سبب شود کودک نسبت به ناکامی، با دلهره از خود واکنش نشان دهد.

اولین رابطه عاطفی اگر خوب برقرار شود، برای کودک یک ایمنی است که اعتماد به دنیای بیرونی را میسر می سازد. احساس ایمنی شرط هر نوع پیشرفت بعدی است. کودک نمی تواند استقلال یابد، نسبت به خود هوشیار شود و به اکتشاف دنیای بیرونی بپردازد مگر آنکه نسبت به دلبستگی های خویش اطمینان یابد و یقین داشته باشد در این جهان نقش و جایی دارد.

رشد شناختی

همان طور که نوزاد به سرعت از نظر جسمی رشد می کند تا حدی که در پایان یک سالگی قابل مقایسه با آغاز تولد نیست، از نظر توانایی های شناختی نیز به همین صورت است.

نوزاد از ابتدای تولد تقریبا از همه حواس خود استفاده می کند و طی یک سالگی می تواند بین مزه های مختلف، صداها، نور و بو تمایز قایل شود. دیگر اینکه بین وقایع فیزیکی مشابه تمییز قایل می شود. اگر به کودک شش ماهه یک پستانک معمولی بدهند تا بمکد، بی آنکه بتواند آن را ببیند، بعد پستانک معمولی و پستانکی را که سر آن برآمدگی هایی دارد، به او نشان دهند، نوزاد بعد از آنکه پستانک دندانه دار را مکید بیش از نوع معمولی نگاه می کند، ولی پس از اینکه نوع معمولی را مکید، به آن بیشتر نگاه می کند. همین نشان می دهد که او تشخیص می دهد پستانکی که در مقابل چشمش بود، شبیه به همانی است که مکیده، ولی ندیده بود. توانایی دیگری که به دست می آورد این است که بین مجموعه ای از اشیا و وقایع، تشابهاتی می یابد تا وقایع و اشیایی را که خصوصیات مشترکی دارند طبقه بندی یا رده بندی کند.

رده بندی عبارت است از بازنمایی ابعاد مشترک اموری که به هم شباهت دارند، ولی یکی نیستند. ابعاد مشترک ممکن است خصوصیات فیزیکی مانند اندازه و رنگ یا اعمالی مانند خوردن یا پرتاب کردن باشند. بعدها که کودک بزرگ تر شد، ابعاد مشترک، مفاهیم و کلمات خواهند بود.

نوزادان به تدریج تجارب گذشته را به مدت طولانی تری به خاطر می سپارند. رشد حافظه شاید یکی از علل ایجاد حالت هایی عاطفی مثل اضطراب جدایی و ترس از غریبه باشد. کودک در فاصله 12 ـ 8 ماهگی به علت رشد حافظه و قدرت یادآوری و نگهداری اطلاعات قبلی، در صورتی که با غریبه ای مواجه شود، به سرعت چهره او را با افراد آشنا که تصویر آنها را در ذهن دارد مقایسه می کند. در صورتی که تصویر آن را در حافظه پیدا نکند، دچار نگرانی می شود و گریه

سر می دهد. از طرف دیگر، معمولاً بین 7 تا 12 ماهگی کودکان هنگام جدا شدن از مادر دچار ترس می شوند و گریه می کنند. این حالت در 15 و 18 ماهگی به اوج خود می رسد.

یکی از دلایل اجتماعی این حالت آن است که کودک به تدریج که بزرگ می شود بیش از پیش مقایسه می کند و مطالب را به خاطر می آورد. همه اینها همراه است با پیشگویی آینده، یعنی کودک ممکن است از خود بپرسد: «آیا مادرم برمی گردد؟»، «حالا چه می شود؟» اگر نتواند پاسخی برای این سؤال پیدا کند، گریه می نماید. شدت اضطراب جداییِ موقت احتمالاً تا حدودی بستگی به کیفیت رابطه عاطفی با مادر دارد.

اضطراب جدایی بعد از دو سالگی کاهش می یابد، زیرا کودک به مرور که بزرگ می شود، می تواند وقایع را درک کند و بازگشت مادر را پیش بینی نماید. تجارب کودک در طول سال دوم زندگی کمک می کند بتواند مشکلاتی را که باعث ایجاد اضطراب می شود حل کند.